eitaa logo
آوای دღل
445 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
2.1هزار ویدیو
48 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
✨♥️✨ ✍سه چیز از همدیگر جدا نیستند: ❶⇜کسی ڪه زیـــــاد دعــا ڪند از اجـــابت محـــروم نمےشود. ❷⇜کسی ڪه زیاد استغفار ڪند از مغــفرت و بخــشش محروم نمـےشــــود. ❸⇜ڪسی ڪه زیاد شڪر ڪند از زیاد شدن نعـــمت ها محروم نمـےشــــود...
ویژگی های دولت تراز : احتراز از شتاب زدگی چه در اجرای سیاست‌ها و چه انتظارات و توقعات از دولت تمسّک به شعار قانو‌گرایی پرهیز و خودداری از تسویف و تأخیر کارها و بهره‌مندی از فرصت خدمت توصیه به انس با خدا، خواندن نماز با توجه و حضور قلب و انس با قرآن[2] عدالت و اعتقاد به پیشرفت همراه با عدالت سلامت اقتصادی و مبارزه با فساد در قوه مجریه قانون‌گرایی حکمت و خردگرایی در کارها
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۲۳ حدود یک هفته دیگه هم گذشت ولی خبری از محموله نشد..توی این مدت با گروه تا
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۲۴ به محض رسیدن صبوری توی حالت آماده باش بودم تا بارکد ها وارد سیستم بشه..یک چشمم به صفحه ساعت دیواری و اون یکی به مانیتور بود..زیر لب صلوات می‌فرستادم و امیدوار بودم هرچه سریعتر بتونیم طومار این آدم پلید رو بپیچیم..ده دقیقه مونده به پایان ساعت کاری صبوری و پسرش از اتاق خارج شدن..خداحافظی کردن و به سمت پارکینگ رفتن..دوباره فایل های کامپیوتر چک کردم و با خوشحالی به اعداد و ارقام زل زدم..فلشم زدم توی دستگاه و لیست بارکد ها رو کپی کردم..هر یک درصدی که می‌خواست آپلود بشه برای من به اندازه یک ساعت می‌گذشت..بعد از تموم شدن کارم به سرعت وسایلمو جمع کردم و از شرکت بیرون زدم..از شدت هیجان با یک تاکسی دربست تا خونه رفتم..درو با سرعت باز کردم و شیرجه زدم روی لپ تاپم..فلشو از کیفم خارج کردم و به سیستم وصل کردم..عکس فهرست اصلی هم روی گوشیم آوردم..با دقت چک کردم و دوتا بارکد اضافی پیدا کردم..با توجه به چهار رقم اول فهمیدم دوشنبه و چهارشنبه هفته آینده قراره از دو نقطه متفاوت آدم ها از مرز رد بشن ولی فهمیدن مختصات نقطه ها توی تخصص من نبود..به سرعت دو تا بارکد رو برای تاجیک ایمیل کردم..بعد هم بهش اس ام اس دادم و گفتم بررسی کنه..تا چند ساعت حواسم به گوشی بود که خبری ازش بیاد..اصلا حواسم نبود از صبح که یه لیوان چایی و یه دونه کوکی خوردم دیگه لب به چیزی نزدم..هیجان اشتها برام نذاشته بود ولی ترسیدم مثل اون روز بیهوش بشم..کنسرو تن ماهی گذاشتم بجوشه و با یه تیکه نون گذاشتم روی میز..لقمه اولی به دومی نرسیده،صدای اس ام اس گوشی منو از جا پروند..تاجیک گفته بود مختصات مربوط به دو نقطه مرزی توی استان آذربایجان غربی هست..دو تا روستای کوچیک که خطری از جانب پلیس تهدیدشون نکنه و بی سر و صدا جوونای مردمو بدبخت کنن..اما پیامک ادامه داشت..با چشم های گشادی که دیدشون هر لحظه به خاطر اشک،تار و تار تر میشد اون جمله رو خوندم ..ازم تشکر کرده بود و گفته بود دیگه باهاشون تماس نگیرم..گفته بود از اینجا به بعد خیلی خطرناکه و باید خودمو کنار بکشم.. خداحافظی یعنی ندیدن شهاب..نشنیدن صداش..حالا کدوم دستی میخواد تکه های تیز قلب شکستم رو جمع کنه؟هر کس بخواد نزدیکش بشه دستش میبره..صدای خودخواه درونم منو ملامت می‌کرد به خاطر عجله توی پیام دادن..من احمق برای خداحافظی داشتم لحظه شماری می‌کردم و نمیدونستم..صدای عاقل وجودم هم سرزنشم می‌کرد.. کی گفت دل بدی؟نمیدونستی این ماجرا که تموم بشه باید دل بکنی؟صدای خودخواه این بار بهم امید داد..شاید تموم نشه..شاید دست خالی برگردن..وجدانم سرش فریاد زد و گفت به چه قیمتی؟به قیمت جون آدما؟صدای عاقل دوباره نهیب زد که آخرش که چی؟شهاب آدم موندگار زندگی تو نیست..پس هر چی زودتر بره بهتره..ولی بین کشمکش صداهای درونم،صدای گریه ی معصومانه ای شنیدم..صدای دخترک عاشق درونم بود..حرف نمیزد ولی هر قطره اشکش پر از ناگفته ها بود...باید می‌رفتم جایی که دلم آروم میشد..یه جایی که نزدیک اونی باشم که میدونم درکم میکنه و میتونم پیشش زار بزنم..نه سرزنش میکنه و نه خودخواهه.. فقط کمکم میکنه که دووم بیارم... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸
▪️عَظَمَ الله اُجورَنا وَ اُجورَکُم 🏝بسم‌رب‌المهدی.. اَلسَـلامُ‌عَلیڪَ یـٰابقیه الله یاایهاالعزیز‌ دست ادب بر روی سینه می‌گذاریم 🏴 از ما زمینیان به شما آسمان،سلام... مولای دلشکسته امام زمان،سلام... این روزها هزار و دو چندان شکسته‌ای حالا کجای روضه‌ی بابا نشسته‌ای؟!!! رخت سیاه داغ پدر کرده‌ای تنت... قربان ریشه‌های نخ شال گردنت... مهربان پدر عالم! امروز که روز یتیمی شماست، می‌توانیم همدرد شما باشیم؛ چرا که یتیمی درد آشنایی است برای ما ▪️شهادت مظلومانه‌ی (ع) را به مولایمان حضرت بقیه الله اعظم و همه عاشقان و شیعیان حضرتش تسلیت عرض می‌نماییم.
براى عوض كردن زندگى، براى تغيير دادن خودهيچ وقت دير نيست! هر چند سال كه داشته باشيم، و هر گونه كه زندگى كرده باشيم هر اتفاقى كه از سر گذرانده باشيم، باز هم نو شدن ممكن است.
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎉آقا، ردای سبز 🎊امامت مبارکت 🎉پوشیدن لباس خلافت مبارکت 🎊ای آخرین 🎉ذخیره زهرایی حسین 🎊آغاز روزگار امامت مبارکت 🎊عید امامت و زعامت مولای منتظران مبارکباد 💐🎉 🌸🌿✨🌸🌿✨🌸🌿✨
از شهریور شروع کن از ۲۵ سالگی شروع کن از چهارشنبه شروع کن از ۱۰ شب شروع کن از وسط ماه شروع کن دیر شروع کن اما شروع کن ..
🌷تلاش اعجاب‌انگیز؛ رفتار تحسین‌آمیز 🔹️ تقدیر رهبر معظم انقلاب از ورزشکاران تیم ملی کشتی‌ آزاد برای کسب عنوان قهرمانی جهان. ۱۴۰۴/۶/۲۵
🔺این عکس از لحظه به اسارت درآمدن قهرمان چزابه است. ♦️شهید ماشاء الله _ پیل _افکن در ادامه عملیات منطقه چزابه ، تنهایی شش شبانه روز در مقابل و پشت جبهه دشمن ، بدون وقفه برای نجات تیپ ۷۷ خراسان از محاصره‌ ، با دشمنان بعثی جنگید و آن قدر از مهمات ذخیره و دپو شده دشمن استفاده کرد تا ؛ مهمات آن محدوده به پایان رسید، آن گاه با لبان تشنه و بدن خسته و گرسنه و چشم ترکش خورده ای که ۶ شبانه روز نخوابیده بود ، به تنهایی به اسارت دشمن در آمد. ♦️اين قهرمان نا شناخته ایران به تنهایی ، دو شبانه روز گردان‌های زرهی و پیاده دشمن را زمین گیرکرد تا تیپ مشهد از محاصره رهایی یابد. 🔺دشمنان بعثی ، خشم خود را با شکنجه‌ های متعدد برایشان ، ازجمله بریدن دو دست توانمندش از بازو ، بیرون آوردن دو چشم او ، شکستن دندان هایش ، کندن پوست سر و جمجمه اش و همچنین کندن محاسن شریفش با پوست و گوشت صورتش‌ و با نشاندن صد‌ها گلوله بر پیکر پاکش ، از او انتقام گرفتند و عاشقانه به ديدار حق شتافت. 🔺این شهید عزیز ۲۰ ساله ، از روستای اسپاهی کلا دابو شهرستان آمل می باشد. 🌺🍃 نثار روح بلندش فاتحه ای تقدیم کنیم و لعنت خدا بر خائنان به خون‌ شهدا‌...
يا سيد الكريم... تهران پر از طراوت عطر و شمیم توست چشمان نا امید به دست کریم توست جانی دوباره می دهد این جا به زائران کرب و بلای کشور ایران حریم توست ۴ ربیع الثانی سالروز عليه السلام مبارك باد💐