eitaa logo
𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺 𝗛𝗲𝗮𝘃𝗲𝗻🤍
674 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
3.4هزار ویدیو
11 فایل
𝗘𝘃𝗲𝗿𝘆 𝗻𝗼𝘁𝗲 𝗵𝗮𝘀 𝗮 𝗽𝗹𝗮𝗰𝗲 𝗵𝗲𝗿𝗲🤍 𝗠𝗲𝟭: @HaamimS1376 🪩 𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁: 1404/9/4🔗 𝗢𝘂𝗿 code:319🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
مشاهده در ایتا
دانلود
استوری جدید جنآب صآلحی ✨ 𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩 𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️ 𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید جنآب صآلحی ✨ 𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩 𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️ 𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید جنآب صآلحی ✨ 𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩 𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️ 𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
832.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید جنآب صآلحی ✨ 𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩 𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️ 𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
هدایت شده از نـگـهـبـان‌ِنـور✨
همسایه ها روزتون مبارککک✨💘 *فور حساب نشهه *
همسایه های قشنگم و ممبرای گلم روزتون مبارککککک🫠💘✨️ (فور نیست تبریکه)
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:107 Fasl:1 ..صبح.. اپین از خواب بیدار شد طبق معمول صبحانه نصف خورده روی میز بود کت حامی روی مبل و حامی هم نبود اوین:هوووف از الان ببین چیکار میکنه😭😁 کت حامی رو برداشت و توی اتاق برد بعدش نشست و صبحانه‌اس را خورد ساعت ۱۲ شد حامی اومد حامی:سلامممم اوین:سلام😏 -:لباساتو حداقل جمع میکردیی حامی:ببخشید دیرم شده بود اوین:فدا سرت🙌🏻 اماده شو بریم حامی بریم اوین و حامی اماده شدند و رفتند و بعد از یک ربع رسیدن [خونه فرشته و رضا] همه اونجا بودند حامی کنار حمید نشسته بود اوین و اریانا توی اشپزخونه بودند و ادامه مهمانی..... اردیبهشت سال بعد [خونه حامی و اوین] اوین:حامییی بیا ناهار حامی:اومدم اوین:سرد شـــــددد حامی:ای بابا اومدم -:به به چه کردی اوین:دیگهه😌 حامی سر اوین رو بوسید اوین:من قربونت برم حامی:خدانکنه..فقط زود یه بشقاب بده که گرسنه‌ام خیلی😉😅 اوین:بیا اقای صالحی😂 حامی:مرسیی حامی روی صندلی نشست و برای خودش غذا کشید اوین:حداقل برای منم میکشیدی حامی:بشقاب ندادی اوین:جلوته هااا حامی:ندیدم ببخشید اوین:اشکالی نداره حامی:ناراحتی؟ اوین:نه حامی:مطمئن باشم اوین:اره .......... بعد از ناهار.. ظرف ها شسته شده بودند حامی خواب بود اوین هم روی کاناپه نشسته بود حامی از خواب بیدار شد و از اتاق بیرون امد اوین نگاهش رو از تلویزیون به حامی برد حامی:اوین اوین:بله حامی:نظرت چیه که اصفهان که کنسرت میزارم توهم بیای اوین:نه نمیام حامی:چرا؟خب حوصلت سرمیره..تنهایی اوین:نه..باشه..کِی حامی:چند ماه دیگه اوین:از الان میگی حامی:اره خب
⿻ب‍‌ای‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌ 🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ م‍‌‍‌ی‍‌‍‌ش‍‌‍‌ه‍‌‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ اک‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ م‍‌ون‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ ش‍‌د🍋🌿↶⋆ ⿻ق‍‌‍‌ص‍‌‍‌رم‍‌‍‌ون‍‌‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆