تنها عشق است ، ك تفاوتها را عیان میکند ؛
وگرنه همه آغوشها ك عین هماند . . !("
نویسندهای ؟ بنویسش ، خوانندهای ؟ بخونش ، رانندهی اسنپی ؟ برسونش ، میوهفروشی ؟ براش توتفرنگی بذار کنار ، خیاطی ؟ لباس بدوز واسش ، نقاشی ؟ چشمهاش رو بکش ،
بیکاری ؟ وقت بزار براش : )!🤍﮼
نظرت عوض میشه حتی درمورد همینی که الان داری فکر میکنی ،
فرقی نداره این پیام رو کِی داری میخونی و درمورد چی فکر میکنی !
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
گفت خستم ؛ میخام برم .. گفتم دِ اخه دور اون تیله های قشنگ قهوه ای رنگت بگردم ؛ منم خستم والا که له ل
پیرهن چهارخونهی آبی که برات خریدم کهنه شد ؛عطر موهات از بالشتی که جاگذاشتی پرید ؛
صفحات کتابِ شعری که علامت زدم بخونم برات پوسید ؛ کافه ای ک پاتوقمون بود ؛ خراب شد !
خوانندهای که اهنگ مورد علاقمون میخوند سرطان حنجره گرفت ؛ حُسن یوسفی که داشتیم خشک شد ؛ ساعتی که همیشه میگفتی چقدر به دستت میاد از کار افتاد ؛ اون بازیگره که پای ثابت همه فیلماش بودیم از سینما خداحافظی کرد ..
اون پیرمرده رو یادته ؟!
همون که رو نیمکتِ پارک زل زده بود بهمون ؛ تهشم فکر کرد نامزدیم و برامون آرزوی خوشبختی کرد ؟! مُرد ..
من چی ؟!
من رو یادته؟!
همون که وسط راه رهاش کردی ! این من، تو انتظار اومدنت از پا دراومد خواستم بگم دیگه نیا ..
شش روز موندِ به سالِ جدیدو ماهیِ گلی تنگُ سبزه سفره هفت سین دیگه نیا لطفا :)!
رفته رفته لابهلای روزها گم میشوند
دوستانِ نارفیق و عاشقانِ نیمه راه ..
#واگویههایمسیح
آخرین واگویه 1401 ..
- خوشرویی وُ مهربونی ما دلیل
بر نخ دادن ما به شما نیست دوست عزیز !
پس لطفا آهسته تر بران .
⸤گاهی زندگی تمام زیباییهایش را در قالبِ یکنفر به تو هدیه میدهد .🪐ッ⸣
یه اصطلاحی هست به اسم ِ بغلی شدن :
برای بچه ها و نوزادا به کار میره و وقتی مادر خیلی بغلش میکنه اون به بغل مادرش عادت میکنه . . .
± میدونی منم بغلیِ تو شدم🤍🫀
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- دم رفتنش تو خیابون داد زد و گفت :
چیزای ترسناك و ناجور تو زندگیم زیاد دیدم
تجربههای دردناك هم کم نداشتم . .
ولی بی رحم ترین ، وحشیترین و ترسناك ترین
چیزی ك به عمرم شناختم عشق بود، عشقی ك تو ترسناك ترشم کردی :)!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- تو ؟! پرِ پرواز من :)!
- تو ?!
بهترین فریبی ك از زمونه خوردم : )!