𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
تا آشنایی دیدم از حال تو پرسید
جایت سلامت را رساندم ؛ گریه کردم
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
جایت سلامت را رساندم ؛ گریه کردم
تار سفیدی بین موها دیدم امروز
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
تار سفیدی بین موها دیدم امروز
آن قدر بر خود خیره ماندم ، گریه کردم!
- آخرش از من فقط همین جسم خسته
و بیجونی میمونه که روحش رو
جایی لا به لای خنده های این زمستون
تا گریه های زمستون بعدی جا گذاشته💙.
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
من، بدونِ تو؛ مثلِ شیر کاکائویِ بدونِ کیکم! •🔐'♥️•
من، بدونِ تو؛ مثلِ ایرانِ بدون پایتختم! •🔐'♥️•
تو اوجِ مستی رو به آسمون داد زد و گفت :
خدایا دِ آخه نوکرتم، چرا اینقد باهام کلنجا میری ؟
مگه من هم قدِ توام :)!
تنها عشق است ، ك تفاوتها را عیان میکند ؛
وگرنه همه آغوشها ك عین هماند . . !("
نویسندهای ؟ بنویسش ، خوانندهای ؟ بخونش ، رانندهی اسنپی ؟ برسونش ، میوهفروشی ؟ براش توتفرنگی بذار کنار ، خیاطی ؟ لباس بدوز واسش ، نقاشی ؟ چشمهاش رو بکش ،
بیکاری ؟ وقت بزار براش : )!🤍﮼
نظرت عوض میشه حتی درمورد همینی که الان داری فکر میکنی ،
فرقی نداره این پیام رو کِی داری میخونی و درمورد چی فکر میکنی !