خلاصه درگیری تموم میشه
اما عابد متحیر میشه که
تا دیروز شیطان مثل گنجشک
تو مشتش بود الان خودش مغلوبه شیطان!
از شیطان میپرسه چطور ممکنه؟
شیطان گفت:
«سبب غلبه تو بر من این بود
که آن روز برای رضای خدا و
با نیت پاک و اخلاص
در عمل بر مردم
غضبناک شدی و
قصد قطع آن درخت کردی
ولی امروز برای خاطر دو سکه
غضبناک شدی و قصد ریشه کن
کردن آن درخت را داری،
البته با چنین قصد و نیتی
هرگز نخواهی توانست
این کار را انجام دهی;
چرا که آن روز
برای خدا خالص بودی و
خداوند یاور تو بود و
من هم بر کسی که
برای خدا خالص باشد
توان غلبه کردن ندارم
و اما امروز چه؟
برای هوای نفس است
که این چنین زبون و خوار و درمانده ای .»
پس برای اینکه بتونی بری جلو و
خودت رو مدیریت کنی باید
از بین موانع مسیر
به راه بینشون
نگاه کنی!