خون دلی که لعل شد.pdf
حجم:
26.1M
✨ روایتی از جنسِ صبر، عشق و روشنایی؛ از قلمِ رهبرِ شهید! ✨
گاهی کلمات، تنها نوشته نیستند؛ قصهی عمری رنج و استقامتاند که به گوهرِ دانایی بدل شدهاند. «خون دلی که لعل شد»، خودنوشتِ رهبر شهید انقلاب؛ روایتی عمیق از جنسِ صبر، از جنسِ عبور از سختیها و رسیدن به اوجِ روشنایی است. اینبار اجازه بده این روایتِ ناب، از زبانِ خودِ ایشان، در گوشِ جانت زمزمه شود.
آواهایِ روایتگر، تراکتِ صوتیِ این کتاب را به گوشت میرسانند و نسخهی الکترونیکیاش در کتابخوان «طاقچه»، آغوش گشوده است تا با خواندنش، همسفرِ لحظههایِ نابِ این تاریخِ پر افتخار شوی.
🎁 هدیهای برای درکِ عمیقترِ تاریخ و اندیشه:
به پاسِ همراهیِ تو با دنیایِ کتاب و حقیقت، میتوانی این تجربهی بینظیر را با ۷۰٪ تخفیفِ ویژه از طاقچه دریافت کنی.
گاه باید به تماشایِ رنجهایِ سازندهی بزرگان نشست تا قدرِ مسیرِ پیش رو را بیشتر بدانیم...
با ما همراه شو؛ بشنو، بخوان و بگذار این کلماتِ الهامبخش در دلت جوانه بزنند. 🌱
📍 منتظرت هستیم در قفسههایِ دیجیتالِ طاقچه.
#خون_دلی_که_لعل_شد
#خاطرات_دوران_زندگی
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞عمو موتور گازیتو اینجا نبند! فرمانده تیپ داره میاد!
یه انیمیشن زیبا از شهیدی که بهش میگفتن اوس عبدالحسین
#شهید_عبدالحسین_برونسی
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۳۰ نیما به سختی شروع به صحبت کرد: ×ت..تاجیک..رف..رفت دنبال..صبوری..اون س
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان پیچک💖
قسمت۳۱
با دیدن خواب وحشتناکی از جا پریدم..خواب دیدم توی کوهستانی گیر افتادم و چند گرگ قصد حمله به من رو دارن..یکی از گرگ ها به سمتم خیز برداشت که مردی که فقط شبحی ازش قابل دیدن بود جلو پرید..من فرار کردم اما به وضوح دیدم که گرگ پهلوی اون مرد رو درید..
نگاهی به ساعت انداختم..نزدیک اذان صبح بود..پنجره رو باز کردم..هوا به وضوح سرد بود اما بدن من گر گرفته بود..بافتم درآوردم و با لباسی نازک خودم رو به آغوش سرما سپردم..یک ربعی توی اون حالت بودم که صدای اذان شنیدم..لرز خفیفی به تنم نشست..پنجره رو بستم و وضو گرفتم..سر نماز با خدای خودم راز و نیاز کردن.. اشک ریختم..دعا کردم و قرآن خوندم..خدا رو شکر که مامان اینجا نبود وگرنه برای پریشون احوالیم هیچ دلیلی نمیتونستم براش بیارم..دلم آغوش مادرانه میخواست ولی اگه مامانم میفهمید تنها بچش وارد چه بازی خطرناکی شده دور از جونش سکته میکرد.. دائم صحنه های خوابم جلوی چشمم بود..احساس می کردم رویای صادقه هست..خوابش انقدر واضح بود که انگار اون اتفاق داشت جایی می افتاد و من داشتم از دریچه ای تماشا میکردم.. خیلی سعی کردم اونو به اتفاقات احتمالی که داشت در رابطه با قضایای اخیر رخ میداد،ربط ندم اما نمیتونستم که خودمو گول بزنم..انقدر توی فکر و خیال غرق شدم که سپیده زد..بی اشتها و به زور دو قلپ چایی خوردم و به سمت شرکت راه افتادم..به جلوی شرکت که رسیدم همهمه ای بر پا بود..از بین حجم زیاد جمعیت آقا یحیی دیدم به سمتش رفتم..
+سلام آقا یحیی..چه خبر شده..
×سلام..والا چی بگم..مامور ها اومدن نیم ساعت پیش آقا آرش بردن..گفتن یه تعداد سوال دارن ازش..بعدم شرکت پلمپ کردن و رفتن..معلوم نیست چه خبره اینجا..
حدس هایی میزدم.. یعنی جدم صبوری ثابت شده بود؟
فورا به کلانتری که آقا یحیی گفته بود رفتم..با هزار دنگ و فنگ و التماس که خود من اطلاعاتی از صبوری جوع کرده بودم اجازه دادن با بازپرس پرونده صحبت کنم..
-راستش خانم، شما و اون آقایون بسیار کار خطرناکی کردید که وارد این ماجرا شدید..اما خب به هر حال فرامرز صبوری دستگیر شد..پسرش هم فعلا بازداشته تا از بیگناهیش مطمئن بشیم..فعلا که مدرکی علیهش نیست..
+آقای...
-داودی هستم..
+بله آقای داودی..از دوستان من چه خبر حالشون خوبه؟
-متاسفانه یکیشون در راه دفاع از هم وطن هاش به شهادت رسید..یه مرد جوون بود که متاسفانه اسمش نمیدونم..اون آقای مسن تر هم زخمی شد..صبوری میخواست کارشو تموم کنه که خوشبختانه مامورین ما به موقع رسیدن و اجازه ندادن..
با صدایی لرزان گفتم:
+الان کجان؟میتونم باهاشون صحبت کنم؟
-برای طی شدن فرایند های قانونی دو سه روزی ارومیه میمونن و بعد به همراه پیکر اون مرحوم برمیگردن..
با قدم های سست از کلانتری خارج شدم..تصور اینکه هر کدوم از اون ها رو از دست داده باشم برام سخت بود..دروغ چرا؟ اگه اون مرد شهاب بود که از پا درمیام...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
📣🖼 قرار شبانه
🔸 به نیابت تمام شهدا برای فرجش دعا کنیم🤲🏼✨
#اَللّهُمَّعَجِّللِوَلیِّکَالفَرَجَ
https://eitaa.com/avayedel0
#مولایمن
🌱بهار از پشت چشمان تو ظاهر میشود روزی
زمین با ماه تابانت، مجاور میشود روزی...
🌱تو باقیماندهی حقی،به زیتون و زمان سوگند
تمام عصرها باتو، معاصر میشود روزی...
#اللهمعجللولیکالفرج
تعجیل در فرج مولایمان صلوات
#شبتونمهدوی🌙
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
https://eitaa.com/avayedel0
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸یک شب پراز آرامش
💫یک دل شاد و بی غصه
🌸یک زندگی آروم وعاشقانه
💫و یک دعای خیر از ته دل
🌸نصیب لحظه هاتون
💫در واپسین شبهای فروردین ماه
🌸خونـه دلتـون گـرم
شبتون آروم و در پنـاه خدا 🌸✨
#شب_بخیر
❣ #سلام_امام_زمانم ❣
📖 السَّلامُ عَلی الْمُدَّخَرِ لِکَرامَةِ اَوْلِیآءِ اللَّهِ وَ بَوارِ اَعْدآئِهِ...
🌱سلام بر مولایی که با آمدنش دوستان خدا سربلند می شوند و دشمنان خدا سر به نیست.
🌱سلام بر او و بر روزی که خدا در انتظار آن است.
📚 بحار الأنوار، ج99، ص 117.
#اللهمعجللولیکالفرج
#امام_زمان
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
💠 #حدیث روز 💠
💎 سه ویژگی دنیا
🔻امیرالمؤمنین علیهالسلام در وصف دنیا میفرماید:
«تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ»
➖دنیا میفریبـد
➖زیان میرساند
➖ و میگــــذرد.
📚 نهج البلاغه، حکمت ۴۱۵
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
اینجا هر روز از اول قرآن به ترتیب
با هم#یک_صفحه_قرآن میخونیم و ثوابش رو هدیه میدهیم
به آقا امام زمان ♥️
💎#آرامشِ_با_قرآن