خیلی اوقات شهدا لازم نبود عرفانشون بالا باشه تا متوجه مسائل بشن این علمشون بوده که آنقدر زیبا هر جا پا میگذاشتند میفهمیدند!
آیا ما میفهمیم کجاییم؟
از این هیاهوی شهر نمیخواهیم بیایم بیرون؟
غافلی...
در قبر ها صدای حسرت هست!
حسرت اینکه برگردند و بهره ببرند...
فکر میکنی بالاخره یک روز کتاب میخونی کتابخون میشی، اما بهت بگم هیچوقت کتابخوان نخواهی شد، مگر اینکه همین امشب قبل خوابت کتاب خونده باشی، حتی یک صفحه!
اگر بگم یک سال دیگه از این دنیا میری چیکار میکنی؟
اگه همین ماه زنده باشی؟
میری چیکار میکنی؟
دیگه وقتت واسه هر بیهودهای خرج نمیکنی که!
هی مرگ یادت میاد میری سراغ کار هایی که سنگینت کنه!
تا بفهمی چرا به این جهان اومدی این جهان چیه و چی بهت میگه!🌖✨
تو با کتاب میفهمی این جهان چه حرف های با تو دارد؛
مگر مردم وقت دارن بیایند تو را نصیحت عمرِ زندگیت کنند که ای فلانی فلان نکن که عاقبتش این گونه است!؛وضعیت الآنم نتیجه کار های گذشتمه!
خیر این تو هستی که برای خودت ارزش قائل شدهای برای خدایت ارزش قائلی که ای خدا اینجا چه خبر است،
من کیستم؟ چیستم؟ کجا هستم؟چه جایی هستم که قرار است برای همیشه از پیش بروم؟
به خودمون بیایم دیر میشه،اون روز که نبودیم کسی نیست برات کتاب بخونه ها!
هر چه اینجا میخوانی زندگیت را پربار میکنه زندگی که داره ابدیت را میسازه؛
شوخی و خنده نیست بحثه عمرته!