𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
زندگے با خاطراتت اتفاقے ساده نیست، رفتنت یعنے مصیبت، زجر یعنے باورش!
یک وجب دورے براے عاشقان یعنے عذاب!
واے از آن روزے کہ عاشق رد شود آب از سرش
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
یک وجب دورے براے عاشقان یعنے عذاب! واے از آن روزے کہ عاشق رد شود آب از سرش
حال من بعد از تو مثل دانش آموزے ست کہ...
خستہ از تکلیف شب، خوابیده روے دفترش
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
حال من بعد از تو مثل دانش آموزے ست کہ... خستہ از تکلیف شب، خوابیده روے دفترش
جاے من این روزها میزے ست کنج کافہ ها
یک طرف سیگار و من یاد تو سمت دیگرش!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
جاے من این روزها میزے ست کنج کافہ ها یک طرف سیگار و من یاد تو سمت دیگرش!
مرگ انسان بعضے اوقات از نبود نبض نیست،
مرگ یعنے حال من با دیدن انگشترش..! »
- فصل امتحانا نزدیکه وقتشه چیکار کنیم؟ آفرین؛ یه سریال جدید شروع کنیم:)😎✌️🏻
- اونجا ك ‹ گروسعبدالملکیان › میگه :
فراموش کن مسلسل را ؛ مرگ را و به
زنبوری بیندیش که در میانهی میدانِ
مین ؛ به جستجوی شاخه گلیست . . ☁️'🌸 !
- میدونی :
یه نفر تو زندگی همه هست ك بودن و داشتنش ؛ به همه سختیا میارزه ؛ امید و روشنایی و نوره تویِ تاریکیا ؛ از همونا ك وقتی تویِ مشکلات غرقی بهش فکر میکنی و لبخند میزنی ؛ مثلِ اونجایی ك عباس معروفی میگه: تو انتخابم نبودی ؛ سرنوشتم بودی . تنها انگیزه ام برایِ ماندن در این زندگی بی اعتبار ؛ میخواستم بدونی تو همون یه نفر منی :)! ♥️'🎼
’'میگویند همسر حمیدِ مصدق، لاله خانم.
روزی در ورودیِ سالن خانهشان
با خط درشت نوشته بود :
[حمید بیماری قلبی دارد، لطفا مراعات کنید
و بیرون از خانه سیگار بکشید :]
خودِ حمید مصدق هم میاومد بیرون
سیگار میکشید ؛
و میگفت به احترامِ لاله خانم است :(!📼'🧡’'
⤾درست مثل اینکه جنازه کارگر معدنُ از زیر خاک
بیرون بکشی تا دوباره به خاک بسپاری ؛