𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
جاے من این روزها میزے ست کنج کافہ ها یک طرف سیگار و من یاد تو سمت دیگرش!
مرگ انسان بعضے اوقات از نبود نبض نیست،
مرگ یعنے حال من با دیدن انگشترش..! »
- فصل امتحانا نزدیکه وقتشه چیکار کنیم؟ آفرین؛ یه سریال جدید شروع کنیم:)😎✌️🏻
- اونجا ك ‹ گروسعبدالملکیان › میگه :
فراموش کن مسلسل را ؛ مرگ را و به
زنبوری بیندیش که در میانهی میدانِ
مین ؛ به جستجوی شاخه گلیست . . ☁️'🌸 !
- میدونی :
یه نفر تو زندگی همه هست ك بودن و داشتنش ؛ به همه سختیا میارزه ؛ امید و روشنایی و نوره تویِ تاریکیا ؛ از همونا ك وقتی تویِ مشکلات غرقی بهش فکر میکنی و لبخند میزنی ؛ مثلِ اونجایی ك عباس معروفی میگه: تو انتخابم نبودی ؛ سرنوشتم بودی . تنها انگیزه ام برایِ ماندن در این زندگی بی اعتبار ؛ میخواستم بدونی تو همون یه نفر منی :)! ♥️'🎼
’'میگویند همسر حمیدِ مصدق، لاله خانم.
روزی در ورودیِ سالن خانهشان
با خط درشت نوشته بود :
[حمید بیماری قلبی دارد، لطفا مراعات کنید
و بیرون از خانه سیگار بکشید :]
خودِ حمید مصدق هم میاومد بیرون
سیگار میکشید ؛
و میگفت به احترامِ لاله خانم است :(!📼'🧡’'
⤾درست مثل اینکه جنازه کارگر معدنُ از زیر خاک
بیرون بکشی تا دوباره به خاک بسپاری ؛
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
⤾درست مثل اینکه جنازه کارگر معدنُ از زیر خاک بیرون بکشی تا دوباره به خاک بسپاری ؛
چیزی بین ما تغییر نمیکنه ولی اصرار دارم بدونی ؛
‹ دوست دارم : )! ›
⤶اونجا ك شایان یو میگه :
«دلم بدجوری تنگ شده برات ولی محاله برگشتن : ))!»
- دقیقا همونجام .