eitaa logo
آوای دღل
445 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
2.1هزار ویدیو
48 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻فراخوان سراسری برای ندای «الله‌اکبر» امشب ساعت ۲۱ در سراسر کشور 🔸درپی انتشار پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت حج، مردم ایران عزیز امشب رأس ساعت ۲۱ با حضور در پشت‌بام‌ها، میادین و خیابان‌ها، ندای «الله‌اکبر» سر دهند. 🔸این فراخوان در راستای اعلام وحدت ملی، حمایت از جبهه مقاومت و تجدید عهد با آرمان‌های انقلاب اسلامی منتشر شده است. ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅
دَعَوْتُكَ فَأَجَبْتَنِي خواندمت، پاسخم دادی ♥️ عبادات و بندگی‌هاتون قبول حق🌱 عید سعید قربان بر شما مبارک باد✨💐 ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅
📛 اعمال شب و روز عید قربان ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅
🌺عید سعید قربان مبارک 🔹رهبر شهید انقلاب: اگر به حکمت مندرج در عید قربان توجه شود، خیلی از راه‌ها برای ما باز می‌شود. ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅
🌺🌸🌼🌻🌹💐 💚 با سلام ، فرارسیدن عید سعید قربان و همچنین آغاز دهه امامت و ولایت به محضر امام عصر(عج) ، مقام معظم رهبری ، مسلمانان جهان و همچنین بر شما و خانواده محترمتان تبریک و تهنیت باد. 💔عیدقربان امسال جای خالی خیلی ها حس میشه، از جمله امام و رهبر شهید و شهدای عزیز جنگ تحمیلی دوازده روزه و جنگ رمضان. ان شاءالله مهمان حضرت سیدالشهداء علیه السلام باشند ⚘ ❤️ 💙 ❤️ ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌙 عید قربان فقط قصّه‌ی ابراهیم و اسماعیل نیست. قصّه‌ی تمام دل‌هایی‌ست که باید بیاموزند «عزیز»هایشان را فدای «عزیزترینِ» خدا کنند. و حالا ماییم با دل‌هایی پر از عزیز که باید همه را نذرِ نگاه "عزیزِ زهرا" کنیم! ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۲۷ فرهاد با صدای بلند اسم شهاب رو صدا زد تا بلکه به خودش بیاد و جلوی زبون
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۲۸ ✨دانای کل ✨ کم‌کم آفتاب روز چهارشنبه داشت غروب می‌کرد.. دل توی دل هیچ کدوم از مردهای منتظر انتقام نبود.. به قول نیما حرف های شهاب حرف دل تک تک اونها بود اما فقط شهاب جرئت ابراز اون واهمه مشترک رو داشت..همه می‌ترسیدند که امشب هم دست خالی به اتاق اجاره ای خودشون پناه بیارن..ساعت نزدیک ۱۲ شب بود که موبایل زنگ خورد و خبر دادن مثل دو شب قبل،عده ای نزدیک محل قرار امشب جمع شدن و منتظر کامیون هستند..به نزدیکی نقطه مرزی که رسیدن،فرهاد چراغ های پاترول رو خاموش کرد و پشت صخره ای ماشین رو پارک کرد..هر چهار نفر به آهستگی از ماشین پیاده شدن و روی پنجه پا به سمت جمعیت رفتن تا بهتر بتونن دید داشته باشن..به شکل خمیده سنگر گرفتن و سعی کردن دیده نشن..هوای سرد پاییزی توی دل شب در منطقه کوهستانی زوزه می‌کشید.. چشم شهاب به دختربچه سه چهارساله‌ای افتاد که با وجود کاپشن ،مشخص بود از سرما میلرزید و خودشو محکم به زن کناری که احتمالا مادرش بود می‌چسباند..کسی چه میدانست؟شاید هم بچه بیچاره ترسیده بود..امشب تعداد حدود۱۷ نفر بود..کامیون رسید و دونه دونه سوار شدن..شهاب چشم گردوند اما بچه رو ندید..هر چی توی تاریکی نگاه کرد خبری نبود..نه از بچه و نه از مادر..مطمئن بود اتفاقی افتاده و با پچ‌پچ تاجیک اطمینانش محکم‌تر شد.. ×تعداد کسایی که سوار شدن،سه نفر کمتره!!! همین زنگ هشدار کافی بود تا هر کدوم به سمتی برن و مراقب باشن..از اونجایی که ماشین دیگه ای اون نزدیکی نبود،حتما اون سه نفر رو همون جا ها پنهان کرده بودن تا کامیون و بقیه برن..سرعت عملشون در ربایش افراد حیرت‌انگیز بود..کامیون روشن شد و به سمت مرز رفت،پنج دقیقه بعد نیماصدای خش خشی شنید و دید سه مرد قوی هیکل به همراه کیسه های بزرگی مثل گونی روی پشتشون،از پشت سنگ های درشت کنار درختان کوهی خارج شدن و به سمت دامنه کوهستان به راه افتادن..فورا به سه نفر دیگه اس‌ام‌اس داد تا خودشون برسونن..بعد از ملحق شدن اونها به هم،با فاصله راه افتادن..مسافت زیادی رو توی کوهستان طی کردند..تاجیک با این که دیگه جوون نبود،چالاک تر از بقیه از فراز و نشیب‌های راه عبور می‌کرد.. چیزی که برای اون مهم بود،فقط این بود که امشب آخرین و بهترین فرصت به دام انداختن یک شیطان و جلوگیری از پر‌پر شدن دختر های جوون دیگه ای مثل دختر خودش بود..از دور ساختمانی دیده شد و نزدیکتر که شدن،متوجه شدند که یک سوله طویل اونجاست..اما چیزی که باعث شد روح تازه ای بگیرن،شورلت قدیمی قهوه‌ای رنگی بود که نگفته،همگی صاحب منفور اون رو میشناختن..کسی که یک عمر منتظر بودند تا اینجا گیرش بندازن.. نیما آروم گفت:من میرم داخل سر و گوشی آب بدم..فورا جایی پیدا کنید که آنتن بده و با پلیس تماس بگیرید.. مهلت مخالفت به کسی نداد و تا قبل از اینکه در سوله کامل بسته بشه،داخل خزید..شهاب به آنتن گوشی نگاه کرد و دید تموم خونه ها خال هستن.. -اصلا آنتن نمیده.. تاجیک گفت: ×بهتره بری نزدیک آبادی..توی مسیر که می‌اومدیم،تابلوی یک روستا رو دیدم.. شهاب با سرعت به سمت پایین روان شد..سعی کرد با تمام توان بدود.. از اونطرف داخل سوله خبرهایی بود... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
بِسم‌ِرَبِّ‌السَحاب
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍ سلام امام زمانم سلام مولای من، مهدی جان سلامی از ذره به خورشید ... سلامی از فرش به عرش ... سلامی از قفس به پرواز ... سلامی از التهاب به آرامش ... سلامی از طوفان به ساحل ... سلامی از درد به طبیب ... سلامی از رنج به نجات ... ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅
💠 روز 💠 💎 عظمت و برکت روز قربان 🔻امیرالمؤمنین علیه‌السلام: «إِنَّ هذا يَوْمٌ حُرْمَتُهُ عَظِيمَةٌ وَ بَرَكَتُهُ مَأْمُولَةٌ وَالْمَغْفِرَةُ فِيهِ مَرْجُوَّةٌ، فَأَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ تَعالى وَاسْتَغْفِرُوهُ وَ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ» ❇️ حرمت این روز بزرگ است، برکت آن امیدوارکننده و مغفرت در آن مورد انتظار. پس خدا را بسیار یاد کنید و آمرزش بخواهید و به درگاه او توبه نمایید که او توبه‌پذیر و مهربان است. 📚 من‌لایحضره‌الفقیه، ج ۱، ص ۵۲۰ ‌ ‌ ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅