-
خدایا . .
درشهادٺچہلذتۍاسٺ
کہمخلصانتوبہدنبالآن
اشکشوقمیریزند🚶🏿♂💔"
ـ ـ ـ ـ ــــــــــ✾ــــــــــ ـ ـ ـ ـ
🌿 『آوینـツـہ』 | @avineh 🌿
آن که برگه شهادتش امضا شد
اول چشمانش با حیا شد!
ـ ـ ـ ـ ــــــــــ✾ــــــــــ ـ ـ ـ ـ
🌿 『آوینـツـہ』 | @avineh 🌿
⚡️شهید جهاد مغنیہ:
امام زمانت را یارۍ کن...!
و خـودت را بہ گونہاۍ آماده کن
کہ یارۍ کننده امام زمانت باشۍ
ـ ـ ـ ـ ــــــــــ✾ــــــــــ ـ ـ ـ ـ
🌿 『آوینـツـہ』 | @avineh 🌿
enc_16461376259470133009337.mp3
3.68M
_تویحرمباشیبگیرهنمنمبارون!🌧♥-
ـ ـ ـ ـ ــــــــــ✾ــــــــــ ـ ـ ـ ـ
🌿 『آوینـツـہ』 | @avineh 🌿
کلمهیِاربعین؛
همیشهنقطهیِاوجِداغترین
خاطرههاستخاطرهایکههم
قادراستکمرِکوهیراخمکند
وهممیتواندابتدایپرشیبلندباشد...!💔
#امام_حسین
ـ ـ ـ ـ ــــــــــ✾ــــــــــ ـ ـ ـ ـ
🌿 『آوینـツـہ』 | @avineh 🌿
حب الحسین سر الاسرار
شهداستفاینتذهبون؟!
اگر صراط مستقیم میجویی بیا
از این مستقیم تر راهی وجود ندارد!
#شهید_آوینی
ـ ـ ـ ـ ــــــــــ✾ــــــــــ ـ ـ ـ ـ
🌿 『آوینـツـہ』 | @avineh 🌿
شاگرد مغازه ی کتاب فروشی بودم
حاج آقا گفت :می خواهیم بریم سفر
تو شب بیا خونھ مون بخواب،بد زمستانی
بود . .سرد بود، زود خوابیدم ساعت
حدود دو بود ؛در زدند فکر کردم خیالاتی
شده ام در را که باز کردم، دیدم آقا مهدی
و چند تا از دوستانش از جبهہ آمده اند
آن قدر خسته بودند که نرسیده خوابشان
برد، هوا هنوز تاریک بود که باز صدایی
شنیدم! انگار کسی نالھ می کرد. از پنجره
کھ نگاه کردم، دیدم آقا مهدی تویِ آن
سرمای دمِ صبح، سجاده انداخته توی
ایوان و رفتھ به سجده🌱!
-شهیدمهدیزینالدین؛
ـ ـ ـ ـ ــــــــــ✾ــــــــــ ـ ـ ـ ـ
🌿 『آوینـツـہ』 | @avineh 🌿