- در یکی از یادداشتها برایش نوشته بودم :
‹ پدربزرگم فکر میکند من بلد نیستم درست
و حسابی چای دم کنم ؛
بابت همین هم وقتی هوای چای بهسرشمیزند ،
خودش قبولِ زحمت و چای را دَم میکند !
من هم فکر میکنم تو بلد نیستی درست و حسابی
دوستم داشته باشی ؛ بابتِ همین هم قبول ِ
زحمت کردهام و خودم دوستت دارم . . )!💙🎼'
مُهر و تسبیحِ من و تربت و محراب منی
راز افشا شده و نقشهی بر آب منی📿 ..
#کیهان
بغض در بین گلویم شده طوفانِ بلا
بعد از لحظه که گفتی خداحافظ را ..
#کیهان
به قول ابطحی :
‹ وقتی میبینمت ضربان قلبم رو هزار نیست ،
اما کمتر از هزار هم نمیکوبه :)! ›
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
من، بدونِ تو؛ مثلِ ماکارانی بدونِ ته دیگم! •🔐'♥️•
من ؛ بدون تو ؛ مثل شبِ بدونِ ماهم🤍🔗
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- تو ?! بهترین فریبی ك از زمونه خوردم : )!
- تو ؟!
دعای لحظه سالِ تحویلم :)!