eitaa logo
آوای دღل
414 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
50 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
°|🥀🌿 ﷽ «وَ مَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ» ؎﴿وماازحال‌بندگانمان‌غافل‌نیستیمـ . . . ؎۩ 🍃 ♡⇦تا خدا هست، تو را چاره‌یِ درمانے هست. ♡⇦وقتی میگن ‹خدامَرهم‌ِتمام‌درد‌هاست› ✔⇦یعنی هر چی عمقِ خراش‌های وجودت بیشتر باشه، خدا برای پُر کردنِ اون ها بیشتر در وجودت جا میگیره💚' ♡خدای مهربانم ✨بی نگاه لطف تو هیچ کاری به سامان نمی‌رسد نگاهت را از ما دریغ نکن و با دستان قدرتمند و توانايت چرخ روزگارمان را بچرخان ✨ الــهـــی بــه امــیــد تـــو متبرک به نگاه مهربان خدا ❤️ https://eitaa.com/poshtekhakrizhayeeshgh
🔹تحقیقات نشون میده مهربونی تاثیرات فوق‌العاده‌ای بر سلامت جسم و روان ما داره چون: - عزت نفس مارو افزایش میده - فشار خون و هورمون کورتیزول(هورمون استرس) رو کاهش میده - باعث بهبود خلق و خو میشه - بر هوش هیجانی ما یعنی EQ تاثیر داره و همدلی مارو بالا میبره - دکتر دیوید همیلتون میگه: مهربونی برای قلبتون خوبه چون باعث ترشح هورمون اکسی‌توسین میشه که این هورمون یه ماده شیمیایی به نام نیتریک اکسید رو در رگ‌ها آزاد میکنه که از قلبتون محافظت میکنه.
شوهره با زنش دعواش میشه از خونه میزنه بیرون . . . بعد یکساعت تلفن میزنه به زنش زنش : بله ؟...چته ؟ شوهر : می دونی الان کجام ؟ زنش : کجا ول میگردی خبر مرگت ! شوهر : طلا فروشیه تو خیابون امام یادته که از یه جفت النگو خوشت اومده بود بهم گفتی برای روز زن بخر ؟ زنش : آره عزیزم ... آره عشقم ... شوهر : هیچ چی فقط خواستم بگم دوتا مغازه اینورترش دارم کباب میخورم 😂😂😂😂😂😂😂😝😝😝😝 محض خنده 😉😉😉
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. ✨خودت باش، نه تنديسي كه ديگران مي خواهند! ✨وقتي قالب فكر ديگران می شوی زيبا ميشوي به چشمشان، اما ✨قبول كن تمام مجسمه ها شكستني هستند، در كمال زيبايي ❤️
🔹 با این ۱۰ توصیه مغزتون رو جوان نگه‌دارید‌. https://eitaa.com/poshtekhakrizhayeeshgh
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چیزایی رو می‌بینه که دیگران نمی‌بینند... روایت جالب و عجیب امیرالمومنین درباره لحظه مرگ... 🕊‌
♨️برای فرج امام زمان عجل الله فرجه دعا کنیم ... 💠امام عسکری درباره فرزندشان فرمودند: 🔅 "بخدا قسم او قطعا غیبتی طولانی خواهد داشت که هیچ کس در آن از نجات نمی یابد مگر کسیکه: خداوند بزرگ او را در اعتقاد به امامتش ثابت بدارد؛ و به او برای تعجیل فرجش بدهد." 📚 (کمال الدین و تمام النعمة، باب۳۸) 💢منظور از هلاکت در این کلام نورانی، انحراف از مسیر حق و خروج از جاده مستقیم ایمان است. بر اساس روایات، این هلاکت و انحراف در دوران غیبت بسیار شدید و فراگیر است؛ تا آنجا که فردی صبحگاه مؤمن است ولی شبانگاه از دین خارج شده و کافر می گردد و بالعکس. 📚 (غیبت نعمانی باب۱۲) 📌 امام عسکری علیه‌السلام «دعا کردن برای فرج» را به عنوان نسخه ای شفابخش برای نجات از این ورطه هولناک در اختیار ما قرار داده و آن را «تنها راه رهایی» معرفی نموده اند.
خدای مهربانم شکرت که فرصت هایی عالی برای تمرکز کردن در کارهایم را دارم ... شکرت برای عزت نفسم و رابطه زیبا و پرعشقم با معبودم ،شکرت برای ورودی های زیبا و مثبت ذهنم...من به خاطر بدن سالمم از تو سپاسگزارم .. از اینکه قلمی برای نوشتن شکرگزاری هایم دارم سپاسگزارم الهی دم به دم شکرت⚘🤲 🍃🌹🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت17 دستام میلرزید ،میترسیدم یه دفعه یه کاری کنه ....چشمم به استاد بود ولی تمام فکرم این پسره بود یه دفعه دیدم یه کاغذ گذاشت رو کتابم نگاه کردم عکس به قلب گذاشته زیرش هم نوشته ilove you sara وایییی خدااا اینو دیگه واسه کدوم کاره اشتباهم نازل کردی... کاغذ و مچاله کردم خواستم بندازم زمین ،ترسیدم چون اسمم نوشته بود دیگران فکرای بدی کنن کاغذ مچاله شده رو گذاشتم داخل جیبم ده دقیقه بعد دیدم دوباره یه کاغذ گذاشت روی کتابم دیدم ادرس یه جایی رو نوشته که بعد تمام شدن کلاسا برم اونجا دیگه نمیتونستم تحمل کنم بلند شدم - استاد ببخشید حالم خوب نیست میتونم برم بیرون استاد: بله بفرمایید رسیدم دم در از دستم کاغذا رو درآوردم انداختم داخل سطل آشغال رفتم از کلاس بیرون حالم به یه هوای تازه نیاز داشت رفتم داخل محوطه یه کم نشستم بعد که حالم بهتر شد رفتم داخل کافه دانشگاه تا کلاس بعدیم شروع بشه وااااییی معلوم نیست این پسرت کثیف با چند نفر همچین کاری کردهیه دفعه در باز شد و یاسری و چند تا دختر پسرای انترش اومدن داخل منم سرمو پایین کردم مشغول خوردن کیک و نسکافه ام بودم ... یاسری به دوستاش گفت شما برین یه جا بشینین من الان میام صدای کفششو میشنیدم که داره سمت من میاد یاا صاحب صبر کمکم کن ... اومد نشست رو به روم یاسری: سارا جان بهتر شدی... (تو دلم گفتم سارا و درد ) - شما واسه همه دخترا همچین کاری و میکنین؟ یاسری خندید: عمرأ... خودشون با تمام وجود میان همرام - چقدر کثیفین شما که همچین حرفی رو میزنین از جام بلند شدمو رفتم از کافه بیرون تو محوطه یه گوشه نشستم دیدم یاسری سوار ماشین شد ،یه دختره هم جلو نشست ،یاسری منو نگاه میکرد و لبخند میزد ،باهم رفتن واییی خدااا این دختره چقدر بدبخته ،خودشو به چی فروخت ،اینقدر حالم بد بود که گوشیمو دراوردم واسه عاطفه زنگ زدم - الو عاطی عاطی: به خانووووم خانومااا چه طوری ؟ - عاطی کی میای ؟ عاطی: وااا چیزی شده ؟ - عاطی حالم خوب نیست بیا پیشم عاطی: جون به لبم کردی چیزی شده ؟ من فردا میام - باشه اومدی بیا خونمون ،بهت میگم عاطی: باشه - فعلن من برم کلاسم داره شروع میشه 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸