🌹🌹بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ.
بنام خداوند بخشنده مهربان.
تقاضا کننده اى تقاضاى عذابى کرد که واقع شد. ۱ معارج.
تفسیر: شأنِ نزول آیه:
هنگامیکه پیامبر بزرگوار اسلام، حضرت امیرالمؤمنین را در روزِ غدیر خم به خلافت منصوب فرمودند و دربارهء ایشان فرمودند:
مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ:
هر که من مولى و ولى او هستم، على، مولى و ولى اوست، نعمان بن حارث فهرى خدمت پیامبر آمده، عرض کرد:
تو به ما دستور دادى شهادت به یگانگى خدا و اینکه تو فرستادهء او هستى دهیم، ما هم شهادت دادیم، آنگاه، دستور به جهاد، حج، روزه، نماز و زکات دادى، ما همهء اینها را نیز پذیرفتیم، اما به اینها راضى نشدى تا اینکه این جوان را به جانشینى خود منصوب کردى، و گفتى مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ؟!
آیا این سخنى است از ناحیهء خودت، یا از سوى خدا؟!
پیامبر فرمودند: قسم به خدائى که معبودى جز او نیست، این از ناحیهء خداست.
نعمان روى بر گرداند، در حالیکه مى گفت:
اللّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:
خداوندا! اگر این سخن حق است و از ناحیهء تو، سنگى از آسمان بر ما بباران.
اینجا بود که سنگى از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت.
همین جا بود که آیهء سَأَلَ سائلُ بِعَذَاب وَاقِع، لِّلْکفِرِینَ لَیْس لَهُ دَافِعٌ. نازل گشت.
مجمع البیان، ج۱٠، ص ۳۵۲.
👈 سپس در آیات بعد تصریح می فرماید که این عذاب از طرف خداست و برای کافران است:
🌹لِّلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ.
(این عذاب) براى کافران است، و هیچکس نمى تواند آن را دفع کند. ۲
🌹مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ.
از سوى خداوندى که صاحب فضائل و مواهب است. ۳ معارج.
👈 معارج، جمع مَعْرَج، به معنى پله یا جائى است که از آنجا صعود مى کنند.
و از آنجا که خداوند، مقامات و مواهب مختلفى دارد، که افراد با سلسله مراتب بسوى قرب خدا پیش مى روند، خداوند به، ذى المعارج توصیف شده است.
👈 سپس در وصف روز قیامت می فرماید:
🌹تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ.
فرشتگان و روح (آن فرشته مقرب خداوند) بسوى او عروج مى کنند در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است. ۴ معارج.
تعبیر به پنجاه هزار سال، با آنچه در آیهء ۵ سورهء سجده آمده است که مقدار آنرا یک هزار سال تعیین مى نماید، منافاتى ندارد.
زیرا براساس روایات در قیامت، پنجاه موقف است، و هر موقف به اندازهء یک هزار سال طول مى کشد.
نورالثقلین، ج۵، ص۴۱۳.
👈 آیات کلام الله اشارهء اجمالی به این موقفها دارد که إن شاءالله بزودی خواهیم خواند.
✨آیات تکان دهنده در بارهء مجرمانی که به دو صفت رذیلهء مقابله با ایمان و جمع آوری مال و اموال، چه حلال و چه حرام متصفند✨
👈 وصف قیامت برای این مجرمان:
🌹🌹يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ.
روزى که آسمان همچون فلز گداخته مى شود. ۸
و کوهها مانند پشم رنگین (درفضا) متلاشى خواهند بود. ۹
وهیچ دوست صمیمى سراغ دوستش را نمى گیرد. ۱۰
آنها را به یکدیگر نشان مى دهند (ولى هر کس گرفتار کار خویشتن است آن چنانکه) گنهکار دوست مى دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آنروز فدا کند. ۱۱ معارج.
■ همه در قیامت یکدیگر را می شناسند اما شرایط برای گنهکار چنان سخت است که حتی حاضر است برای نجات خویش، فرزندان دلبندش را هم فدا کند.
👈 او عزیزان دیگرش را هم حاضر است فدا کند:
🌹وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ.
و همسر و برادرش را. ۱۲
و قبیله اش را که از او حمایت مى کردند. ۱۳ معارج.
👈 او برای نجات خویش، به فدا کردن عزیزانش اکتفا نمیکند بلکه می خواهد:
🌹وَمَن فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ يُنجِيهِ.
و همهء مردم روى زمین را (فدا کند) تا مایهء نجاتش گردند. ۱۴ معارج.
👈 اما خداوند پاسخ می دهد که:
🌹كَلَّا ۖ إِنَّهَا لَظَىٰ.
هرگز چنین نیست (که با اینها بتوان نجات یافت) تنها شعله هاى سوزان آتش است که، ۱۵
پوست بدن را مى کَند و مى بَرد. ۱۶ معارج.
لَظى، به معنى شعلهء خالص آتش است، و یکى از نامهاى جهنم نیز هست، و در آیات فوق به هر دو معنى آمده.
👈 این عذابها بیشتر از همه برای چه کسانی فراهم شده؟
برای گروهی از مجرمان که به این دو غفلت گرفتارند:
🌹تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّىٰ.
و کسانى را که (به فرمان خدا) پشت کردند (بسوى خود) مى خواند. ۱۷
و (آنها که اموال را) جمع و ذخیره کردند. ۱۸ معارج.
■ به این ترتیب، این آتش سوزان، با زبان قال که خداوند به او داده، پیوسته آنها را صدا مى زند و بسوى خود فرا مى خواند، همانها که داراى این دو صفتند:
■ پشت به ایمان کرده و از طاعت خدا و رسول سر برتافته اند.
و دائماً در فکر جمع مال از حرام و حلال و ذخیره کردن آن هستند.
(یاالله)
🌹🌹وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا.
و مرا با تکذیب کنندگان صاحب نعمت واگذار، و آنها را کمى مهلت ده. ۱۱ مزمل.
تفسیر:
■ صاحب نعمت، خداست و تکذیب کنندگان او کسانی هستند که آنچه را بدست می آورند از خدا نمی دانند و فکر میکنند بواسطهء علم و زحمت و تلاش خودشان است که رزق و روزی خدا را بدست آورده اند، و کسانی هستند که با ناشکری و شِکوِه و نالهء مداوم به درگاه خدا فقط نداشته ها را می بینند و هرگز بخاطر داشته ها خدا را سپاس نمی گویند.
اینان کسانی نیستند که شایستهء مهلت باشند برای توبه. اینان کسانی هستند که دیگر راه هدایت برویشان باز نیست و مهلتی که به آنها داده میشود، برای اتمام حجت است، و هم اینکه در این مهلت داده شده ماهیت خود را آشکار سازند، و پشت خود را از بار گناه سنگین کنند، آنگاه عذاب خدا گلوى آنها را خواهد فشرد.
👈 و در ادامهء همین تهدید بصورت صریح تر مى فرماید:
🌹إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا.
حقیقتا (براى آنها) نزد ما غل و زنجیرها و (آتش) دوزخ است. ۱۲ مزمل.
أنکال به معنى زنجیرهاى سنگین است.
البته که در برابر آزادى بى قید و شرط و تنعمى که در این دنیا داشتند، بهرهء آنها در آنجا اسارت است و آتش.
👈 و ادامه داده می فرماید:
🌹وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا.
و غذایى گلوگیر، و عذابى دردناک. ۱۳ مزمل.
■ غذائى بر عکس غذاهاى چرب و شیرین دنیاى آنها، که براحتى از گلو فرو مى رفت و گوارا بود.
غذایی که فرقی نداشته که آیا حلال است یا حرام؟ حق دیگران است یا خیر؟ خمس و زکاتش داده شده یا نه؟ غذایی که نه حق سائل در آن منظور شده، نه حق محروم. خلاصه غذایی که هرگز از گلوی مرد و زن باایمان، پایین نمی رود ولی این مکذبان مغرور براحتی آنرا می خورند و به خورد خانواده هم می دهند.
قطعا چنین کسانی در قیامت غذایی گلوگیرشان میشود که عذاب الیم است.
■ ابعاد عذاب الیم آخرت از نظر شدت و عظمت بر هیچکس جز خدا معلوم نیست. و دل مومنین حقیقی از شنیدن این آیات شدیدا به لرزه می افتد.
👈 پس از آن به شرح آنروز پرداخته. روزیکه این عذابها در آن ظاهر مى شوند:
🌹يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلًا.
در آنروز که زمین و کوهها سخت به لرزه درمى آید، و کوهها (چنان درهم کوبیده مى شود که) به شکل توده هایى از شن نرم در مى آید. ۱۴ مزمل.
در حدیثی آمده:
روزی یکی از مسلمانان این آیه ها را تلاوت میکرد و پیامبر بزرگوار استماع میفرمود. ناگهان آن مسلمان فریادی کشید و مدهوش شد.
مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۸۰.
البته به نظر نمی آید فرد مذکور، کسی جز حضرت امیرالمؤمنین بوده باشد 💚
🌹🌹وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَىٰ بِجَانِبِهِ ۖ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَئُوسًا.
هنگامیکه به انسان (مغرور) نعمت مى بخشیم، (از حق) روى مى گرداند و متکبرانه دور مى شود. و هنگامیکه بدى به او مى رسد، (از همه چیز) مأیوس مى گردد. ۸۳ اسراء.
تفسیر: یکى از ریشه دارترین بیماریهاى اخلاقى انسانهایی که ضعف تربیتی دارند، اینست که نه در مقابل نعمت، شکرگزارند و نه در برابر مصیبت صبور.
و با عطای نعمت، مغرور شده و با مواجهه با مصیبت و سختی، مایوس و ناامید میشوند.
■ أَعْرَضَ به معنى روى گرداندن است، و در اینجا، روى گرداندن از خدا و حق است.
■ نَآبِجانِبِهِ، یعنی دور شدن و روی گرداندن از روی غرور و تکبر. و این یک موضع گیری خصمانه است.
👈 انسانهاى بى ایمان و یا ضعیف الایمان به هنگام روى آوردن نعمتها آنچنان مغرور مى شوند که بکلى بخشندهء نعمتها را بدست فراموشى مى سپارند، نه تنها فراموشش مى کنند بلکه یک حالت بى اعتنائى، اعتراض و استکبار در برابر او به خود مى گیرند. و با حماقت تمام در پیشگاه بخشندهء نعمت، فخر فروشی میکنند و روی می گردانند گویی اینان هستند که باید به او عطا کنند و یا گویی بدون کمک و حمایت اوست که به این نعمتها دست پیدا کرده اند.
■ و جملهء مَسَّهُ الشَّرُّ، اشاره به کمترین ناراحتى است که به انسان دست مى دهد، یعنى آنها به قدرى کم ظرفیت اند که با مختصر گرفتارى، دست و پاى خود را گم مى کنند، رشتهء افکارشان بکلى در هم مى ریزد و ظلمت یأس و نومیدى بر قلبشان سایه مى افکند و چنان فرو می ریزند که گویی دنیا به آخر رسیده و جریان زندگی متوقف شده است، و با رسیدن سختی وگرفتاری آنچنان آرامش خود را از کف می دهند که زندگی را به کام خود و اطرافیان تلخ و تاریک و ناگوار می سازند، دیگر هیچ پند و موعظه ای به آنها اثر نمیکند و دیگر هیچ حرفی جرقهء امید را برایشان به ارمغان نمی آورد. آنها ثبات خود را از دست می دهند و بکلی فراموش میکنند این عالم با تمام سختیهایش صاحبی توانا و قدرتمند دارد که حواسش هم کاملا به بندگانش هست.
👈 اینجاست که می فرماید:
🌹قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ.
مرگ بر این انسان، چقدر ناسپاس است! ۱۷ عبس.
✅ پس مومن، در غم و شادی، صبور و شکرگزار است و در هر دو حالت، آرامش و ثبات خود را از دست نمی دهد و هیجاناتش را مدریت و کنترل می کند.
🌹🌹أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ ۖ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا.
نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریکى شب برپادار. و همچنین قرآن فجر را. چرا که قرآن فجر، مشهود است. ۷۸ اسراء.
تفسیر: یکی از مهمترین افعال مومن، نماز است که عامل مؤثرى است براى مبارزه با شرک، و وسیله اى براى طرد هر گونه وسوسهء شیطانى از دل و جان آدمى.
🌸 آقا امام باقر در تفسیر همین آیه فرموده اند:
دلوک شمس به معنى زوال آن (از دائره نصف النهار) است (یعنی نمازهای ظهر و عصر)، و غسق اللّیل به معنى تاریکی شب است (یعنی نمازهای مغرب و عشاء)، این چهار نماز است که پیامبر آنها را براى مردم قرار داد و توقیت نمود، و قرآن الفجر، اشاره به نماز صبح است.
نورالثقلین، ج۲، ص۲۰۲.
به همین دلیل، آیهء فوق، از آیاتى است که اشارهء اجمالى به وقت نمازهاى پنجگانه دارد.
👈 البته لازم به ذکر است که بعضى از آیات قرآن، تنها اشاره به یک نماز دارد مانند:
🌹حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى. ۲۳۸ هود که نماز وسطى طبق تفسیر صحیح، همان نماز ظهر است.
و گاهى اشاره به وقت سه نماز، از نمازهاى پنجگانه کرده، مانند:
🌹وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ. ۱۱۴ هود که طرف النهار اشاره به نماز صبح و مغرب و زُلَفاً مِنَ اللَّیْل اشاره به نماز عشاء است.
و گاهى، وقتهای هر پنج نماز را اجمالاً بیان مى کند، مانند همین آیهء مورد بحث.
👈 و می دانیم جزئیات اوقات نمازهاى پنجگانه در این آیات بیان نشده، بلکه، مانند بسیارى دیگر از احکام اسلامى، تنها به کلیات قناعت شده، و شرح آن در سنت پیامبر و امامان راستین آمده است.
👈 اما نکتهء مهم و جالبی در این آیه وجود دارد اینست که، آیهء فوق مى فرماید:
إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً.
یعنی نماز صبح مورد دو مشاهده است.
منظور مشاهده چه کسانى است؟
حضرت رسول فرموده اند:
تَشهَدُهُ مَلائِکَةُ الَیلِ وَ مَلائِکَةُ النَهار. یعنی مشهود ملائکهء شب و روز است.
روح المعانی، ج ۱۵، ص۱۲۶.
💚 زیرا در آغاز صبح، فرشتگان شب که مراقب بندگان خدایند جاى خود را به فرشتگان روز مى دهند، و چون نماز صبح در همان آغاز طلوع انجام مى گیرد، هر دو گروه آنرا مشاهده کرده و بر آن گواهى مى دهند.
به تعبیر عامیانه میتوان گفت اگر نماز صبح را اول وقت بخوانیم دوبار ثبت میشود.
معاملهء خوبیست.
👈 بعد از ذکر نمازهاى فریضهء پنجگانه، در آیهء بعد به نافلهء شب اشاره فرموده که فضیلتهای بسیاری برای آن ذکر شده است.
إن شاءالله فردا می خوانیم.
👈 در پیغام قرانی روز گذشته در آیهء ۷۸ سورهء مبارکهء اسراء، نمازهای پنجگانه را خواندیم.
بعد از ذکر نمازهاى فریضهء پنجگانه، در آیهء بعد به نافلهء شب اشاره فرموده که فضیلتهای بسیاری هم در راوایات برای آن ذکر شده است:
🌹🌹وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَىٰ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا.
و پاسى از شب را از خواب برخیز، و نماز بخوان. این یک وظیفهء اضافى براى توست. امید است پروردگارت تو را به مقامى در خورِ ستایش برساند. ۷۹ اسراء.
تفسیر: وظیفهء اضافی برای پیامبر بزرگوار اسلام.
نه به این معنی که فقط مخصوص ایشان است، بلکه به این معنی است که این نماز آنقدر فضیلت دارد و امر مهمی است که بر نبی مکرم واجب میشود و شخصیت عظیم الشانی مثل ایشان نباید از انجام همچین عبادت عظیمی غافل شود، اما بسیار به مومنین سفارش شده و پیشوایان، از فضیلت این نماز، بسیار گفته اند:
🌺 نماز شب مایهء شرافت مومن است و سلامت جسم را در پی دارد، کفارهء گناهان روز است، وحشت قبر را از بین می برد و سبب فراوانی روزی می گردد. مستدرک، ج۶، ص۳۲۷.
🌸 پیامبر بزرگوار اسلام فرموده اند:
دو رکعت نماز در دل شب، برای من بسی محبوبتر است از دنیا و آنچه در آنست.
بحارالانوار، ج ۸۴، ص۱۴۸.
🌸 از آقا امام سجاد پرسیدند:
چرا آنها که در دل شب به تهجد می پردازند از خوش سیماترین مردم می باشند؟
فرمودند: زیرا با خدای خویش خلوت کرده اند و خداوند نیز از نور خود به آنها بخشیده است.
بحارالانوار، ج۸۴، ص۱۵۹.
🌺 زمان نافلهء شب، از نیمه شب است و هر چه به نماز صبح نزدیکتر باشد، فضیلت بیشتری دارد.
کوتاه سخن اینکه نافلهء شب، کیمیای سعادت و اکسیر اعظم است و بسیاری از کسانیکه به مقامات عالیه رسیده اند در پرتو نماز شب و مناجات سحر بوده است.
حتی اگر نیم ساعت هم قبل از اذان صبح بیدار شویم، میتوانیم به نافلهء شب بپردازیم.
🔷 در پایان آیه، نتیجهء این برنامهء الهی و صفابخش را چنین بیان مى فرماید:
باشد که در پرتو این عمل، خداوند تو را به مقام محمود، مبعوث کند.
بدون شک، مقام محمود، مقام بسیار برجسته اى است که ستایش برانگیز است. چرا که محمود از مادهء حمد به معنى ستایش مى باشد.
و از آنجا که این کلمه، بطور مطلق آمده است، شاید اشاره به این باشد که ستایش همگان را از اولین و آخرین متوجه تو مى کند.
روایات اسلامى، اعم از روایات اهل بیت علیهم السلام و روایاتى که از برادران اهل تسنن نقل شده است، مقام محمود را بعنوان مقام شفاعت کبرى تفسیر کرده است، چرا که پیامبر بزرگوار اسلام، بزرگترین شفیعان در عالم دیگر است و آنها که شایستهء شفاعت باشند، مشمول این شفاعت بزرگ خواهند شد. (دقت کنیم).
💚🌺 میلاد فخر عالم مبارک 🌺💚
🌺 معراج 🌺
پیامبر خاتم، یکسال قبل از هجرت از مکه به مدینه، در شب میلادشان، شب هفدهم ربیع الاول، به فرمان خداوند باری تعالی به معراج رفتند تا بعضی از آیات عظمت الهی را از نزدیک و با چشم سر مشاهده کنند.
🌹🌹بسم الله الرحمن الرحیم، سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ.
پاک و منزه است خدائى که بنده اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى که گرداگردش را پر برکت ساخته ایم برد، تا برخى از آیات خود را به او نشان دهیم چرا که او شنوا و بیناست. ۱ اسراء.
✨ لیل یعنی شب، و اسراء یعنی سفر شبانه.
کلمهء عبد نشان می دهد این سفر شبانه، نه فقط یک سفر روحانی در خواب یا مکاشفه بلکه یک سفر جسمانی، روحانی و در بیداری بوده است. عبد یعنی بنده ای که بیدار و مشغول بندگی است.
✨ اما در معراج چه گذشت؟
🌹🌹بسم الله الرحمن الرحیم، وَ النَّجْمِ إِذا هَوى........
سوگند به ستاره هنگامیکه افول مى کند.
که دوست شما منحرف نشده و گمراه نیست.
و از روى هواى نفس سخن نمى گوید!
آنچه مى گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست!
آن کسیکه قدرت عظیمى دارد او را تعلیم داده است.
آنکه توانائى فوق العاده دارد. آنگاه او سلطه یافت.
در حالیکه در افق اعلى قرار داشت!
سپس نزدیک تر و نزدیک تر شد.
تا آنکه فاصله او (با مقام عظمت خدا، یا با جبرئیل. تفاسیر متفاوت است) به اندازه فاصلهء دو کمان یا کمتر بود.
در اینجا خداوند آنچه را وحى کردنى بود به بنده اش وحى نمود.
قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت.
آیا با او دربارهء آنچه (با چشم خود) دیده مجادله مى کنید؟!
و بار دیگر نیز او را مشاهده کرد.
نزد سدرة المنتهى .
که جنّت المأوى در آنجاست.
در آن هنگام که چیزى، سدرة المنتهى را پوشانده بود ( شاید نوری خیره کننده ).
چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد.
او پاره اى از آیات و نشانه هاى بزرگ پروردگارش را دید. ۱ تا ۱۸ نجم.
👈 هدف این سفر مهم چه بوده است؟
🌸 آقا امام صادق در بارهء هدف معراج فرموده اند:
💚 خداوند هرگز مکانى ندارد، و زمان بر او جریان نمى یابد، و لکن مى خواست فرشتگان و ساکنان آسمانش را با قدم گذاشتن پیامبر در میان آنها، احترام کند و نیز از شگفتى هاى عظمتش به پیامبرش نشان دهد، تا پس از بازگشت براى مردم بازگو نماید ( و درک و دید تازه ای برای هدایت و رهبری انسانها بیابد ).
تفسیر برهان، ج۲، صفحه ۴۰۰.
بحار الانوار ، ج۳، صفحه ۳۱۵.
👈 نکتهء بسیار مهم دیگر اینکه:
در مسئلهء معراج، هیچیک از مشکلات سفر به فضا، مانع این سفر جسمانی، روحانی نشده اند.
خداوند، مرکب سریع السیر و ناشناخته ای که متناسب این سفر فضائى بوده، در اختیار پیامبرش گذارده است، و او را از خطراتى که در این سفر وجود داشته، زیر پوشش حمایت خود گرفته است. خطرات نیروی جاذبه، فقدان هوا، گرمای سوزان آفتاب در قسمتی که می تابد و سرمای کشنده در قسمتی که نمی تابد، اشعه های خطرناک که در ماوراء جو وجود دارند، مشکل بی وزنی و بالاخره ششمین و آخرین مشکل در سفرهای فضایی، مشکل زمان.
تمام این موانع در سفر معراج حضرت رسول از مقابل ایشان برداشته شد و ایشان را با وسیله ای خاص به میهمانی آسمانیها بردند.
🌺 اللهم صل علی النبی و آله الطیبین الطاهرین 🌺
💚 ما قطره ای به دریا، دریا محمد است💚
🌸 صَلَّ اللهُ عَلَیکَ أَیُهَا النَّبِیّ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُه 🌸
🌹🌹إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا....
به یقین ما تو را گواه (بر اعمال مردم) و بشارت دهنده وبیم دهنده فرستادیم. تا (شما مردم) به خدا و رسولش ایمان بیاورید و از او دفاع کنید و او را بزرگ دارید، و خدا را صبح و شام تسبیح گویید. کسانیکه با تو بیعت مى کنند (در حقیقت) تنها با خدا بیعت مى نمایند، و دست خدا بالاى دست آنهاست. پس، هر که پیمان شکنى کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است، و آن کسیکه نسبت به عهدى که با خدا بسته وفا کند، بزودى پاداش عظیمى به او خواهد داد. ۸ و ۹ و ۱۰ فتح.
تفسیر: این آیات برای تحکیم موقعیت پیامبر و وظائف مردم در برابر ایشان نازل شده است.
👈 می فرماید:
ما تو را گواه و بشارت دهنده، و بیم دهنده فرستادیم.
✅ این سه توصیف بزرگ و سه مقام برجسته، از مهم ترین مقامات پیامبر است: گواه بودن و بشیر و نذیر بودن.
گواه بر تمام امت اسلام، بلکه گواه بر همهء امتها.
🌹چنانکه در آیهء ۴۱ نساء آمده است:
حال آنها چگونه است آنروزى که از هر امتى، شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مى آوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟
🌹 و در آیهء ۱۰۵ سورهء توبه، مى فرماید:
بگو: عمل کنید! خداوند و رسول او و مؤمنان، اعمال شما را مى بینند.
👈 اصولاً هر انسانى گواهان زیادى دارد.
🍃 قبل از هر کسی، خداوند که عالم الغیب و الشهاده است، ناظر بر همهء اعمال و نیات ماست.
🍃 بعد از او، فرشتگان، مأمور ضبط اعمال آدمى هستند چنانکه در آیهء ۲۱ سورهء ق اشاره شده است:
و هر انسانى (به محشر) مى آید در حالیکه فرشته اى او را (بسوى دادگاه عدل الهى) مى راند و گواهى، همراه اوست.
🍃 سپس اعضاى پیکر آدمى و حتى پوست تن او گواهی می دهند:
در آنروز زبان و دستها و پاهایشان بر ضد آنها به اعمالى که مرتکب مى شدند گواهى مى دهد. ۲۴ نور.
و در آیهء دیگر آمده:
آنها به پوستهاى تنشان مى گویند: چگونه بر ضد ما گواهى دادید؟ آنها جواب مى دهند: همان خدائى که هر موجودى را به نطق در آورده ما را گویا ساخته. ۲۱ فصلت.
🍃 زمین نیز جزء گواهان است. در سورهء زلزال آمده:
یَوْمَئِذ تُحَدِّثُ أَخْبارَها.
🍃 طبق بعضى از روایات، زمان نیز در آنروز در صف گواهان است.
حضرت امیر فرموده اند:
هیچ روزى بر فرزند آدم نمى گذرد، مگر اینکه به او مى گوید: من روز تازه اى هستم، و دربارهء تو گواهى مى دهم. در من کار نیک کن، و عمل خیر به جا آور، تا روز قیامت به نفع تو گواهى دهم. چرا که بعد از این هرگز مرا نخواهى دید.
نورالثقلین، ج۵، ص۱۱۲.
👈 بدون شک، گواهى خداوند به تنهائى کافیست، ولى تعدد گواهان، هم اتمام حجت بیشترى است، و هم اثر تربیتى قوى ترى در انسانها دارد.
👈 به هر حال، قرآن مجید در این آیه، سه مأموریت مهم پیامبر را که شهادت، بشارت و انذار است، بعنوان سه وصف عمده بیان کرده است، تا مقدمه اى باشد براى وظائفى که در آیهء بعد بر مردم نهاده است.
و در آیهء بعد پنج دستور مهم را خواندیم که بعنوان نتیجه و هدفى براى اوصاف پیشین پیامبر بیان شده:
دو دستور دربارهء ایمان به خداوند و تسبیح و نیایش اوست، و سه دستور دربارهء ایمان به رسول و دفاع و تعظیم مقام پیامبر است.
مى فرماید: هدف اینست که ایمان به خداوند و رسولش بیاورید، و از او در برابر دشمنان دفاع نمائید، او را بزرگ دارید، و خدا را صبح و شام تسبیح و تقدیس کنید.
ضمیرهائى که در تُعَزِّرُوهُ و تُوَقِّرُوهُ آمده، به شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) باز مى گردد، و هدف از آن دفاع از ایشان در مقابل دشمن، و تعظیم و بزرگداشتشان است.
💚 و او پیامبری است از جنس نور که به ما آموخت با دشمنان، شدید و در بین خودمان مهربان باشیم 💚
🌹🌹 وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللَّهَ.........
(گروهى از منافقان) کسانى هستند که مسجدى ساختند براى زیان رساندن (به مسلمانان)، و (تقویت) کفر، و تفرقه افکنى میان مومنان، و کمینگاه براى کسیکه از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود، آنها سوگند یاد مى کنند که جز نیکى (و خدمت)، نظرى نداشته ایم، اما خداوند گواهى مى دهد که آنها دروغگو هستند. هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست. آن مسجدى که از روز نخست بر پایهء تقوا بنا شده، شایسته تر است که در آن (به عبادت) بایستى. در آن، مردانى هستند که دوست مى دارند پاکیزه باشند (پاکیزهء جسم و روح)، و خداوند پاکیزگان را دوست دارد. ۱۰۷ و ۸ توبه.
تفسیر: ابوعامر، که از عباد و زهاد نصرانیت بود و ظهور پیامبر اسلام را بشارت داده بود، پس از هجرت پیامبر به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، منزوی و تنها شد. پس از پیروزی مسمانان در جنگ بدر، به مشرکان مکه پیوست تا برای نابودی اسلام با هم همکاری کنند. در جنگ احد یکی از افرادی بود که نقشه های جنگ را کشید، از جمله: چاله هایی در زمین ایجاد کرد و حضرت رسول در حین جنگ در یکی از همان چاله ها افتادند و پیشانی و دندانشان شکست.
پس از آنکه آوازهء اسلام همه جا را گرفت، ابوعامر به روم رفت تا از هُرقُل، پادشاه روم کمک بگیرد. پس از آنکه از هرقل وعدهء مساعدت گرفت، برای یارانش در مدینه که در صفوف مسلمانان بودند نامه نوشت که مرکزی را برای حکومت او بنا کنند، آنها برای مخفی کاری، نام مسجد را بر آن گذاردند (همان مسجد ضرار)، و به پیامبر گفتند آنرا برای کسانی درست کرده اند که از مسجد قبا یا مسجدالنبی، دورند و از پیامبر خواستند که در آن مسجد نماز بخواند. اما پیامبر به وحی آگاه شده و دستور دادند مسجد را بسوزانند و محل جمع آوری زباله کنند.
👈 اما اهداف آنان از ساخت این مسجد چه بود؟
● ۱) آنها می خواستند با این عمل، ضرر و زیانى به مسلمانان برسانند. ضِرار به معنى زیان رساندن عمدى است. آنها تصمیم داشتند مسلمانان را در هم بکوبند، و حتى اگر توفیق یابند نام اسلام را از صفحهء جهان براندازند.
● ۲) تقویت مبانى کفر، و بازگشت دادن مردم به وضع گذشته.
● ۳) ایجاد تفرقه در میان صفوف مؤمنان (وَ تَفْریقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنینَ).
● ۴) آخرین هدف آنها این بود که مرکز و کانونى براى کسیکه سوابق سوئش بر همگان روشن بود بسازند تا از این پایگاه نفاق، برنامه هاى خود را عملى سازند.
■■ عجب اینست که، تمام این اغراض سوء و اهداف شوم را، در یک لباس زیبا و فریبنده، پیچیده بودند، و حتى سوگند یاد مى کردند که ما جز نیکى، قصد و نظر دیگرى نداریم (وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنى).
■■ این آئین منافقان است در هر عصر و زمان، که علاوه بر استتار در پرده هاى ظاهراً زیبا، متوسل به انواع سوگندهاى دروغین، براى منحرف ساختن افکار عمومى مى شوند و با رفتارهایی مطابق میل مومنان ضعیفتر، در جلب آنها بسوی خودشان می کوشند (استفاده از مذهب، بر ضد مذهب).
👈 اما خداوند در بارهء آنان فرموده است:
🌹أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىٰ تَقْوَىٰ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ.
آیا کسیکه شالودهء آنرا بر تقواى الهى و خشنودى او بناکرده بهتر است، یا کسیکه شالوده آنرا بر کنار پرتگاه سستى بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرو مى ریزد؟! و خداوند گروه ستمکاران راهدایت نمى کند. ۱۰۹ توبه.
👈 و سپس در بارهء بنایی که درست کردند فرموده است:
🌹لَا يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.
بنایى را که آنها ساختند، همواره بصورت وسیلهء شک و تردید، در دلهایشان باقى مى ماند. مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود(و بمیرند. وگرنه، هرگز از دل آنها بیرون نمى رود). و خداوند دانا و حکیم است. ۱۱۰ توبه.
این کانون نفاق و مسجد ضرارى که بر پا کرده اند، بصورت یک عامل لجاجت و تردید، در روح آنها همچنان باقى مى ماند، هر چند آن بنا سوخته و و ویران شود.
🌹🌹 إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ......
هرکه در محضر پروردگارش حاضر شود در حالیکه مجرم است، آتش دوزخ براى اوست. در آنجا، نه مى میرد و نه زندگى مى کند. ۷۴ طه.
تفسیر: مصیبت بزرگ مجرم در دوزخ اینست که، نه مى میرد و نه زنده مى شود. بلکه دائماً در میان مرگ و زندگى دست و پا مى زند. این حیاتى است که از مرگ به مراتب تلخ تر و مشقت بارتر است.
👈 اما کسیکه در آن محضر بزرگ، با ایمان و عمل صالح، وارد شود:
🌹وَمَن يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَٰئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَىٰ....
و هرکه با ایمان نزد او آید، و اعمال صالح انجام داده باشد، چنین کسانى درجات عالى دارند.
باغهاى جاویدان بهشتى، که نهرها از پاى درختانش جارى است، جاودانه در آن خواهند بود. اینست پاداش کسیکه خود را تزکیه نماید. ۷۵ و ۶ طه.
✅ هم ایمان و هم عمل صالح. نه هر یک به تنهایی. ( دقت کنیم).
👈👈 پاک کردن خویش از گناهان، عادتهای بد، رفتارهای غلطی که با آنها تربیت شده و خو گرفته ایم و..... .
همهء انسانها در یک سنی به بلوغ فکری می رسند که البته در اشخاص مختلف، سن بلوغ فکری، متفاوت است. اما از آنجاییکه هدف خلقت، رشد و تکامل است، باید انسان، برای رسیدن به این کمال تلاش کند، و فرصتها را از دست ندهد بلکه برای این منظور، ایجاد فرصت کند. یعنی برنامهء زندگی خود را طوری بریزد که زمانی هم برای حسابرسی اعمال و اصلاح آنها از طریق توبه و جبران، و تهذیب نفس با مطالعهء کلام الله و کلام ائمه معصومین قرار داده باشد.
نباید به تعلیم و تربیتی که در معرض آن بوده ایم، بسنده کنیم و تمام عمر را طبق آن تعلیم و تربیت سپری کنیم. باید حالا پس از بلوغ فکر و اندیشه، خودمان را به مرحلهء دیگری از تعلیم و تربیت وارد کنیم و خود را در معرض تعلیم و تربیت ثانوی قرار دهیم.
■ اما مجرم، کیست؟ با توجه به اینکه در آیهء دوم، کلمهء مؤمن آمده است، روشن مى شود، مجرم در مقابل مومن است.
👈👈 شرح وضعیت مجرم و مومن در آیات پشت هم، روشن می کند مسئلهء جبر محیط، یک دروغ بیش نیست، انسان، فاعل مختار است و صاحب آزادى اراده، هر زمان تصمیم بگیرد مى تواند مسیر خود را از باطل بسوى حق تغییر دهد.
🌹هر چند تمام مردم محیط او غرق در گناه، و گرفتار انحراف باشند ۱۰۵ مائده.
نمونهء بارز این تحول در انسان، ساحرانى هستند که سالیان دراز در حکومت فرعون در یک محیط شرک آلود، خودشان مرتکب شرک آمیزترین اعمال مى شدند، اما هنگامیکه تصمیم گرفتند، حق را پذیرا شوند و در راه آن عاشقانه ایستادگى کنند، از هیچ تهدیدى نترسیدند، و به هدف خود نائل شدند.
🌸 و به گفتهء مفسر بزرگ مرحوم طبرسى:
کانُوا أَوَّلَ النَّهارِ کُفّاراً سَحَرَةً وَ آخِرَ النَّهارِ شُهَداءً بَرَرَةً!:
صبحگاهان کافر بودند و ساحر، اما شامگاهان شهیدان نیکوکار راه حق.
مجمع البیان، جلد ۴، صفحهء ۴۶۴.
/ شرح حال این ساحران در آیات ۱۱۷ تا ۱۲۲ سورهء اعراف بیان شده است /