✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃 ﷽
🍃🍂🌺🍃
🌺
#چند_مهری
#برداشت_های_نادرست_از_احکام
❗️بعضی از مردم فکر میکنن که هر چی تعداد مهرهاشون بیشتر باشه ثواب بیشتری میبرن😐
📛 در حالی که اینطوری نیست.
✍️ اگر به خاطر این کار، فاصله محل سجده از محل مابقی اعضای سجده( زانوها، نوک انگشت های پا و دست ها) بیشتر از چهار انگشت بسته بشه، سجده و نماز باطله.❌
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
چشمي که دائم
عيبهاي ديگران را ببيند،
آن عيب را به ذهن منتقل ميکند.
و ذهنی که دائما
با عيبهای ديگران درگير است،
آرامش ندارد،
درونش متلاطم و آشفته است.
در عوض چشمی که ياد گرفته است
هميشه زيباييها را ببيند،
اول از همه خودش آرامش پيدا ميکند.
چون چشم زيبا بين
عيبهای ديگران را نمیبيند و
دنياي درونش دنيای قشنگیهاست...
گرت عیب جویی بود در سرشت
نبینی ز طاووس جز پای زشت...
‹🤍🌼›@poshtekhakrizhayeeshgh
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت26 رفتم هدیه بابا که یه ربع سکه بود برداشتم و راه افتادم تو مسیر دوتا د
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗نگاه خدا💗
قسمت27
عاطی: حالا برو یه ملت پشت سرت هستن
- ای وای ببخشید( صورت خوشگلشو بوسیدم )
خوشبخت بشی
از همه خدا حافظی کردم رفتم خونه
رسیدم خونه بابا هنوز نیومده بود
منم رفتن یه چیزی خوردم و رفتم تو اتاقم
ای کاش منم میتونستم یکی و پیدا کنم هر چه زودتر برم از اینجا
دفترمو برداشتم شروع کردم به فکر کردن
اسم چند تا از پسرای دانشگاه و نوشتم از بینشون سه نفرو انتخاب کردم گفتم فردا رفتم دانشگاه با یکیشون صحبت کنم ببینم چی میشه
صبح با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم اماده شدم برم دانشگاه ،رفتم پایین دیدم بابا مثل همیشه صبحانه رو برام آماده کرده بود
یه لقمه برداشتم تو راه خوردم ،
رسیدم دانشگاه ،وارد محوطه شدم
دیدم شاهینی داره با چند نفر صحبت میکنه
رفتم جلو ،دست و پام میلرزید نمیدونستم چی باید بگم - ببخشید اقای شاهینی ( شاهینی یه نگاهی کرد به من)
شاهینی: بله بفرمایید -میشه یه لحظه بیاین کارتون دارم ( شاهینی اومد سمتم ،میخواستم حرفمو بزنم که دیدم یاسری داره از پشت نرده ورودی دانشگاه داره نگاهمون میکنه ،،از داخل کیفم کاغذ و خوردکار بیرون آوردم شمارمو نوشتم دادم به شاهینی)
- ببخشید اینجا نمیتونم صحبت کنم اگه زحمتی نیست بعد کلاساتون بیاین پارک نزدیک دانشگاه اونجا حرفمو بزنم
شاهینی : باشه چشم - خیلی ممنون ،دیگه مزاحمتون نمیشم ،فعلن ( از شاهینی که دور شدم رفتم سمت کلاسم، کلاسام که تمام شد ،سوار ماشین شدم رفتم سمت پارک نزدیک دانشگاه ، یه ساعتی منتظر شدم که شاهینی نیومد ، خسته شده بودم میخواستم بلند شم که برم ،گوشیم زنگ خورد )
- بله بفرمایید
شاهینی : سلام خانم رضوی من تواومدم تو پارک کدوم قسمت بیام - سلام بیاین سمت غربی پارک من داخل آلاچیق هستم
شاهینی: باشه چشم
بعد پنج دقیقه بلاخره اقا تشریف اوردن ،سلام و احوالپرسی کردیم و اومد نشست - نمیدونم از کجا باید شروع کنم ،من میخوام از ایران برم ،پدرم یه شرطی گذاشته برام،که اینکه باید ازدواج کنم
و من چون اصلا قصد ازدواج ندارم، میخواستم از شما بپرسم با من ازدواج میکنین که از ایران بریم وقتی رسیدیم اونجا از هم جدا شیم ؟(هوووووف نفس کم اوردم )
شاهینی: نمیدونم باید فکرامو بکنم ( هیچی حالا این واسه ما ناز میکنه)
- باشه ، منتظر جوابتون میمونم ،فعلن با اجازه ( پسره خود خواه فکر کرده میشینم نازشو میکشم)
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مولاجانم
🍂تو ای صفای ضمیرم! چرا نمی آیی؟
چرا بهانه نگیرم؟ چرا نمی آیی؟
🍂اگر حجاب ظهورت وجود تار من است
خدا کند که بمیرم! چرا نمی آیی؟
#العجلمولایغریبم
تعجیل در فرج مولایمان صلوات
#شبتونمهدوی🌙
#اللهمعجللولیکالفرج
☀️بسم الله الرحمن الرحیم☀️
✨امروز دوشنبه
23 مهر 1403 هجرے شمسى🗓
10 ربیع الثانی 1446 هجری قمرے🗓
14 اکتبر 2024 ميلادى🗓
🏴مصادف با وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها 🏴
ذکر روز دوشنبه
#یاقاضی_الحاجات🌷
✨دعای برکت روز:
🍀امام صادق(ع):وقتى صبح دمید بگو:
(الحَمدُللهِ فالِقِ الإِصباحِ، سُبحانَ رَبِّ المَساءِ وَالصَّباحِ، اللّهُمَّ صَبِّح آلَ مُحَمَّدٍ بِبَرَکَةٍ و عافِیَةٍ، و سُرورٍ و قُرَّةِ عَینٍ اللّهُمَّ إنَّکَ تُنَزِّلُ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ ما تَشاءُ، فَأَنزِل عَلَیِّ و عَلى أهلِ بَیتی مِن بَرَکَةِ السَّماواتِ وَالأَرضِ رِزقا حَلالاً طَیِّبا واسِعا تُغنینی بِهِ عَن جَمیعِ خَلقِک)َ.
📘بحار الأنوارج87/ص356
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪَ ألْـفَـرَج🌤
#دوشنبه_های_امام_حسنی
#وفات_حضرت_معصومه
آیه188🌹ازسوره بقره 🌹
وَ لا تَأْكُلُوا : ومخورید
أَمْوالَكُمْ:مالهایتان را
بَيْنَكُمْ:دربین خودتان
بِالْباطِلِ :به ناحق
وَ تُدْلُوا :وبه عنوان رشوه سرازير نکنید
بِها:آنرا
إِلَى:به سوی
الْحُكَّامِ:حاکمان
لِتَأْكُلُوا:تا بخوريد
فَرِيقاً :بخشی
مِنْ: از
أَمْوالِ:مال های
النَّاسِ:مردمان را
بِالْإِثْمِ: به گناه
وَ أَنْتُمْ:درحالی که شما
تَعْلَمُونَ: می دانید