𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- با مصرعی مصدّعِ اوقاتتان شوم؟!
± حالم زِ بعدِ دیدنتان، روبراه نیست :))!
- باهام حرف بزن ؛
از جزئیاتت بگو . .
بگو بینِ اون جوراب کبریتی آبیه و اون سیمپسون ها کدومو انتخاب کردی؟!
آخرش لواشک انار برداشتی یا زرد آلو؟!
یا از طعم غذای امروزت برام بگو .
بگو امروز چنتا از موهات ریخته؟!
اون لکه از روی پیرهن نارنجیت رفت یا نه .
بگو زیر لب چه آهنگی رو موقع مرتب کردن خونه زمزمه کردی . .
بگو امروز وقتی داشتم چایی میخوردم ؛
چند دقیقه ای رو عکست زوم کردم .
و فکر کردم چه چشایی داری .
بعدش چاییِ سردش شده رو با کاکائوی . .
هشتاد درصد خوردم .
بهم از کارا و فکرات بگو .
خب . . )!؟🔓'🌸
‹سیوش کن :☁️🤍›
توی زبان ترکی به یکی یه دونه
قلبشون میگن بير داناسان
همینقدر دلنشین🌱’
- چشمات چِ رنگيه ؟
+ قهوهای
- چشمای من چطور ؟
- رنگ تنهی درختهای قديمی جنگلها با حالههای كم رنگتر و ..
+ دیونه شدی ؟!
- عاشق شدم:)🤍🔗
بیتاب شدن ، دم نزدن ، عادتم این است
با خونِ جگر ساختهام ؛ قسمتم این است
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بیتاب شدن ، دم نزدن ، عادتم این است با خونِ جگر ساختهام ؛ قسمتم این است
جان میدهم از گریه اگر نام تو آیـد
عمریست که رسمِ دلِ کمطاقتم این است