✔️«صراط» در قيامت نام پلى است بر روى دوزخ كه همهى مردم بايد از روى آن عبور كنند.
در حقیقت قیامت امتداد راه دنیاست.
پس دنیا هم جهنم دارد، هم صراط دارد و هم بهشت.
🍃در واقع دوزخ در دنیا تمام راههایی است که به خداوند ختم نمیشود، تمام افکار، انتخابها، رفتارها و روابط اشتباهی که آرامش الهی در آن دیده نمیشود.❌
❌ دوزخ همان نبودن خداست.
نبود امید، آرامش و مهربانیست.
🔥دوزخ تمام لحظاتی است که بدون نور خدا در زندگی گذراندیم و آنها را سوزاندیم.
✨و صراط همان راه بندگی
راه انبیاء، راه فطرت، راه توکل و ایمان و آرامش است .
💫راهی است که در تمام مسیر کنار خدا قدم میزنیم و راهی که در آن همسفر خدا باشیم، نه ترسی در آن هست و نه غمی .💫
💌اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿٦﴾
ما را به راهِ راست راهنمایی کن.🍃
زیباترین دعایی است که در هر روز چند بار تکرار میکنیم همین دعاست.💚
https://eitaa.com/avayedel0
537.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱اخلاق بندگی🌱
🌙 استاد علی صفایی حائری:
🔆دشمن، كسى است كه مرا براى خودش مىخواهد و از من برداشت مىكند.
و دوست، آن كه مرا براى خودم مىخواهد و بر من مىافزايد
https://eitaa.com/avayedel0
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۳۸ نوری که از بیرون اومد چشممو زد..دستم رو جلوی نور گرفتم..از لابهلای انگش
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان پیچک💖
قسمت۳۹
آرش رو به روی سه مردی نشسته بود که با نگاه مشکوک بهش زل زده بودند..
×ببینید همپلیس هم خودتون میدونید که من توی کارهای پدرم مقصر نبودم..من اگه میدونستم اون شرکت لوازم آرایشی پوششی برای انجام اون اعمال شیطانی هست حاضر نبودم پامو داخلش بذارم..در مورد گم شدن خانم فراهانی هم پلیس تقریبا مطمئنه کار من نبوده وگرنه بازداشت میشدم نه اینکه نهایتا بگه پاتو از شهر بیرون نذار..حالا هم اینجام تا بگم میخوام شما هم از این بابت خیالتون از من راحت باشه..من هر کمکی از دستم بر بیاد کوتاهی نمیکنم..حتی اگه ممنوعالخروج نبودم هم نمیتونستم به همین راحتی بذارم برم..من همه کار هامو عقب انداختم تا این قضیه حل بشه و خیالم راحت شه..
شهاب غرید:
÷چیه؟توقع داری ازت تشکر کنیم که موندی تا کثافتکاری های باباتو ماستمالی کنی؟مثل اینکه یادت رفته باعث و بانی همه این مصیبت ها اون بابای بی وجدانته!!!سر ما منت میذاری؟؟!!(پوزخندی میزنه)اون نامرد یه تنه ده ها نفر یا حتی صدها نفر رو تا حالا داغدار کرده..تو هم پسر همون مردی..
تاجیک با اخمی غلیظ اسم شهاب رو صدا زد..
÷مگه دروغ میگم؟از قدیم گفتن گرگ زاده عاقبت گرگ شود،گرچه با آدمی بزرگ شود..خون اون بی همه چیز توی رگ های این پسر جریان داره..
×شما حق دارید عصبانی باشید..حتی اگه بد تر از این هم بگید من سرمو بالا نمیارم..نمیدونم اگه خودم جای شما بودم و پسر قاتل یکی از اعضای خوانوادم رو به روم نشسته بود،چیکار میکردم.. اما من اومدم که برادری خودمو ثابت کنم..از روزی که فهمیدم فرامرز فرار کرده و سایه دزدیده شده، برام جای شک باقی نمونده که کار خودشه..من اون کینه شتری رو میشناسم..مثل همون کاری که با نیما کرد و آخر هم تونست جونشو بگیره..خیلی نگرانم اما مطمئنم سایه زنده هست..اون تا قربانی رو عذاب نده،نمیکشه.. این همیشه تکه کلامش بود..اگر چه همیشه فکر میکردم شوخی میکنه اما حالا فهمیدم جدی بوده..
فرهاد بالاخره مداخله کرد:
=چه کار از دستت برمیاد؟چرا هر چی میدونی به پلیس نمیگی؟
×پلیس سند و مدرک میخواد..از طرفی ممکنه خیلی به حرف های من توجه نکنه چون من نسبت نزدیکی با فرامرز دارم..اما شما ثابت کردید خودتون یه پا تیم یگان ویژه هستید..ما میتونیم در زمانی خیلی کوتاه تر از چیزی که پلیس صرف میکنه،به فرامرز برسیم..
تاجیک پرسید:
-تو فکر میکنی از کشور خارج شده؟
×شک نکنید..اون فقط سایه رو میخواست.. حالا که به دستش آورده دیگه دلیلی نداره که ریسک کنه و اینجا بمونه..
÷کجا؟
×ترکیه..توی ویلایی که فقط من آدرسش رو دارم..اونم یواشکی فهمیدم..فرامرز به خیال خودش،فکر میکنه هیچکس اونجا رو بلد نیست..
✨سایه✨
دستم خون مرده شده بود و از فرم افتاده بود..کاملا مشخص بود استخونش از جای طبیعیش خارج شده..اولش خواستم غذایی که آوردن نخورم ولی دیدم که چی؟معلوم نیست تا کی اینجام..باید جون داشته باشم که دووم بیارم یانه؟قبل از این ماجرا ها فکر میکردم نامرد تر از شوهر مادرم توی این دنیا وجود نداره..اما حالا میبینم،سگ اون شرف داره به امثال صبوری..در با صدای گوشخراشی باز شد..یکی از همون قلچماق ها بود..
+از قول من به اون اربابت بگو حداقل دو قرون از اون پول های کثیفی که به جیب میزنه خرج کنه و لولا های این درو روغنکاری کنید..صداش مثل مته برقی مخ آدمو سوراخ میکنه..
-رو تو برم بشر..فیل اندازه تو کتک خورده بود تا حالا خبر مرگش رسیده بود،اونوقت تو هنوز داری نطق میکنی؟آقا دستور داده رام بشی..مثل اینکه هنوز نشدی..
بلافاصله ضربه های سنگین مشت و لگد به سمتم روانه شده..با خودم عهد کرده بودم جلوی این بی شرف ها ناله و زجه نکنم..اونم که میدید بهش التماس نمیکنم تا جونمو بخرم جری تر شد.. انقدر زد که خودش خسته شد و ولم کرد..جریان گرم خون رو روی صورتم حس میکردم..توی دلم دائم ذکری که مادرم یادم داده بود توی ترس بخونم رو زمزمه میکردم((الا بذکر الله تطمئن القلوب))
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مولایمن
🌱بگیر دست گرفتارهای راهت را
مگیر از دلِ دلدادگان، نگاهت را
🌱شکسته ایم در این عصر سخت وانفسا
بیا که با تو ببینیم روز راحت را
🌱دلم گرفته کجایی به هر کسی گفتم...
خبر نداشت نشانی خیمه گاهت را
#العجلمولایغریبم
تعجیل در فرج مولایمان صلوات
#شبتونمهدوی🌙
❣#سلام_امام_زمانم❣
🔅 السَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الْحَياةِ...
🌱سلام بر تو ای مولایی که یادت زنده کننده قلبها و ظهورت سر آغاز حیات طیبه است.
📚 زیارت امام زمان عجل الله فرجه در روز جمعه.
#اللهمعجللولیکالفرج
#امام_زمان
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
💠 #حدیث روز 💠
💎اعتماد به حکمت و تقدیر الهی
🔻امام کاظم علیهالسلام:
❇️ یَنْبَغِی لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ أَنْ لاَ یَسْتَبْطِئَهُ فِی رِزْقِهِ وَ لاَ یَتَّهِمَهُ فِی قَضَائِهِ.
◻️ کسی که خدا را بهدرستی شناخته است، نباید گمان کند که خداوند در رساندن روزی او تأخیر میکند و نباید در قضا و تقدیر الهی بدگمان شود.
📚 الکافی، جلد۲، صفحه۶۱
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
اینجا هر روز از اول قرآن به ترتیب
با هم#یک_صفحه_قرآن میخونیم و ثوابش رو هدیه میدهیم
به آقا امام زمان ♥️
💎#آرامشِ_با_قرآن
https://eitaa.com/avayedel0