آوای دღل
_
کسی که مست علی گشت این چنین برود
کِشان کِشان به بهشت و به اختیار نجف . .
آوای دღل
در اندرون منِ خسته دل ندانم کیست . . . که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
از باغ می برند چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند