eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
- بچه که بودم ؛ پاییز با روپوش سرمه‌ای از راه می‌رسید . . بزرگ‌تر که شدم پسر همسایه بود! سربازی که اسمم را توی کلاهش نوشته بود . مادرش می‌گفت ؛ گروه‌بان جریمه‌اش کرده که هفت شب کشیک بدهد . آن وقت‌ها دوستت دارم را نمی‌گفتند . کشیک می‌دادند!💙'🎸 - رویا شاه‌ حسین‌زاده
عشق نه آدمیزاد است ..
و نه جانوری بیرحم و درنده ؛
نه چشم‌های هیز دارد و نه چنگال آماده
عشق یک حال خوب است 
برای تابِ زخم‌های وامانده! •🧡'🔐•
- تو تا حالا عاشق شدی ?! ± نه . . ؛ - آخه یبار دفترچه خاطراتت اتفاقی ، صفحه‌یِ اولش باز بود و خوندمش نوشته بودی : ‹ به نام خدایی ك او را خلق کرد ! تا قرار بی‌قراری هایم باشد › ± خب آره چطور . . یعنی عاشقش نبودی ?! ± کارِ ما از عشق گذشته بود . . )!🔓'🌸
بھ‌نام‌خالق‌ِنیلوفرهای‌آبـے !'
ز کدام رھ رسیدی ؟ ز کدام در گذشتی؟ ڪھ ندیدھ دیدھ ناگھ بھ درون ِ دل فتادى؟🚶🏻‍♂ - هوشنگ‌ ابتهاج
همه شھر بھ دلدادگۍام مۍخندند ! ڪھ فلانۍ شدھ از چشم ڪسۍ مست ڪھ نیست‌‌ . .🚶🏾‍♂🔗
براۍ شاعران یڪ روز هم عاشق شدن ڪافیست ؛ ڪھ بنشینند و یڪ عمر از همان یڪ روز بنویسند !♥️🔗
زخمی که بَر دِل آیَد، مَرهَم نباشَد او را ..
معشوق شاعر بودن غم‌انگیز است ؛ خصوصا وقتی بعد نوشتن هزاران شعر درباره‌ات دیگر مخاطب شعرهایش نباشی . .
مثلا فکر کن روزی آیدا از خواب بلند می‌شد و می‌دید دیگر مخاطب اشعار شاملو نیست . .
کتاب مثل خون در رگ‌های من پشت چاپ مانده و احمدِ عزیزش کتاب دیگری را برای معشوق جدیدش گیسو نوشته به نام عطر خوش گیسویت . .
آیدا در آینه به خودش نگاه می‌کرد . .
آیدا در آینه می‌شکست . !
⌝از درون آشفته و ظاهر چو کوهی استوار رنج ها اینگونه ما را مرد بار آورده اند!💕 ⌞
انگشت‌ های دستت .. پنج قاره‌ست که به جهان کف دستت می‌رسد ؛ و وقتی‌ دست‌هایت‌ رامی‌گیرم‌ جهان‌ راتوی‌ مشتم‌ دارم :)💛'🌼؛