خانه های این شهر
محل نزول قرآنی شدهاند
که نور به اهالی میتاباند
و در جان ها توازن و تعادل
پدید میآورد...
آیه ها قدم قدم
نشانه هایشان را
به دل ها کریمانه نشان میدهند
و سوره ها صمیمانه سور هدایت میگسترند
شب نشینی ها در این شهر
رمز های راز و نیاز را میگشاید
و قفل هر دلی در
این سحرگاهان
باز میشود
آنجا شب ها از روز روشنتر است
و روز ها از شب آرامتر.
اینجا روز ها نه
از فرط قیمت
لحظات
شمرده
میشوند
زمان برکات خود را به زمین
ارزانی کرده و با آنکه
سریع عبور میکند
اما اینجا زمان با
میهمانان خدا
مهربانی کرده
و زمام خود را
به دل ایشان
سپرده.
گویا در این شهر
مهمانان میتوانند
به عقب برگردند
جبران گذشته کنند
و جلو بروند و آینده را بسازند.
مهمانان این شهر گویا مقیم
خانهاند که احساس غریبی
نمیکنند و آشنا به زیر و روی شهر
هر کدام برای خود جایی و مقامی دارند...