6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرنج و مرنجان🙏👌
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زنهار بد مکن که نکردست عاقلی
💐اَللّهُمَّ عَجِّلٰ لِوَلیِّکَ الٰفَرَج💐
جمعه۲-AudioConverter.mp3
زمان:
حجم:
31.3M
🎧کتاب صوتی
📚 جمعه دوم آوریل
🖇 قسمت دوم
#جمعه_دوم_آوریل
#کتاب_صوتی
📚📚📚📚📚📚📚📚📚
دمی با قرآن 💎
🥀انتظار فرج در قرآن!
۞"وَ ارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ"
و انتظار بريد كه من با شما منتظرم!
📔 هود: 93
فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ
پس منتظر باشيد كه من هم با شما از منتظرانم!
📔 یونس: 102
از انتظار فرج پرسید. حضرت امام رضا سلاماللهعلیه پاسخ دادند:
"فرج يكى از گشايشها است. چه نيكو است صبر كردن و انتظار كشيدن فرج. آيا قول خداوند را در قرآن نشنيدهاى كه ميفرمايد:
وَ ارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ
بر شما باد به صبر و بردبارى كردن همانا بعد از يأس و شدت، فرج است و مردمان پيش از شما بردبارتر بودند."
📚 تفسير جامع
🔍 مطالب مشابه: #قرآن #فرج #انتظار #صبر
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏃♂ خیلی از مشکلات جسمی و روحیت با این کار ساده برطرف میشن!
#استوری | #استاد_شجاعی
منبع: جلسه اول از مبحث سبک زندگی شاد
🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺
🔴 آثار و برکات دعا برای فرج
🔵 کسی که برای فرج امام زمان عجل الله فرجه بسیار دعا میکند ، شفاعت حضرت زهرا سلاماللهعلیها در صحرای محشر شامل حالش خواهد شد.
📚 مکیال المکارم جلد ۱ صفحه۵۵۳
ـ🌸🎊🌸🎊🌸
ـ🎊🌸🎊🌸
ـ🌸🎊🌸﷽
ـ🎊🌸
ـ🌸 #کراهت_نذر
❓حاجآقا، من یه چیز عجیبی شنیدم؛ شنیدم نذرکردن مکروهه! درسته این؟
📚 مشهور مراجع: بله. نذرکردن مکروهه؛ پس نذر رو بذارین برای شرایط خاص.
📚 آیتالله سیستانی: نذرکردن نه مستحبه و نه مکروه؛ اما گاهی چون آدم خودش در شرایطی قرار میده که ممکنه بهش عمل نکنه، مکروه میشه.
📚 آیتالله مکارم: نه. همه نذری مکروه نیست. نذرهای مقطعی و محدود مانعی نداره؛ ولی نذرهای سنگین و طولانی مکروهه؛ چون ممکنه مشکلاتی توی زندگی ایجاد کنه.
🔺 توضیحالمسائل مراجع، م۲۶۴۰؛ رهبری، رساله آموزشی، ج۲
💫💫💫💫💫💫💫💫💫
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت56 رسیدم خونه ،سلام کردم که امیر حسین اومد جلو با اون زبون قشنگش سلام ک
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗نگاه خدا💗
قسمت57
دلم میخواست بخوابم ولی فکرو خیال ولم نمیکرد یه دفعه به یاد حرف ساناز افتادم که میگفت یه بچه مذهبی پیدا کن به بابا معرفی کن نه بابا امیر طاها هیچ وقت قبول نمیکنه ،اون پسری که من دیدم عمرن قبول کنه ، ولی ای کاش میتونستم باهاش حرف بزنم شاید کمکم کرد دیه دلم نمیخواست برم دانشگا، ولی مجبور بودم که بابا از موضوع بویی نبره
کم کم خوابم برد
با صدای آجی سارا بیدار شدم
امیر حسین بود
امیرحسین : آجی سارا پاشو بیا شام بخوریم
منم لبخندی زدمو گفتم : تو برو من میام
بلند شدم موهامو مرتب کردم و رفتم پایین
رفتم تو آشپز خونه سلام کردم
بابا رضا: سلام ساراجان
مریم: سلام عزیزم بیا بشین
داشتم غذا میخوردم که یادم اومد باید ساعت کلاسامو به بابا بگم - بابا جون
بابا رضا: جانم - من ساعتای دانشگاهمو عوض کردم
بابا رضا: چرا
- ( یه کم من من کردم):
یه کم ساعتاش سخت بود برام
بابا رضا: حالا چه روزایی رو برداشتی
- سشنبه، پنجشنبه ، جمعه
مریم : سارا جان آخر هفته چرا برداشتی ،یه موقع تفریح یا مهمونی میرفتیم
(نمیدونستم چی بگم،آخه به تو چه ربطی داره دخالت میکنی)
بابا رضا: اشکال نداره ،فقط بابا جمعه ها خیابونا خلوته مواظب خودت باش
-چشم
مریم چیزی نگفت شامو که خوردیم میزو جمع کردم و میخواستم ظرفارو بشورم که مریم نزاشت ...
مریم: نمیخواد سارا جان من خودم میشورم - چرا ،من که کاری ندارم بزارین کمکتون کنم
مریم: نه گلم خودم میشورم تو برو استراحت کن
داشتم میرفتم که مریم گفت: سارا جان من منظوری نداشتم فقط دلم میخواست آخر هفته همه کنار هم باشیم
لبخندی زدمو گفتم:
واقعن نمیتونم تغییرش بدم
مریم : اشکالی نداره
رفتم تو اتاقمو دراز کشیدم ،داشتم فکر میکردم به اینکه چه جوری با امیر طاها صحبت کنم ،چه فکری درمورد من میکنه که صدای پیام گوشیمو شنیدم شماره ناشناس بود، بعد خوندن پیام فهمیدم ساحره است
ساحره: سلام خانم گل خوبی؟ ساحره م
- منم نوشتم :
سلام ساحره جان مرسی شما خوبین؟
ساحره : میخواستم بگم فردا بعد کلاست بیا کافه - باشه چشم
( بهترین فرصت بود با امیر طاها صحبت کنم)
صبح زود بیدار شدم .مانتوی سرمه ای با مقنعه سرمع ای سرم کردم یه کم ارایش ملایم کرده بودم موهامو هوایی بستم
از پله ها رفتم پایین که مریم صدا زد:
سلام صبحانه نمیخوری ؟
- نه دیرم شده
( داشتم کفشامو میپوشیدم که مریم اومد )
مریم: بیا این لقمه رو تو راه بخور ،ضعف میکنی
- دستتون درد نکنه...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸