- یک روز بر گونهیِ این سرزمین
یک بوسه و بالای سرش یک یادداشت
میگذارم و میروم :
‹ آنچنان زیبا و غمگین خوابیدهای
که دلم نیامد بیدارت کنم . . 🧡'🐋 ›
با دختری
ازدواج میکنی که
نمیدانی گذشته اش چیست
و دختری
را ترک میکنی که
گذشته ات را با او بودی
کدامین عقل است که این را قبول میکند.
پس...
اگر با معشوقه ات ازدواج نکردی
یقین بدان تو با معشوقه مرد دیگر ازدواج کردی...!
👤 الهی قمشه ای
خودم را لابهلای خاطرات کهنه گم کردم
جهانِ بیتو چیزی نیست جز دکان سمساری!
درد اگر درد تو باشد،
چه خیالیست که من
دلخوش داشتنِ خوبترین دردسرم …
فقط باید شهریار باشی
و یڪ عمر بہ پاے معشوقت بشینے
کہ از تہ دل بگے:
"از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی،
چون با منی به غیر محبت روا نبود:/"🌿
فروردین را کوچه به کوچه دنبالت می گردم،
تا تو را از این بهار عیدی بگیرم . . . !🌱♥️
گفتم تو فرهاد منی!
گفتا تو شیرینی مگر؟!
گفتم خرابت میشوم
گفتا تو آبادی مگر؟!
گفتم ندادی دل به من
گفتا تو جان دادی مگر؟!
گفتم ز کویت میروم
گفتا تو آزادی مگر؟!
گفتم فراموشم نکن
گفتا تو در یادی مگر؟!
زندگی یک چمدان است که می آوریَش
بار و بندیل سبک می کنی و می بَریش
خودکشی مرگِ قشنگی که به آن دل بستم
دستِ کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم
گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم
به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم
چمدان دستِ تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالتِ غمگین شدن است
بی تو با من با بدن لختِ خیابان چه کنم
با غم انگیزترین حالتِ تهران چه کنم
بی تو پَتیاره ی پاییز مرا می شکند
این شبِ وسوسه انگیز مرا می شکند
قبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکش
هی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش
قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم
طوری از ریشه بکِش ارّه که کوتاه شوم
مثل سیگار خطرناک ترین دودم باش
شعله آغوش کنم حضرت نمرودم باش
هر پسربچه که راهش به خیابانِ تو خورد
یک شبه مرد شد و یکّه به میدان زد و مُرد
من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم
و از آن روز که در بندِ تواَم آزادم
چای داغی که دلم بود به دستت دادم
.آنقَدَر سرد شدم از دهنت افتادم
می پرم دلهره کافیست،خدایا تو ببخش
خودکشی دست خودم نیست،خدایا تو ببخش
اسڪارغمانگیزترین
عاشقانہهممےرسہبہسعدے،
اونجاکہمیگہ:
اگرچهدلبهکسیدادجانماستهنوز :)