مدل دوم؛
آن ۳۰۰ دانش آموز چون مطلع هستند
که بقیه دانش آموزان یعنی آن ۲۰۰
نفر تنبل هستند و میخواهند
مدرسه را زودتر تعطیل
کنند بلند میشوند
و می روند سراغ
مدیر مدرسه!
یک صدا می گویند ما تا روز آخر سال
در کلاس ها حاضر می شویم و
به جد مخالف تعطیلی
مدرسه هستیم
در این حالت مدیر مدرسه دستش باز
می شود و به آن ۲۰۰ والدینی که
درخواست تعطیلی داشتند
با پشت گرمی آن ۳۰۰
نفر به راحتی جواب
منفی می دهد...!
به آن ۲۰۰ نفر میگویدتعطیلیزودتر
از موعد مطالبه شماست و من هم
مطالبه شما را شنیدم اما در مقابل
مطالبهشما ۳۰۰ نفر دیگردرخواست
ادامه کلاس ها را دارند لذا مـــدرسه
ان شاءالله تا روز آخر باز خواهد بود
مدیر مدرسه اگر چه مدیر است
اگرچه اختیارات فراوان دارد...!
اماشرایطومحدودیت هایجدی
هم دارد.
و این محدودیتها هم به معنای
ضعیف بودنش نیست به معنای
ضعیف بودن در مدیریت نیست!
دقت کنید!
او مدیر خودش نیست
مدیر یک مدرسه است
مدرسه یعنی مدیر ۵۰۰ دانش آموز!
و ۵۰۰ مادر و ۵۰۰ پدر
و این ها می تواننـد برای
مدیرمدرسهتصمیمسازی
کنند با مطالبه گریشان...
همه وجود ما سهم خداست...
مشکل ما همین جاست که این یک جمله رو متوجه نمیشیم .
اگر همین یک جمله رو متوجه بشیم
اصلا غم به دلمون راه نمیدیم
دنیا در نگاهمون هیچ میشه
و هرکاری که میکنیم برای خدا میکنیم .
چرا انسان آنقدر غرور و تکبر داره؟
چون نمی فهمه که تمام وجودش سهم خداست ...
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قبل از ایزی لایفی شدن ربع پهلوی میآید؟🤣💀