𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
‹ هرگز نمی دانستید آن را گم کرده بودید . . : )♥️′🗝′! ›
- من از اونا نیستم ک :)!💙☁️
وقت رفتن چهرهی شادت؛
حالت ناباوری دارد
مثل بغض دختر سرهنگ
در شب پایان سربازی ..
باید بگم ك من هیچوقت سوپرایز نشدم !
هیچوقت کسي تو تنهاییام نیومد دنبالم هیچوقت کسي برایِ خودم بھم پیام نداد . .
کسي خوشحالم نکرد ، واقعي دوسم نداشت
هوا ك بارونی بود کسي زنگ نزد پاشو بریم
قدم بزنیم وقتایي ك از گریه بالشتم خیس
میشد کسي پیشم نبود ، هیچوقت کسي بی
مقدمه زنگ نزد و حالمو بپرسه من همیشه
فقط خودم و خودم بودم
و این باعث شد ك این " من " قوی الان به وجود بیاد : )!💙"🗞.
فقط اونجا ك سقراط میگه :
« هنگامی که در زندگی ، اوج میگیری
دوستانت میفهمند تو چه کسی بودی . . .
اما هنگامی که در زندگی ،
به زمین میخوری
آنوقت تو میفهمی که دوستانت
چه کسانی بودند ..!»
این جمله رو صد بار بخون ! 🔒'🌿
تا حرف ز گیسوی تو شد
مرجعمان گفت :
‹ چون مایهی آرامش جان است
حلال است : )!♥️' ›
- توزبونرشتییهجملهایهستكمیگه :
تیصدایاِشنِوَممیدیلزَنهپَر ..
صداتروكمیشنوم ‹ دلم › پَرمیکشه !✨'
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
تا آشنایی دیدم از حال تو پرسید
جایت سلامت را رساندم ؛ گریه کردم
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
جایت سلامت را رساندم ؛ گریه کردم
تار سفیدی بین موها دیدم امروز
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
تار سفیدی بین موها دیدم امروز
آن قدر بر خود خیره ماندم ، گریه کردم!
- آخرش از من فقط همین جسم خسته
و بیجونی میمونه که روحش رو
جایی لا به لای خنده های این زمستون
تا گریه های زمستون بعدی جا گذاشته💙.