آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗 نگاه خدا💗 قسمت51 یاسری : میخوای جیغ بزن واسه من که مردم مشکلی پیش نمیاد به فکر خودت
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗نگاه خدا💗
قسمت52
یه دفعه دیدم کاظمی دستشو گذاشت روشونه ی یاسری
کاظمی : ببخشید چیزی شده؟
یاسری : نه خیر بفرما شما
کاظمی : این سرو صدایی که شما راه انداختین فک نکنم چیز مهمی نباشه
یاسری : برادر خانوادگیه شما برو به نمازت برس
- غلط کردی من با تو هیچ سری ندارم که بخواد خانوادگی باشه ( دستاشو مشت کرد که بیاد بزنه ،از پشت کاظمی دستشو گرفت)
کاظمی: دیگه داری پاتو از گریمت دراز تر میکنی برو پی کارت
از حراست هم اومدن یاسری وبردن همراهشون
یاسری: دختر حاجی از این به بعد از سایه ات هم بترس بعد از رفتنش نشستم روی زمین گریه میکردم
کاظمی : ببخشید خانم هدایتی لطفن بیاین این خانومو کمکش کنین حالشون خوب نیست
خانم هدایتی منو برد داخل کافه یه کم آب قند برام اورد ،آقای کاظمی و چند تا از دوستاش هم دم در کافه بودن
خانم هدایتی: اسم من ساحره است ،چرا اقای یاسری همچین کاری کرد ؟
( اسم منم ساراست ،همه ماجرا رو براش تعریف کردم)
ساحره : واییی که ای بشر حقشه اخراج بشه - ساحره گناه من چیه که اینقدر بدبختی بکشم ، من که کاری با کسی ندارم ( ساحره اومد سمتم و بغلم کرد) : عزیزززم غصه نخور درست میشه ساحره رفت سمت اقای کاظمی و دوستاش نمیدونستم چی دارن میگن
ولی من اصلا حالم خوب نبود به ساعت نگاه کردم ساعت دو بعد ظهر بود
باید زودتر میرفتم خونه لباسام همه کثیف شده بودن
ساحره : کجا میری سارا - باید برم جایی بابام منتظرمه
ساحره : اخه تو تمام تنت داره میلرزه دختر نصف راه پس میافتی - ماشین دارم آروم آروم میرم خودم
ساحره رو کرد به کاظمی گفت : آقای کاظمی منو محسن کلاس داریم میشه شما سارا جانو ببرین
کاظمی یه کم من من کرد و گفت باشه
( نمیدونم خوشحال بودم یا ناراحت )
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مولایمن
🍂فراق تو بر دل شرر می گذارد
شب غصه را بی سحر می گذارد...
🍂به سودای روی تو ای ماه زهرا
دلم در شب خود قمر می گذارد...
تعجیل در فرج مولایمان صلوات
#شبتونمهدوی🌙
#الّلهُــمَّ_عَجِّــلْ_لِوَلِیِّکَــــ_الْفَــرَج
☀️بسم الله الرحمن الرحیم☀️
✨امروز شنبه
26 آبان 1403 هجرے شمسى🗓
14 جمادی الاولی 1446 هجری قمرے🗓
16 نوامبر 2024 ميلادى🗓
ذکر روز شنبه
#یا_رب_العالمین🌷
✨دعای برکت روز:
🍀امام صادق(ع):وقتى صبح دمید بگو:
(الحَمدُللهِ فالِقِ الإِصباحِ، سُبحانَ رَبِّ المَساءِ وَالصَّباحِ، اللّهُمَّ صَبِّح آلَ مُحَمَّدٍ بِبَرَکَةٍ و عافِیَةٍ، و سُرورٍ و قُرَّةِ عَینٍ اللّهُمَّ إنَّکَ تُنَزِّلُ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ ما تَشاءُ، فَأَنزِل عَلَیِّ و عَلى أهلِ بَیتی مِن بَرَکَةِ السَّماواتِ وَالأَرضِ رِزقا حَلالاً طَیِّبا واسِعا تُغنینی بِهِ عَن جَمیعِ خَلقِک)َ.
📘بحار الأنوارج87/ص356
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪَ ألْـفَـرَج🌤
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
آیه222🌹ازسوره بقره 🌹
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
و از تو درباره حيض (ايام عادت ماهانه زنان) سؤال مىكنند، بگو: آن مايهى رنج و آزار است، پس در حالت قاعدگى از (آميزش با) زنان كنارهگيرى كنيد، و با آنها نزديكى ننماييد تا پاك شوند. پس هنگامى كه پاك شدند (يا با غسل كردن طاهر شدند)، آنگونه كه خداوند به شما فرمان داده با آنها آميزش كنيد. همانا خداوند توبه كنندگان را دوست دارد و پاكان را نيز دوست دارد
آیه222🌹ازسوره بقره 🌹
وَ يَسْئَلُونَكَ:ومی پرسند ازتو
عَنِ:درباره ی
الْمَحِيضِ:حیض
قُلْ:بگو
هُوَ:آن
أَذىً :گونه ای رنج است
فَاعْتَزِلُوا :پس کناره گیرید
النِّساءَ:ازآمیزش بازنان
فِي :در
الْمَحِيضِ:وقت حیض
وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ:ونزدیک نشويد به آنان
حَتَّى:تا آنکه
يَطْهُرْنَ:پاک شوند
فَإِذا :وچون
تَطَهَّرْنَ :پاکی ورزیدند ،غسل کردند
فَأْتُوهُنَّ :پس به آنها درآیید
مِنْ:از
حَيْثُ:جایی که
أَمَرَكُمُ:فرمانتان داده است
اللَّهُ:الله
إِنَّ:همانا
اللَّهَ :الله
يُحِبُّ :دوست می دارد
التَّوَّابِينَ:توبه کنندگان را
وَ يُحِبُّ :و دوست می دارد
الْمُتَطَهِّرِينَ:پاکی ورزان را
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روضه خوانی #رهبر_انقلاب
حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند...
چقدر دل میسوزونه این کلمات و حرفها😢
🖤🖤🖤🖤
زندگی شما لحظه به لحظه از چند جهت توسط دوربین های باکیفیت و وضوح بالا ضبط و نگهداری می شود.
(در روز حساب هرگونه اعتراض به داور از طریق ویدیوچک بررسی خواهد شد.)
#یک_جرعه_قرآن
#آیه_نوش
🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊
📖 از امام حسین علیهالسلام خواستم آدم بشوم
🎤 گفتوگو با خانم کبری خدابخش دهقی، نویسنده کتاب «#مجید_بربری»
👈کتاب «مجید بربری» روایت رندگی جوانی است که به «حُرّ مدافعان حرم» شهرت یافته و تحول درونیاش از سفر کربلا آغاز میشود.
🔹نویسنده کتاب: مجید با دوستانش به سفر کربلا میرود. در مسیر رفتن، همان مجید همیشگی بوده، میخندیده و آهنگ میگذاشتند و در مسیر میرقصیدند؛ اما به محض اینکه وارد بینالحرمین میشوند و روبهروی حرم امام حسین علیهالسلام میایستد، ناگهان شروع به گریه میکند و شاید چندین ساعت در بینالحرمین گریه کرده است. وقتی که مجید بر میگردد، دیگر آن مجید سابق نبود. دوستانش متوجه میشوند که او آرامآرام دارد تغییر میکند. این تغییر به این شکل بوده که مجیدی که هر جا بوده جمع را دست میگرفته، حالا کمتر اهل بگوبخند شده و ساکت است و بیشتر در حرم میماند. وقتی هم که از سفر برمیگردند، همه با او صحبت میکنند اما او میگوید: «نه، من قول دادم آدم بشوم.» و حتی وقتی از او میپرسند که چه از امام حسین علیهالسلام خواستی، میگوید: «من فقط از امام حسین خواستم که آدم بشوم.»
🔹مجید نهتنها در محله، بلکه در استان و کشور اثر گذاشته است. افراد زیادی به ما میگویند که بعد از خواندن کتاب، دچار تحول شدهاند. برخی به من زنگ میزنند و میگویند که بعد از خواندن کتاب، متوجه شدند که راهشان اشتباه بوده و حالا متحول شده و به سمت راه درست برگشتهاند.
🗓۳۰ آبان، انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر سه کتاب «هواتو دارم»، «مجید بربری» و «بیست سال و سه روز»
🔍متن کامل گفتوگو را بخوانید👇
khl.ink/f/58317