آقا خدا هم یک حقی داره!
بابا ما همسایهامون میاد دم در احترامش نگه میداریم،
یک بار نگفتیم خدایا تو هم خدای منی بزار ببینم تو چی از من میخوای؟
تا کی خدا منتظرمون بمونه؟
اون موقع که سنگ لحدم گذاشتن بگیم یا الله به دادم برس؟
اون موقع که بلإ گناه یقهامون گرفت بگیم خدا؟
یک بار شد وسط خوشیمون یک سجده کنیم بگیم شرمندهاتم که نعمت بهم دادی حواسِ دلم بندِ تو نبود؟
میگن روز قیامت خدا به بعضی ها نگاه نمی کنه!
آخ دل اونجا آتیش میگیره...
این دل اینجا از گناهش آتیش بگیره خوبه یا اونجا؟
هی میگیم خدایا ببخش،
اما پای امتحانش که میرسه وا میدیم انگار
نه انگار به خدا قول دادیم؛
بابا گناه یعنی خدا نه فقط دل خودم؛
بابا این دل تشنه خداست
من نمیذارم برسه به آسمون
منم با اشتباهات کوچیک و بزرگم
نمیگذارم یک بار خدا مهمون دلم بشه!
یادت بیار چند بار دلت سنگین شد ،
این نمازی که رو به خدا نشستی حرف زدی
نور وجودت نشد؟
همش اون گناه های ساده الکی که جدیش نمیگیریم باعثشون بودن!
دستی به این طاقچه دل بکشیم
تمیزش کنیم بگیم،
ببخش اون کار را برای دل خودم کردم نه تو خدا...
این خدا کسیه که حسین در وسط گودال
به یادش بود،
این خدا امام حسین داد برای تو که نکنه مفت از دست بری...
آره این خدا دعوتت کرده به ماه خودش
دلت سبک باشه نزدیک خودش سر این سفره میشینی...
استغفار کنیم دیر بشه دیگه رفتیم تا به قیامت💔
آه این خدا پشت هم داره باهامون حرف میزنه!
این خدایی که منو تو نادیدهاش میگیریم
آره این خدا ماه شعبان، ماه رجب ماه رمضون و دونه دونه پیامبران را فرستاد
امامان(ع) را فرستاد،
منو تو کجاییم؟
بغض بیخ گلوم را میگیره این خدا تموم گناهام را دید، یکبار نگفت بروانقدر صدام نزن تو همونی هستی که یک بار هم نخواستی من توی زندگیت باشم؛
هر بار صداش زدم قبلش دستم را گرفته بود...