eitaa logo
آوای دღل
441 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
2.1هزار ویدیو
49 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
آیه9🌹ازسوره آل عمران 🌹 رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ (راسخان علم در ادامه دعا گويند:) پروردگارا! همانا تو مردم را براى روزى كه در آن شكى نيست گرد آورى. همانا خداوند وعده‌ى خود را تخلّف نمى‌كند آیه9🌹ازسوره آل عمران 🌹 رَبَّنا =پروردگارا إِنَّكَ=همانا تویی جامِعُ=گرد آورنده ی النَّاسِ=مردمان لِيَوْمٍ=برای روزی که لا =نيست رَيْبَ=هیچ تردیدی فِيهِ=در آن إِنَّ=همانا اللَّهَ=الله لا يُخْلِفُ=خلاف نمی کند الْمِيعادَ=وعده ی خودرا
Mohsen Qaraati4_327849576851570978.mp3
زمان: حجم: 2.1M
آیه ۹ازسوره آل عمران 🌹🌹🌹🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀 📖 السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا جَامِعَ الْکَلِمَةِ عَلَی التَّقْوَی... 🌱 سلام بر شادی جمعیت قلبهای ما در سایه‌ی دستهای مبارک تو. سلام بر آن لحظه ای که پراکندگی های هوا و هوس را به نگاهی آرام می کنی. 📚 صحیفه مهدیه،زیارت حضرت صاحب الامر در سرداب مقدس، ص610. ┄┅═✧❁✧═🥀 مرابِه‌غِیرِتُو‌نبود‌پناه‌مہدےجآن ڪِه‌من‌گدایم‌و‌هستے‌توشاهـ‌،مَہدےجآن درانتظار‌ِتو‌شام‌هاگذشت‌عمرعزیز نگشت‌حاصل‌من‌غیـرآه‌مہدےجآن... 🥀قلب‌زمین‌گرفتہ زمان‌را‌قرار‌نیست . . اۍ‌بغض‌مانده‌در‌دلِ‌هفت‌آسمان بیا ...
✨﷽✨ ۞ وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‌۞ 📗 سوره طه/124 ♡ خداوند به تمام بندگانش لطف دارد، اما کسانی که از یاد او غافل و در گناه غوطه ورند، خود را از دایره رحمت خداوند خارج کرده اند. این افراد، ثروتمند هم که باشند، همین ثروت باعث غفلت و بدبختی آنان می‌شود. ♥ 🧡خدایا نگاهمون کن نگاهی به این بغضهای نشکسته💔 میدونم که بزرگی و کمکمون میکنی ایمان داشته باشیم به خدا✨🍁 ↻⇦حال دلت را به خداوند بسپار؛ 🍂هر روز به قلبت بگو که آرام باش و آن را با اکسیر عشق و توکل به خداوند سیراب کن،🍂 •┈—┈—┈✿┈—┈—┈• متبرک به نگاه مهربان خدا 🍃 زندگیتون بی غم 🌿
"خوبی‌های ما را فقط کسانی می‌بینند که خودشان خوبند." می‌دانی چرا؟ چون آدمیزاد هر چه در ذات خودش باشد، در دیگران زودتر پیدا می کند.
🌷🌷اعمال روز مبعث🌷🌷 خلاصه اعمال روز مبعث: 🌺 اوّل: غسل كردن، 🌺دوّم: روزه گرفتن و آن يكى از چهار روزى است كه در طول سال براى روزه گرفتن امتياز ويژه دارد، و ثوابى برابر با روزه هفتاد سال دارد. 🌺سوّم: صلوات زياد فرستادن. 🌺چهارم: زيارت حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و امير المؤمنين عليه السّلام 🌺 پنجم: خواندن نماز رجوع به مفاتیح 🌺ششم : خواندن دعا رجوی به مفاتیح 🌺🌺🌺🌺
🍃💎🍃 🟢 در روز عید مبعث، تا می‌توانی «صلوات» بفرست ... 💎حسین بن راشد گوید: از امام صادق سلام الله علیه سؤال كردم كه آيا غير از عيدهاى مشهور، عيدى دیگر نیز هست‌؟ حضرت فرمودند: 🍃آری، شريف‌‌تر و بافضیلت‌تر از همه اعیاد، روزى است كه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به رسالت مبعوث گرديده است؛ و آن بيست و هفتم ماه رجب است. 🍃💎🍃 💎راوی گوید: در این روز با فضیلت مشغول به چه عملی باشیم؟ إمام صادق سلام الله علیه فرمودند: 🍃تََصُومُ و تُكثِرِ الصّلاةَ عَلَى مُحمّدٍ وَ آلِهِ عليهم‌السلام. آن روز را روزه بدار و بسيار بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرست! 📘مصباح‌ المتهجد، ج۱ ص۸۲۰ 🍃💎🍃
احکام🔻🔻🔻
نـذر 💢حکم عمل نکردن به نذر 🧐 ┘◄ مساله : ✍ اگر کسى از روى اختیار به نذر خود عمل نکند گناه کرده و باید کفّاره بدهد. 🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۹ وارد شرکت شدم و سعی کردم رفتارم مثل هر روز عادی باشه..البته فقط سعی کر
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۱۰ با گفتن یه بسم الله وارد اتاق صبوری شدم..اما همینکه چشمم به دوربین کنج سقف افتاد آه از نهادم بلند شد..اصلا حواسم به دوربینا نبود..یهو جرقه ای توی سرم زد..به سرعت از شرکت خارج شدم و از شیرینی فروشی خیابون کناری دو کیلو رولت و نون خامه ای گرفتم(دلم خواست😋😂) و دوباره به شرکت برگشتم..شیرینی ها رو با سلیقه توی دیس بلوری که از آبدارخونه برداشته بودم چیدم و به سمت اتاق بایگانی رفتم..اونجا دورترین جا از بخش کنترل دوربین و به تبع مناسب ترین جا بود.. +سلام آقای مرادی خسته نباشید.. -سلام دخترم..درمونده نباشی باباجان.. +خواهرم امروز وضع حمل کرده(چه دروغ شاخداری😈خواهرم کجا بود؟)خواستم به بچه های شرکت شیرینی بدم..دیدم اینجا خلوت تره گفتم همه بیان پیش شما -مبارک باشه..این شیرینی خوردن داره..پس بی زحمت به خانم محتشم بگو یه سینی چایی هم بیاره که می‌چسبه.. همینطور که به سمت اتاق کنترل دوربین می‌رفتم هر کسی که میدیم دعوت می کردم بره شیرینی بخوره.. رسیدم به اتاق مدنظرم..در زدم و وارد شدم.. +سلام آقا مصطفی.. -سلام خانم فراهانی +توی بایگانی همه جمعن دارن شیرینی تولد خواهرزاده منو میخورن ،اونوقت شما هنوز اینجا نشستی؟ -کی؟کسی منو خبر نکرد؟داشتیم خانم فراهانی؟ من الان برسم اونجا که تمومش کردن.. +نگران نباش..سفارش کردم برای شما چند تا نون خامه ای تپل نگه دارن.. -دستت درد نکنه..پس بریم تا از دهن نیوفتاده.. بعدم هیکل گوشتیشو به سختی تکون داد و مثلا به حالت دو راه افتاد..منم پشت سرش رفتم و کم‌کم سرعتم آوردم پایین..وقتی از پیچ راهرو گذشت برگشتم داخل اتاق و جهت دوربین اتاق رئیس یکم تغییر دادم تا گوشه سمت راست میز تا نصفه نیوفته..قبل از خروج از اتاق دستبندمو درآوردم و انتخاب توی چارچوب در..بعدم از اتاق اومدم بیرون و الکی روی زمین گشتم و بعدش مثلا اتفاقی دستبند دیدم و برش داشتم..به هر حال دوربین راهرو تصویر منو وقتی دوباره به بخش کنترل دوربین برگشته بودم گرفته بود..باید یه جوری توجیهش می کردم تا بعدا دردسر نشه..یه نفس عمیق کشیدم و به سمت اتاق صبوری راه افتادم... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸