به سوی نور37.mp3
زمان:
حجم:
16.8M
📚 مجله صوتی شنیدنی: «به سوی نور»
👈🎧 #قسمت_سی_و_هفتم 37
🎙 به کلام و تنظیم مدیر کانال: #مصطفی_صالحی
#نشر دهید به نیّت سربازی امام مهربانمان: زمینه ساز ظهور و حضورش باشیم
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
569.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باد با شمع های خاموش کاری ندارد،
اگر بر تو سخت میگذرد ،
بدان روشنی ...🕯
#امید
#انگیزشی
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در روزهایی که خبرها دلها را نگران میکند و چشمها پیگیر حوادث است، خداوند در سورهی محمد(ص) سخنی دارد که برای چنین روزهایی نازل شده است:
«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ»
سست نشوید، خود را نبازید و بدانید که اگر در مسیر حق بایستید، خدا با شماست.
سورهی محمد، سورهی استقامت است؛
سورهی آرامش در میانهی اضطراب،
سورهی امید در هنگامهی تهدید،
و سورهی یادآوری این حقیقت که پیروزی پیش از آنکه در میدانها رقم بخورد، در دلها آغاز میشود.
برای قوت قلب، برای آرامش خانوادهها، برای رزمندگان اسلام و برای پیروزی جبههی حق، سورهی محمد(ص) را با تدبر بخوانیم.
📖 سورهی محمد؛ سورهی ایستادگی مؤمن
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
📢 توصیه حضرت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه به قرائت قرآن و دعا برای پیروزی جبهه مقاومت
❤️رهبر شهید انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی، قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای پیروزی جبهه مقاومت توصیه کردند.
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ شهید سید حسن نصرالله:
🔹ایران هیچگاه دوستان و همپیمانان خود را رها نکرده است
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
تیتر روزنامه الاخبار:
ایران خطاب به جهان: لبنان تنها نیست
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تحلیلگر سیا؛ ایران ۸۰ برابر اسرائیل است؛ تنها حمله به دو شهر برای نابودی اسرائیل کافی است!
اسرائیل، به زودی درخواهد یافت که متحمل شکستی سخت و کتکی سنگین خواهد شد.
لری جانسون، تحلیلگر سابق سیا: ایران به وضوح اعلام کرده است که در صورت وقوع چنین اقدامی، با نابودی کامل مواجه خواهید شد. قلمروی ایران هفتاد و پنج تا هشتاد برابر اسرائیل است. اسرائیل از توان هوایی کافی برای هدف قرار دادن همزمان تمام آن اهداف برخوردار نیست و این مسئله بسیار سادهتر است.
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی ✌️
#مرگ_بر_آمریکا ✊
#مرگ_بر_اسرائیل ✊
✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴
『@avayedel0』
┅✧❁☀️❁✧┅
#نهج_البلاغه
▫️إِنَّ الشَّيْطَانَ يُسَنِّي لَكُمْ طُرُقَهُ، وَ يُرِيدُ أَنْ يَحُلَّ دِينَكُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً، وَ يُعْطِيَكُمْ بِالْجَمَاعَةِ الْفُرْقَةَ
🟠همانا شيطان، راه هاى خود را به شما آسان جلوه مى دهد، تا گره هاى محكم دين شما را يكى پس از ديگرى بگشايد، و به جاى وحدت و هماهنگى، بر پراكندگى شما بيفزايد.
✍آرى نخستين برنامه شيطان اين است که بيراهه هاى خطرناک را در نظر انسان، شاه راه مستقيم جلوه مى دهد، و با روش تساهل و تسامح همگان را به طرق خود دعوت مى کند، و طريق اطاعت الهى را مشکل و خشن و ناهموار جلوه گر مى سازد هنگامى که انسان، در طريق او گام گذارد، در هر قدم او را به ترک قانونى از قانونهاى الهى و ترک پيمانى، از پيمانهاى مقدّس دينى، وادار مى سازد،
و هنگامى که انسان را نسبت به احکام الهى، بى تفاوت کرد و هوا وهوسها بر جامعه حاکم شد، با استفاده از تضادّهاى منافع مادى، وتعصبهاى جاهلى، مردم را به تفرقه دعوت مى کند
بديهى است هنگامى که آتش اختلاف و نفاق، در جامعه روشن شود فتنه ها به دنبال آن آشکار مى گردد. و فتنه ها دين و دنياى انسانها را تباه مى سازد
📘#خطبه_121
#باز_هم_پیروز_میدانیم
چای دارچین با سندرم روده تحریکپذیر مقابله میکند؟🔍
🔸باکتریها و قارچهای عامل عفونت، به ابزار ترکیبات نادر و منحصر به فرد موجود در دارچین کشته میشوند. با سندرم روده تحریکپذیر مقابله میکندچای دارچین میتواند با قتل باکتریهای عامل اختلال بویژه سندرم روده تحریکپذیر، دستگاه گوارش را تسکین دهد.
https://eitaa.com/avayedel0
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۴۰ نمیدونستم چند روز یا هفته هست که اینجام..حسابش از دستم در رفته بود..توی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان پیچک💖
قسمت۴۱
با لبخندی جلو اومد..
-بهتری؟
+تو اینجا چیکار میکنی؟
-مثل اینکه خیلی شوکه شدی..
+معلومه که شوکه شدم..تو همه این مدت ما رو بازی دادی؟اون همه مظلومنمایی کردی که دل سنگم برات آب میشد..از جور پدرت نالیدی و گفتی بابت داشتنش خجالت زده ای..گفتی میخوای بری جایی که کسی ندونه پسر صبوری هستی و سرافکنده بشی..
خواست جوابمو بده که صبوری هپ وارد اتاق شد..
×بالاخره اومدی پسر؟هنوز نیومده توی کار های من دخالت کردی؟به چه حقی دستور دادی دختره رو بیارن اینجا؟کار من هنوز باهاش تموم نشده بود..
-من از اول هم باهات اتمام حجت کردم که سهمم از همه این ماجراها فقط سایه هست..گفتم جز سایه چیز دیگه ای ازت نمیخوام..تو هم قبول کردی..ولی وقتی اومدم اینجا توی این وضعیت دیدمش..قرار بود دور سایه رو خط بکشی..
+مگه من کنیز هستم که سرم معامله کردید؟فکر نمیکنی استفاده از لفظ سهم شان انسانی من رو پایین میاره؟
×تو خفه شو موش خونگی..حواست هست داری چی بلغور میکنی آرش؟این دختره عامل بدبختی ماست..اگه فضولی نمیکرد که محال بود اون کفتار پیر و توله سگ های دور و برش هر چی رشتهایم بتونن پنبه کنن..
+هه..تو رو خدا ببین کی داره به کی میگه کفتار!!!تو خودت با کارهایی که کردی کفتار و هر حیوون وحشی دیگهای رو روسفید کردی..
خواست به سمتم هجوم بیاره که آرش راهش رو سد کرد..
-من خوب میدونم این دختر چه کارهایی کرده..شاید هر کس دیگه ای بود خودم زندهزنده آتیشش میزدم اما سایه هر کسی نیست..
×کنار اون توی خیال خودت یه آینده طلایی ساختی؟یه زندگی رویایی با کسی که دوستش داری؟ اشتباه میکنی احمق جون..وقتی دل یه زن پیشت نباشه گند میزنه به هر نقشه قشنگی که برای کنار اون موندن کشیدی..من یکبار این راهو رفتم..از تجربه من درس عبرت بگیر..
-ولی اعتراف کن که اگه به عقب برگردی باز هم اینکارو میکنی..اعتراف کن بودن کنار کسی که دوستش داری با همه سختی ها،بهتر از دور بودن از اونه که اگه نبود تو خیلی زودتر این زندگی اجباری رو به هم میزدی..
برای یک لحظه،فقط یک لحظه احساس کردم صبوری بغض کرد و بعد به سرعت از اتاق خارج شد..
آرش رو به من کرد و نشست لبه تختم..خواست دستش رو به صورت برسونه که فورا عقب کشیدم و فریاد زدم:
+معلوم هست داری چه غلطی میکنی؟
دستش رو به حالت تسلیم بالا بود..
-باشه باشه..عصبانی نشو..حق با توئه..معذرت میخوام..نمیخوام اینجا احساس نا امنی کنی..نمیدونی چه قدر منتظر همچین روزی بودم..حالا من و تو اینجاییم..با هم و در کنار هم..
+کنار هم بودنی وجود نداره..تو منو دزدیدی..نقشه کشیدی که پدرت من رو گیر بندازه..توی تکتک زخم های بدنم تو هم سهیم هستی..بیخود صبوری رو محکوم نکن چون کسی که من رو توی این دردسر انداخته خودتی..ادعای عاشقی میکنی؟!خنده داره..تو چه جور عاشقی هستی که من دو زندانی کردی؟
-متاسفم قرار نبود تو شکنجه بشی..اما فرامرز خیلی کینهای هست..به من قول داده بود اما زد زیرش..ضمن تو اینجا زندانی نیستی..هر جا بخوای میتونی بری..فقط دو نفر همراهت میان..یک راننده و یک خدمتکار..برو پاساژ،سینما،رستوران،استخر یا هر جا که دوست داری..
با بغض گفتم:
+میخوام برم خونه خودم..
با دلسوزی نگاهم کرد و گفت:
-این رو از من نخواه..من اینهمه سختی نکشیدم و کثافتکاری نکردم که حالا تو بذاری بری..دیگه بهتره استراحت کنی..خیالت راحت..یک نفر رو میذارم پشت در اتاقت تا کسی نتونه وارد بشه..آروم بخواب..
جیغ کشیدم:
+ازت متنفرم آررررررررش..تو از پدرت هم رذل تری..اون حداقل رو بازی میکنه..همه میدونن آدم بده قصه هست ولی تو...
هق هق گریه اجازه نداد حرفم رو تموم کنم..
لبخندی زد که باعث شد آتیش بگیرم..
+به چی میخندی عوضی؟کجای حال و روز من خنده داره؟
-خنده تمسخر نیست..از روی خوشحالیه..تو بالاخره اسم کوچیک من رو بدون پسوند و پیشوند صدا زدی..
با حیرت بهش زل زدم..
+میدونی؟فکر میکنم تو بیشتر لایق ترحمی تا خشم..تو دیوانهای..من اینهمه بد و بیراه بهت گفتم و تو فقط به خاطر اسمت خوشحالی؟
-چون من عاشقتم و تو نیستی..
با لبخند تلخی از اتاق خارج شد..
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸