eitaa logo
آوای دღل
410 دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
50 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‍ ☀️بسم الله الرحمن الرحیم☀️ ✨امروز دوشنبه 29 مرداد 1403 هجرے شمسى🗓 14 صفر 1446 هجری قمرے🗓 19 اوت 2024 ميلادى🗓 ذکر روز  دوشنبه 🌷 ✨دعای برکت روز: 🍀امام صادق(ع):وقتى صبح دمید بگو: (الحَمدُللهِ فالِقِ الإِصباحِ، سُبحانَ رَبِّ المَساءِ وَالصَّباحِ، اللّهُمَّ صَبِّح آلَ مُحَمَّدٍ بِبَرَکَةٍ و عافِیَةٍ، و سُرورٍ و قُرَّةِ عَینٍ.اللّهُمَّ إنَّکَ تُنَزِّلُ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ ما تَشاءُ، فَأَنزِل عَلَیِّ و عَلى أهلِ بَیتی مِن بَرَکَةِ السَّماواتِ وَالأَرضِ رِزقا حَلالاً طَیِّبا واسِعا تُغنینی بِهِ عَن جَمیعِ خَلقِک)َ. 📘بحار الأنوارج87/ص356 🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪَ ألْـفَـرَج🌤
آیه135🌹ازسوره بقره 🌹 وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى‌ تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ‌ (اهل كتاب) گفتند: يهودى يا مسيحى شويد تا هدايت يابيد، بگو: (چنين نيست،) بلكه (پيروى از) آئين حقگراى ابراهيم (مايه هدايت است، زيرا) او از مشركان نبود. آیه135🌹ازسوره بقره 🌹 وَ قالُوا:وگفتند كُونُوا : بشوید هُوداً : یهودی أَوْ نَصارى‌:یا نصارا ،مسیحی تَهْتَدُوا :تا هدايت یابید قُلْ:بگو بَلْ:نه بلکه پیروی می کنیم مِلَّةَ:آیین إِبْراهِيمَ:ابراهيم را حَنِيفاً :که حق گرا بود وَ ما كانَ : ونبود مِنَ :از الْمُشْرِكِينَ‌:مشرکان
[🥀🍃] ﷽ ۞«لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ» بر آنچه از دست دادید غصه نخورید. ۞﴿حدید/۲۳﴾ ﹏﹏﹏❀﹏﹏﹏ 🌸▫️شاید خدا صفحه‌یِ بعدی زندگیمون یه چیز قشنگ برامون کنار گذاشته باشه، پس به او توکل کنید و صبور باشید🤍 🍃 متبرک به نگاه مهربان خدا زندگیتون سرشاراز مهر و دوستی ✨
شش عادتی که باعث تحلیل رفتن انرژی روانی شما میشن : غرق شدن تو فضای مجازی زندگی کردن تو گذشته منفی بافی بیش از حد فکر و خیال کردن خوراک ناسالم (نخوردن صبحانه یا خوردن زیاد فست فود) خواب نادرست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نگاه که به خودت میکنی، فقط خودت می مانی و چمدانِ سنگین گناهانت همه بار سفر بستند و تو گرفتار طناب خود بافته ی گرفتاری و منیّتی! بار سنگین عذابِ وجدان که حسین زهرا مرا نخواست من پُر گناه کجا و حَریم زُلال و اَطهر آلُ الله کجا ! من پُر ادعا و متعفن از باده غرور کجا و حریمِ عشق و پاکبازی کجا ! دسته دسته مسافران زائرِ اربعین را میبینی که فرشته سان در حال پرواز به حَریم حُرمت آل رسول هستند و تو میمانی و حیرت و حیرت و حیرت مثل پرنده در قفس ذوق زده و غمگین به پرندگان مسافر چشم میدوزی و آرام با خودت می گویی چو از این کویر وحشت به سلامت گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(علیه السلام)  
📙 کتاب مزرعه آفتاب گردان 🙍‍♂️مهارت های تربیت دینی نوجوانان در خانواده 🖌 نویسنده: یزدان رضوانی 🖨 نشر: مهرستان ✅ مناسب برای مربیان و والدین 📚 این کتاب مهم‌ترین مهارت‌های مورد نیاز در امر تربیت دینی نوجوان را به خانواده‌ها و مربیان می‌آموزد. ✅ عناوین فصول به شرح زیر است: 1️⃣ کلیات 2️⃣ اصول و عوامل مهم تاثیرگذار در تربیت دینی 3️⃣ تربیت اعتقادی 4️⃣ تربیت اخلاقی 5️⃣ تربیت عبادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت6 رفتم پایین نگاه به صفحه نکردم گوشیو برداشتم: هووووییی آدم خل و دیونه ،آیفون سوخت... خونه خودتون بود اینجور میزنی... یه دفعه دیدم دایی حسین اومد جلو تر: دسته شما درد نکنه الان ما خل و دیونه هم شدیم پس.. - واییی خدا مرگم بده شمایین(گوشی و گذاشتم سر جاش رفتم دم در درو باز کردم،از خجالت سرخ شده بودم ،نرگس جونم همراه دایی حسین بود) - سلام دایی حسین : علیک سلام نرگس جون اومد بغلم کرد: سلام عزیزم خوبی - مرسی، ببخشید من فک کردم عاطفه اس دایی حسین ( اومد جلو و دماغمو کشید): اره منم باور کردم نرگس جون: ععع حسین اقا ،اذیتش نکن ،اینجور که تو دستتو از رو زنگ بر نداشتی حاجی هم بود همینو میگفت... - چرا نمیاین داخل ؟ دایی حسین: قربون دستت ،باید برگردیم کرج ،تا الانم قاچاقی مرخصی بودم نرگس جون: سارا جان اومدیم که بهت بگیم همراه ما بیا بریم خونه ما - خیلی ممنون،نمیتونم بیام ،بابا تنهاست دایی حسین (بغلم کرد) :قربون اون دلت برم من،هر موقع دوست داشتی بیای بگو بیام دنبالت... - باشه چشم ... نرگس جون هم بغلم کرد خدا حافظی کرد ،و آروم زیر گوشمم گفت :داری دختر عمه میشی از خوشحالی اشک تو چشمم جمع شده بود ،آخه بعد ۱۳ سال بچه دار شده... - الهیی قربونتون برم ،مبارکتون باشه سرمو داخل ماشین کردم و به دایی حسین گفتم : دایی جون یه شیرینی بدهکاری به مناااا دایی حسین: به روی چششششم یه سارا که بیشتر نداریم دایی حسین اینا که رفتن،منم رفتم داخل که درو ببندم دیدم یکی داره بوق میزنه درو یه کم باز کردم از لای در نگاه کردم عاطفه اس رفتم بیرون و نگاهش کردم - عاطی تویی؟ عاطی: نه عممه - ماشینو از کی گرفتی؟ عاطی: از شاهزاده رویاهام - عع چه خوب یه شاهزاده واسه ما هم پیدا کن پس... عاطی:نه خیر تو اخلاقت گنده هر کسی نمیاد سمتت - بی مزه ،بگو از کی گرفتی عاطی: حاج بابا گرفتم ،گفتم میخوام دختر دوستشو ببرم هوا خوری یه بادی به اون کله بی مغزش بخوره ،سویچو دودستی تقدیمم کرد بپر بالا بریم... - صبر کن برم کیفمو بردارم میام... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💛💫نیایش شبانه با خدا 💛💫بـــــارالــــهــــا 🤍💫هر که به تو راه یافت روشن شد 💛💫و هر که به تو پناه آورد پناه یافت 🤍💫من به درگاه تو پناه آورده ام  💛💫پـــس تـــو  مــهـــربـــانـــم 🤍💫نیت نیک مرا به رحمت و محبت خود 💛💫نا امید مساز و از فروغ محبت و 🤍💫عـنـایـتـت مـرا بـهـره مـنـد فـرمـا 💛💫شـبــتــون پــر از آرامــش