eitaa logo
آیات غمزه
1.2هزار دنبال‌کننده
50 عکس
3 ویدیو
0 فایل
صفحه ی رسمی سایت آیات غمزه در شبکه اجتماعی ایتا ارتباط با مدیر: @telkalayam
مشاهده در ایتا
دانلود
دید دنیا چطور ایران برد فاطمه عارف نژاد اخم کردی و رعدوبرق آمد ابرها را به سمت باران برد آرزوهای دوربردت را باد تا رزمگاه طوفان برد ماه بود و غرور دیدن تو وقت، وقت ستاره‌چیدن تو شب غم را نگاه روشن تو به افق‌های نورباران برد به کجاها نگاه می‌کردی که دل دوردست‌ها لرزید؟ چشم‌هایت چه دوربینی بود که دل از برجک نگهبان برد؟ رنگ خون می‌نوشت خودکارت چرخ زد دور نقشه پرگارت برق چشم همیشه‌بیدارت خواب از چشم نابکاران برد یا علی گفتی و ارادهٔ تو پنجه در پنجهٔ ستم انداخت دست‌هایت چه آبرویی از همهٔ دستگاه شیطان برد ساحران چاره جستجو کردند: «راه حل چیست؟» گفتگو کردند تا همه هرچه بود رو کردند قهرمان یک عصا به میدان برد لشکر دیو و دد صف اندر صف آرش از خاک خود گرفت هدف امر حق آمد، از کمان شرف تیر با اشتیاق فرمان برد نه فریب و نه قصه‌پردازی در شبِ پخش زندهٔ بازی دید دنیا چطور باخت حریف دید دنیا چطور ایران برد @fatemeh_arefnejad @ayateghamze
خدا کند که بمیرم وطن‌فروش نباشم! لیلا حسین نیا وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟! خدا کند که بمیرم وطن‌فروش نباشم! خدا کند که بیافتد سرم به دامن میهن ولی به وقت خطر بار روی دوش نباشم مگر نه ریشۀ ما می‌رسد به شوکت دریا؟ چرا بمانم و چون موج در خروش نباشم؟! چو مرگ می‌برد آخر به هر طریق تنم را چرا چرا چو شهیدان لاله‌پوش نباشم؟ منیم جانیم سنه قوربان ده آی گوزل ایران!* به غیر از این چه بگویم اگر خموش نباشم؟! @ayateghamze
هدایت شده از شعر حوزه
امروز خبر زنده تر از دیروز است محمدمهدی خانمحمدی این‌ست خبر، بی‌خبران گوش شوید از صفحه‌ی تاریخ فراموش شوید امروز خبر زنده‌تر از دیروز ست این خطبه‌ی زینب‌ست، خاموش شوید @bi_khodi @hozepoem
امروز جهان از تو خبر خواهد گفت شهاب مهری از صحبت روشن "سحر" خواهد گفت از مجری و قاب شعله‌ور خواهد گفت دیروز تو اخبار جهان را گفتی امروز جهان از تو خبر خواهد گفت @ayateghamze
"صدا" مخابره شد سعید مبشر جهان مکالمه‌ای بود بین ذلّت و مرگ که ایستادگی از موج‌ها مخابره شد میان دود فرو رفت ناگهان تصویر ولی صدای تو آمد... "صدا" مخابره شد به آفتاب بگو نور و خنده پخش کند درختِ سرو بیاید پرنده پخش کند رسانه شعر مرا نیز زنده پخش کند که زنده‌، روح دلیرت به ما مخابره شد خبر سپیده‌ی صبحی میان تیر و تفنگ خبر ترانه‌ی شادی به رغم وحشت جنگ خبر که آینه‌ای بود در تهاجم سنگ شبیه عطر گلی در فضا مخابره شد تو دل به آب زدی آن‌چنان روان و سلیس که احتیاج ندارد به شرح و زیرنویس میان این‌همه کتمان، میان این‌همه هیس! بگو صدای بهار از کجا مخابره شد؟ طنین صاعقه‌‌‌ها از فراز آتش و خون روانه بود به خرگاه دشمنان زبون کدام جعبه‌ی جادو؟ کدام تلوزیون؟ صدای سرخ تو از کربلا مخابره شد @ayateghamze
جهت دستبوسی و خداقوت به سربازان بی ادعای جهاد قلم آیات غمزه را بعد از فتنه ی سال 88 با همت برادر عزیز و شاعرم احسان کاوه در قالب سایت راه انداختیم. ما از روز اول تا امروز وابسته به هیچ نهاد و ارگانی نبوده ایم و بودجه ای نداشته ایم. من از وقت و بضاعت ناچیزم هزینه کردم و احسان کاوه هم از وقت و تخصص فنی اش و هم از جیبش. از روز اول بنای ما بر رصد فضای ادبیات بود. و البته به برکت کتابخانه ی باارزش آقای کاوه و هزینه ای که هر سال برای خرید تازه های نشر متقبل می شد توانستیم منشورات ادبی دهه های اخیر را مطالعه و گزینش کنیم. بگذریم که چندین سال است خرید کتاب در توان هیچ کداممان نیست. در این سال ها به برکت آیات غمزه دوستان شاعر بسیاری پیدا کرده ام. با اینکه همچنان تمرکز ما بر فضای وب است و حضورمان در شبکه های اجتماعی حداقلی است اما با همین حضور کمرنگ اجتماعی، شاعران و دوستان فراوانی محبت می کنند و اشعارشان را برای انتشار در سایت برای بنده ارسال می کنند. طوری که من در چهل و هشت ساعت نخست وعده ی صادق سه، حتی فرصت خوابیدن پیدا نکردم و مدام با دستمالی که به خاطر سردرد به سر بسته ام در حال رصد و گاهی نقد اشعاری بودم که بیشتر آنها ارسالی خود دوستان شاعر بود چیزی که برای من تلخ است، کدورت دوستان شاعر از گزینش نشدن شعرشان برای آیات غمزه است. بگذریم که خیلی ها تصور می کنند کانال شعر انقلاب و شعر هیأت را هم بنده مدیریت می کنم و نسبت به انتشار شعرشان در این کانال ها هم از بنده متوقع اند. نگرانی من در چنین مواقعی این است که دوستان شاعری که با تمام وجود با هنر و تعهدشان به میدان آمده اند، صرفا به خاطر نادیده انگاشتن، احساس دلسردی کنند حال آنکه بنده همیشه نسبت به این عزیزان غبطه می خورم، چون آنکس که می سراید نسبت به آن کس که فقط گزینش می کند چندین قدم در این جبهه ی مقدس جلوتر و مؤثرتر است. با این حال هم به خاطر عذرخواهی و هم به خاطر خداقوت چند نکته ای را با دوستان شاعرم در میان می گذارم. اول اینکه آیات غمزه یک سایت شخصی است و طبیعی است که بنده با معیارهای شخصی خودم که ممکن است غیرعلمی هم باشند دست به گزینش اشعار بزنم. کانال های متعددی با تلاش بیشتر و معیارهای متفاوت و حتی دقیق تر در حال گزینش اشعار این روزها هستند. شعر انقلاب، شعر هیئت، حسیینیه و... بعضی از این کانال ها فیلترهای سختگیرانه ای دارند و بعضی قائل به نشر حداکثری هستند که به گمان من همه ی این ها در کنار هم می توانند منجر به هم افزایی یکدیگر باشند. من دوست دارم ضمن رصد اشعار، آنهایی را گزینش کنم که بعدها هم بتوانند برگی به ادبیات زرین شعر انقلاب و شعر متعهد بیافزایند و البته طبیعی است که در تشخیص خود مصون از اشتباه نباشم. گاهی لازم است که برای تقویت این جبهه حجم بالا و متنوع سروده ها نمایش داده شود و الحمدلله دوستانی در این زمینه در حال تلاش اند و گاهی لازم است از میان این حجم انبوه فقط چند نمونه نمایش داده شود. با این حال با علم به قصوراتی که لاجرم در گزینش از این حقیر سر زده و خواهد زد به همه ی دوستان شاعرم خداقوت می گویم و برایشان آرزوی موفقیت دارم. اگر زنده بودیم و آتش این معرکه فرونشست می توانیم درباره ی سروده های هم با یکدیگر صحبت کنیم. دلم نمی آید از فعالیت های ارزشمند برادر عزیزم جناب آقای مسعود یوسف پور نام نبرم که همیشه با رصد فعالیت هایش به شعف می آیم به خصوص که هر بار دست به ابتکارات و خلاقیت های نوبه نو در عرصه جهاد قلم می زند. باید مشهدی باشی که بفهمی چنین حرکت منسجم و انقلابی چه هزینه ها و دشواری هایی دارد. خداقوت می گویم به دوست شاعرم آقای یوسف رحیمی و دوستان متخصصش که همواره با معیارهای دقیق و علمی به رصد و انتشار اشعار می پردازد و به او یک عذرخواهی کوچک هم بدهکارم چرا که مدتی است به انتخاب های او ناخنک می زنم بی ذکر منبع:) از دوستان نادیده ام در کانال حسینیه متشکرم و به آنها خداقوت می گویم به خاطر نمایش دادن حجم بالای تولیدات و به رخ کشیدن عده و عُده ی سربازان جبهه ی فرهنگی. از استاد عزیزم جناب آقای سیدمهدی حسینی صمیمانه متشکرم و به ایشان خداقوت می گویم هم به خاطر جهاد تک نفره شان و رصد دقیقی که انجام می دهند، هم به خاطر رساندن تولیدات به مصرف کنندگان مؤثر و هم به خاطر تذکرات عالمانه ای که به امثال بنده در بهتر شدن گزینش هایمان تقدیم می کنند بی هیج چشم داشت و ادعایی. نام دوستان فراوان دیگری در ذهنم می درخشد که ان شاءلله در یادداشت هایی دیگر به این بزرگواران ادای دین خواهم کرد. ان شاءلله که تلاش های این روزهای شما و ما، به امضای مولا و صاحبمان برسد و لبخند رضایت بر لب های مبارکشان بنشاند. زیاده عرضی نیست. باقی بقایتان @ayateghamze
شاعر! به سکوتی سخنت را نفروشی سید مهدی حسینی رکن آبادی گفتی که: غیوری؛ سخنت را نفروشی! در عربده‌ها جان و تنت را نفروشی گفتی که: همین خاک دلیران، کفن توست آری وطنت را، کفنت را نفروشی این خاک مقدس وطن توست، تن توست تو یاد گرفتی که تنت را نفروشی؟ بالیدی در دامن یک عشق مقدس هشدار، که مام وطنت را نفروشی! نقش گل این دشت، روی پیرهن توست گل‌های روی پیرهنت را نفروشی مگذار دهانت را با سنگ ببندند ای چشمه‌ی جوشان، دهنت را نفروشی بی عرضگی محض، سکوت است و تماشا شاعر به سکوتی، سخنت را نفروشی من قطره و ما با هم دریای شکوهیم هشدار که این ما و منت را نفروشی تو شاعری و شعر مگر اهل سکوت است؟ هان! طوطی شکرشکنت را نفروشی @smhroknabadi @gardoune @ayateghamze
تا حال من خوب است حال زندگی خوب است فاطمه زاهدمقدم با یک بغل دلواپسی باید با بچه ها مشغول بازی باشم این شبها باران و طوفانم ولی باید یک مادر آرام و راضی باشم این شب ها از مرز و بوم و قهرمان‌هایش گاهی برای کودکانم قصه میخوانم دنیا نمی خواهد ولی باید من مادر اسطوره سازی باشم این شب ها سجاده ام پهن است یک گوشه تا حال من خوب است حال زندگی خوب است. آرامش این خانه یعنی من دور از هیاهوی مجازی باشم این شب ها حال دلم با گفتگو خوب است وقتی که با همسایه و با دوست هم‌دردم همصحبتی خوب است؛ بنشینید! باید زن مهمان نوازی باشم این شب ها اشعار بیشتر را اینجا بخوانید @ayateghamze
ما هم زبانیم ما هم صداییم فاطمه معصومه شریف انا فتحنا! پیروز ماییم! کابوس شیطان! خشم خداییم الله اکبر ! الله اکبر ما همزبانیم ! ما هم صداییم! اهل دیار مردان غیرت گمنام اما، نام آشناییم یک روز با سنگ ! یک روز با جنگ ما خصم شیطان ! اهل مناییم جنگ است و جنگ است، دستم تفنگ است ما اهل ذکریم، اهل دعاییم در ذهن تاریخ جایی ندارید ما ابتداییم ،ما انتهاییم انا فتحنا ! انا فتحنا پیروز ماییم ! پیروز ماییم اشعار بیشتر را اینجا بخوانید @masoome_sharif @ayateghamze
آیات غمزه در بله با مدیریت آقای احسان کاوه راه اندازی شد با تفاوت جزئی در نشانی: @ayateghamzeh
والصبح اذا اسفر این رمز قیام است فائزه امجدیان خشمیم که در چله‌ی هر تیر و کمانیم چشمیم که آن سوی افق را نگرانیم آهیم که برخاسته‌ایم از دل مظلوم ماهیم، که در هر شب تاریک، نشانیم دریا نسب ماست! بگویید به مرداب او مرده و ما تا ابدالدهر روانیم! ما وعده‌ی حقّیم، نخواهید نجنگیم! ما راهی قدسیم، نخواهید بمانیم! خواندیم شبی حَیِّ عَلیٰ خیر العمل را ما مأذنه در مأذنه تفسیر اذانیم هم تیزی شمشیر، هم آرامش تدبیر پیریم و صبوریم، جسوریم و جوانیم آنها همگی تازه رسیدند به دوران! ماییم که هم‌قدمت تاریخ جهانیم! دل‌نازکی غنچه و سرسختی صخره ما جمع تضادیم، هم اینیم و هم آنیم آری! دل ما پر شده از صبر مذاب است ما کوه دماوندِ به فکر فورانیم! بغضیم و گره خورده به حلقوم حقیقت فریاد برون آمده از حلق زمانیم ما را که ضمیری‌ است پر از شوق شهادت تهدید کن آری! که سراپا هیجانیم و الصبحِ إذا أسفرَ این رمز قیام است وقتش شده شب را سر جایش بنشانیم اشعار بیشتر را ا ینجا بخوانید @Amjadiyan_Faezeh @ayateghamze
حسین این طرف و هرچه تیرگی آن سو میثم داودی مباد مسخ شدن در شبِ سراب، به پیش! آهای لشکر بی‌تابِ آفتاب، به پیش! نمانده راه زیادی به فتح این قلّه مگرد مستِ دهان‌دره‌های خواب، به پیش! مباد لانه کند در دل تو نیرنگش که کرکسی‌ست پسِ جلد این عقاب، به پیش! بیا به تاخت بتازیم در دل ظلمت که صبح منتظر ماست، هم‌رکاب به پیش! به آسمان بنگر، گرچه سر به سر ابری‌ست کمان کشیده به پرتاب یک شهاب، به پیش! جهان، جهانِ زیان است، پس خیال مکن که بسته راهِ تو را حرف ناحساب، به پیش! حسین(ع)این طرف و هرچه تیرگی آن سو مشخص است، نمان ماتِ انتخاب، به پیش! زنانِ عاشقِ بانوی نور و آب، به گوش! آهای لشکر مردان بوتراب، به پیش! اگرچه پیچ و خم و سنگ و صخره بسیار است هنوز می‌رود این رود با شتاب به پیش اسیرِ پرسش بی‌پاسخ است هر بن‌بست مباش بند سوالات بی‌جواب، به پیش! گشوده رو به تو آغوش، پرچمِ میهن بدون واهمه، سرباز انقلاب، به پیش! اشعار بیشتر را اینجا بخوانید @ayateghamze