آیه 18🌹ازسوره آل عمران 🌹
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
خدايى كه همواره به عدل و قسط قيام دارد، گواهى داده كه معبودى جز او نيست و فرشتگان و صاحبان دانش (نيز به يگانگى او گواهى دادهاند) جز او كه مقتدر حكيم است، معبودى نيست
آیه 18🌹ازسوره آل عمران 🌹
شَهِدَ=گواهی می دهد
اللَّهُ =الله
أَنَّهُ=که همانا
لا =نيست
إِلهَ =هیچ خدایی
إِلَّا =جز
هُوَ =او
وَ الْمَلائِكَةُ=و نيز گواهی می دهند فرشتگان
وَ أُولُواالْعِلْمِ=ودانشمندان
قائِماً= درحالی که خدا برپادارنده
بِالْقِسْطِ=به عدل است
لا =نيست
إِلهَ =هیچ خدایی
إِلَّا =جز
هُوَ =او
الْعَزِيزُ =که پیروزمند
الْحَكِيمُ=سنجیده کار است
Mohsen Qaraati4_327849576851570985.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
آیه ۱۸ ازسوره آل عمران
🌹🍃🌹🍃🌹🍃
#سلام_امام_زمانم🧡
📖 السَّلامُ عَلَيْكَ يا إِمامَ الْمُسْلِمينَ...
🌱سلام بر تو ای پیشوای اهل اسلام؛
ای مولایی که هرکس دلش را تسلیم تو کند به مقصدش خواهی رساند.
🌱سلام بر تو و بر آن روزی که جهان و جهانیان تسلیم امر تو خواهند بود.
📚 صحیفه مهدیه، زیارت حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در سختیها
🥀🌿
#مولای_من
هرصبح
وقتی در هجوم دلواپسیها
بیدار میشوم،
دلم را روی دستان یاد شما
میگذارم و آرام میشود
مثل پرندهای که به لانه بازمیگردد...
من در پرنیان مهر شما، پرامید و خوشبختم...
شکر خدا که شما را دارم....🥀
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
آنچه سخت باشد با مهربانی خداوند
می گذرد بی آنکه تو بدانی. . .
پس نگران نباش، نترس، غمگین نباش
و صبر کن :))🥰🩵🌸
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۱۴ نزدیکتر رفتم دیدم یه مرد جوونه که داره خیلی آروم ناله می کنه..دور و ب
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان پیچک💖
قسمت۱۵
فردای اون روز صبوری برام مرخصی رد کرد..پسرش هم تا نزدیکای ظهر خواب بود که کمکم اثر آرامبخشی که دکتر بهش زده بود از بین رفت..صبور تا ظهر بالای سر آرش بود(انگار خونه من هتله😒)بعدش هم با هم رفتن..قبل از رفتن، صبوری ۷،۸تا اسکناس صد هزار تومنی گذاشت روی میز تلفن..از این کارش خیلی عصبانی شدم..اولا من پولی که با خون بیگناه نجس شده باشه از گلوم پایین نمیرفت و دوم اینکه اگر یک تشکر خشک و خالی ولی واقعی میکرد بیشتر بهم میچسبید..فکر کرده من دایه بچشم کبرای مراقبت ازش بهم پول میده..البته حقم داره..امثال این آدم که از انسانیت بویی نبردن..
فردا توی راه رفتن به شرکت پسر نوجوونی دیدم که با لباس های مندرس تا کمر توی سطل زباله خم شده بود..به حرف جلو رفتم و اسکناس ها رو به سمتش گرفتم..اول با چشم های گشاد شده بهم زل زد..ولی بعدش با تردید دستشو جلو آورد و پول گرفت..منتظر بهم نگاه میکرد تا احتمالا ببینه در ازای چه کاری بهش پول دادم..منم بهش پشت کردم و راه افتادم..
توی شرکت خبری از رئیس و بچه رئیس نبود..اولی که حتما رفته بود برای تصویه حساب و دومی هم که آش و لاش افتاده بود..تازه یاد فلش افتادم که وقت نکرده بودم چک کنمش..میدونستم که دست انبار دار دفتری هست که اونجا بارکد اجناس مرجوعی به شکل دستی نوشته میشه و بعد خود صبوری با توجه به اون وارد سیستم میکنه..با توجه به اینکه اجازه دخالت در این کار رو به هیچ کس نمیداد شکم به یقین تبدیل شده بود که چیزی توی این اسناد هست..به بهونه اینکه یکی از بارکد ها پاک شده دفتر گرفتم و از صفحات آخر اون با موبایل عکس گرفتم..وقتی توی خونه با اطلاعات فلش انطباق دادم دیدم هر ماه سه یا چهار بارکد بیشتر ثبت شده..بار کد ها رو یادداشت کردم..تا صبح بهش فکر کردم ولی نفهمیدم چطور میشه چیزی پیدا کرد..این اعداد چه ربطی داشتن به آدمایی که سر به نیست شدن؟کد ملیشونه؟بعیده آخه کد ملی میخواد چیکار؟!مشخصات بدنیشونه که کد گزاری شده؟خب چطور باید رمز گشایی کرد؟
+شاید بهتره با اون چهار نفر در میون بذارم..بالاخره از قدیم گفتن ۴تا کله بهتر از یکی کار میکنه...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸