بشر! خوشا به غیرتت! بخور... بنوش... شاد باش!
محمد مرادی
نگاه کن! درون خود سقوط کن! سکوت کن!
نظر به تارهای عنکبوت کن! سکوت کن!
بشر! خوشا به غیرتت! بخور... بنوش... شاد باش!
توسلی به قوت لایموت کن! سکوت کن!
تو یادگار گندمی، بهشت لایق تو نیست
در آتش زمینیان هبوط کن! سکوت کن!
به یاد کودکان غزه، چند دسته گل بکار!
به سوگشان دوبسته شمع فوت کن! سکوت کن!
هنوز یک دو گام تا حضیض درّه مانده است
به منجلاب معصیت سقوط کن! سکوت کن
نگاه کن... نگاه کن... نگاه کن... نگاه کن...
سکوت کن... سکوت کن... سکوت کن... سکوت کن...
#محمد_مرادی
#نسل_کشی
@mmparvizan
@ayateghamze
خدا می بینید...
رضا خورشیدی فرد
خدا می بیند و پشت وپناهِ مادری تشنه است
خدا امروز هم همچون خدایِ هاجری تشنه است
خدا می بیند و این درد ها را می دهد تسکین
به خون ما اگرچه تا قیامت لشکری تشنه ست
خدا می بیند و از ماجرای ما خبر دارد
خبر دارد که زیر آسمانش دختری تشنه است
خدا می بیند و جریان همان تکرار تاریخ است
برای دیدن یک لقمه نان،چشمِ تری تشنه است
خدا می بیند و موسی خبر دارد عطش اینجا
برای کشتن اطفال ما افسونگری تشنه است
خدا از باغبان بهتر خبر دارد در این صحرا
برای قطره ای باران گلِ نیلوفری تشنه است
ولی در این عطش هم سبزی گلدسته ها باقی است
برای گفتن الله اکبر،اکبری تشنه است
در آن سو لشکری از حرمله تیر و کمان در دست
در این سو کودکی بر روی دست مضطری تشنه است
عطش محشر به پا کرده است و کوثر خوب می داند
امیرالمومنین تنها پناه محشری تشنه است
.
لبم آتش گرفت امروز وقتی آب نوشیدم
زمین شد کربلا و روضه ام از حنجری تشنه است
#رضا_خورشیدی_فرد
#نسل_کشی
@ayateghamze
هر چه هم بد باشم اما مانده یک خوبی برایم
اعظم سعادتمند
پاک کردم قطرههای اشک را با آستینم
تا که روشنتر تو را در جعبۀ جادو ببینم
من به دنبال تو ای آیینۀ سرخ حقیقت
در میان فیلمهای راهیان اربعینم
کیست این مجنون که در هر عکس میافتد صدایش
این غم دیوانه که دل میبرد از کفر و دینم
گریه کردم پا به پای ابرها تاول به تاول
با خیال اینکه روزی بوسه از خاکت بچینم
هر چه هم بد باشم اما مانده یک خوبی برایم
عاشق اولاد زهرا و امیرالمومنینم
::
از تو هم متشکرم ای جعبۀ جادو که با تو
پا به پای زائران غرق تماشا مینشینم
#اربعین
#اعظم_سعادتمند
@ayateghamze
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
محمد مرادی
"به کودکان پرگشودهی سرزمینم در جنگ دوازدهروزه که نیمکتها و صندلیهایشان، اینروزها خالی است"
کجای حادثه ماندی؟ بگو امیر علی؛
تمام آن شب را موبهمو امیر علی!
بگو چهشد عطش خوابهای کودکیات؟
از انفجار از آتش بگو، امیر علی!
تو خواب بودی و لبریزِ زندگی، پسرم!
که با گدازه شدی روبهرو، امیر علی!
بخواب، خواب در این روزگار، شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
بخواب دختر خوبم! بخواب مرسانا!
بدون قصّهی درس و کتاب، مرسانا!
تمام شد همهی غصّههای کودکیات
بخند! بیغم و بیاضطراب، مرسانا!
عزیز کوچک من، بازی تو لالاییاست
به روی بالش رویا بخواب، مرسانا!
بخواب! خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
به سمت پنجره، پرواز کن! محدثهجان!
کبوتری شو و پر، باز کن! محدثهجان!
بگیر دست محمدرضا، برادر، را
جهان تازهای آغاز کن، محدثهجان!
فرشتهای به ملاقاتتان میآید، بَه!
کمی برای خدا ناز کن، محدثهجان!
بخواب! خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
به روی بالشی از نور، بیصدا، آرام؛
بخواب و دور شو از چنگ دردها... آرام!
به فکر بازی توپ و حیاط و کوچه نباش
بپر به آنطرف کوچهی خدا...آرام!
صدای قلب تورا بمبها نمیفهمند
ببند چشمانت را... علیرضا... آرام؛
بخواب! خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر، فقط این است
بدون درد و غم و واهمه، بخواب گُلم!
در این جهانِ پر از همهمه، بخواب گلم!
بپوش چادر مشکیت را و پاک و نجیب
بخواب دخترکم فاطمه! بخواب گلم!
بخند فاطمهجان! مرگ خواب زیبایی است
عروسکی شو و بیواهمه، بخواب گلم!
بخواب! خواب در این روزگار، شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر، فقط این است
شب تولد و شادی است، ها! مطهره جان!
بیا و جیغ بکش، ها! بیا! مطهره جان!
کفن بپوش که این طرحِ برف شادی توست
بپر در آنطرف ابرها، مطهرهجان!
بخواب دخترم و خوابهای خوب ببین!
لالا لالا لالالالا لالا... مطهرهجان!
بخواب، خواب در این روزگار شیرین است
که سهمتو ز حقوق بشر فقط این است
لباس تو خاکی شد...نترس... خاکی باش!
تو جویبار زلالی، نماد پاکی باش!
برو به شهر خدا، پیشِ پیشِ او آنجا
از این زمانهی کودکستیز... شاکی باش!
تمام جسمت خاکی شده است؟ عیبی نیست
شبیه کعبه، محمدحسین... خاکی باش!
بخواب، خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر، فقط این است
سلام محیا! گلدخترم! عروسک من!
سلام باغ گلِ برگریزِ کوچک من!
بخند و موی طلاییت را به باد بده
عزیز من! دل و جانم! گلم! وروجک من!
زمین برای تو امروزه، جای خوبی نیست
به روی دوش ملایک بخواب کودک من!
بخواب! خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
چه موی ناز و قشنگی، شبیه ماه شبی!
چه خندهای! چه نگاهی! چه عشوهای! چه لبی!
برای قهقه بابا، بهانهای ناگاه!
برای خندهی مادر، دلیلِ بیسببی!
از آن دقیقه از آن شب بگو، عزیز دلم
چه دیدهای ایماجان! خدای من!... چه شبی!
بخواب، خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
بخند مثل گل نوبهار هانیهجان!
تورا به بمب... به موشک چهکار؟ هانیهجان!
بگیر دست پر از مهر و نور زهرا را
چه خواهری! گل باغ بهار... هانیهجان!
بخواب راحت! تا مثل تو... محمدعلی
میان خواب، بگیرد قرار... هانیهجان!
بخواب، خواب در این روزگار شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
دو خواهرند که همدرد و همزبان همند
دو خواهرند که گلهای بوستان همند
شبیه دخترکان گلم، ضحا و سنا
دو خواهرند که عمر همند جان همند
بخواب! فاطمهجان پیش خواهرت زهرا
شبیه گنجشکانی که عاشقان همند
بخواب! خواب در این روزگار، شیرین است
که سهم تو ز حقوق بشر فقط این است
حقوق زور، حقوق کلک، حقوق فریب
حقوق حافظِ قاتل، حقوق دزد نجیب
حقوق کشتن آوارگان سنگ به دست
مدافع همهی قتل عامهای عجیب
حقوق ننگِ تمدن، حقوق ختمِ بهشر
حقوق ظلم و تجاوز حقوق مکر و فریب
بخواب! خواب در این روزگار شیرین است
که سهم ما ز حقوق بشر، فقط این است
#محمد_مرادی
#بازگشایی_مدارس
#کودکان_شهید
@mmparvizan
@ayateghamze
هدایت شده از شعر انقلاب
يا مَنِ اسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفآء
مطلع شدیم سرکار خانم #فاطمه_عارفنژاد از شاعران دغدغهمند و پرتلاش حوزۀ شعر انقلاب در بخش مراقبتهای ویژه بستری هستند.
خواهشمندیم برای بهبودی و صحت کامل ایشان، حمد شفاء قرائت بفرمایید.
🇮🇷 @Shere_Enghelab
فاطمه نوری
شکر خدا که سایه تو بر سر من است
هجده بهار رفت، زمین شرمسار توست
آری زمین که هستی او وامدار توست
آغوش خاکهای زمین منزل تو نیست
دست خدا برآمده در انتظار توست
ماه کبود! روی نپوشانی از علی
دریای تو همیشه دلش بیقرار توست
باور نمیکنم که تو دور از دل منی
هرجا دلی شکست همان جا مزار توست
بانوی آبهای جهان! آبروی ما
از اشک تو، عبادت تو، اعتبار توست
شکرخدا که سایۀ تو بر سر من است
چادر حجاب نیست فقط، یادگار توست
#فاطمه_نوری
#شعر_فاطمی
#زندگی_با_عشق
@ayateghamze
سلام و نور
شاعر گرانقدر
برای شرکت در رویداد جهانی-جهادی شعر غزه «یکنفس برای غزه» و اطلاع از شرایط برگزاری این رویداد بینظیر، لطفاً در کانال بله عضو شوید.
📲 لینک عضویت:
ble.ir/join/EemaeU1QYx
سامانه ثبت نام شاعران داوطلب برای سهیم شدن در رویداد جهانی-جهادی شعر غزه (یکنفس برای غزه)
72 ساعت شعرخوانی 720 شاعر ایران و جهان برای غزه
⬇️
https://survey.porsline.ir/s/zQCWPEHm
🔖انشاءالله شما نیز در این رویداد بزرگ و بشردوستانه شعر جهان سهیم باشید
هدایت شده از شعر انقلاب
27.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای هموطن فردای ایران را بغل کن
بیگانه هرچه گفت، برعکسش عمل کن
مردم میان شعلهها راه نفس نیست
آشوب در کشور به نفع هیچکس نیست
📹 شعرخوانی #محمد_رسولی
در دیدار خانوادههای گرانقدر
شهدای اقتدار با رهبر معظم انقلاب
🇮🇷 @Shere_Enghelab
آیات غمزه
ای هموطن فردای ایران را بغل کن بیگانه هرچه گفت، برعکسش عمل کن مردم میان شعلهها راه نفس نیست آشو
#یک_شعر_یک_نکته
"شعر،خطابه"
می توان این نام را روی فرمی از شعر گذاشت که این روزها محمد رسولی شاعر جوان و متعهد و خوش قریحه ولایی با آن شناخته شده است.
محمد رسولی در این فرم، که قالب مثنوی را برای ارائه آن انتخاب کرده، در واقع یک منبر شاعرانه و روشنگرانه را به مخاطب ارائه می دهد.
خطابه ای که مقدمه و طرح موضوع یا موضوعات و عنوان بندی ها و اوج و فرود آن، بسیار شبیه سخنرانی است.
شاعر در این مثنوی ها، سرفصل ها و عناوین و کلیدواژه هایی را که قرار است به آنها بپردازد در یک خط سیر فکری واحد قرار می دهد و همین مساله منجر به عمق محتوایی اشعار و فاصله گرفتن از شعارزدگی صرف می شود.
تعادل و تلفیقی که شاعر بین اندیشه و عاطفه در شعر برقرار می کند منجر به کشش و همراهی مخاطب با این خطابه های طولانی می شود.
تسلط کامل بر گفتمان شیعی و انقلابی، و اطلاعات جزئی تاریخی و استفاده از داده های مستند در فضاسازی عاطفی،
و از سویی دیگر تسلط او بر ظرفیت های قالب مثنوی مثل زنگ موسیقی و ضربه ی کلام و تسلط بر شگردهای سخنوری، موجب شده است تا این مثنوی ها به عنوان الگویی موفق در شعر مردمی و روشنگرانه پیش پای شاعران متعهد قرار گیرند.
شعری که می تواند الگویی کارآمد در جهاد تبیین باشد.
در این سال ها از سوی بزرگان شعر انقلاب و شعر ولایی همواره توصیه هایی برای توجه شاعران به قالب های بلند مثل قصیده و منظومه به گوش رسیده. از مهمترین موانع عملی شدن این توصیه ها نبودن تریبون برای عرضه شعر بلند است.
به نظر می رسد محمد رسولی در کنار این فرم کارآمد از شعر، موفق شده تا ترببون آن را نیز خلق کند.
"شعر، خطابه" می تواند به عنوان تنها اثر شاعرانه ای که در یک مجلس غیر شاعرانه ارائه می شود، و به عنوان یکی از بخش های آن مجلس، هم به تنوع و غنای محتوایی آن مجلس کمک کند و هم به جهت اینکه تنها برنامه ی شعری در آن مجلس است، عرصه را از لحاظ زمان بندی بر کسی تنگ نکند.
از طرفی مخاطب جدی این شعر، مردم هستند و نه صرفا شاعران.
محمد رسولی به خاطر طبع روان و قوت شعری و آشنایی با زبان مردم، گاه اتفاقات ارزشمند و ماندگاری را در مثنوی هایش رقم می زند و در بعضی مصرع ها به ضرب المثل نزدیک شده است.
امید که تکرار این تجربه های موفق به خلق آثار ماندگارتر منجر شود و شاعران متعهد با استفاده از این ظرفیت تازه، این فرم را تا رسیدن به کمال هنری و رسانه ای خود، همراهی کنند.
#شعر_خطابه
#محمد_رسولی
@ayateghamze