نهنگ عنبر رو دیدید؟
اون دیالوگیش رو دوس دارم که رضا عطاران به مهناز افشار میگه:
«تو برای این رفتی خارج که درا خودشون اتوماتیک باز میشدن؟ اگه تو ایران پیش من بودی هر دری رو خودم برات باز میکردم.»🌿🙂
حاجی ك سرِ مامان جون داد میزد . .
مامان جون یه لبخند میومد رو لباش ؛
± میگفت : پیریه دیگه ، حاجی حالُ حوصله نداره ، زود جوش میاره ، من ناراحت نشدم شما هم ناراحت نشین . .
- بعد بالا رو نگاه میکرد میگفت :
آسمونِ امشب دود داره ها . .
ك یه بهونه ای بیاره واسه اشکایی ك تو چشمهای کم سوش جمع میشد ؛
حالا منم شدم خآنوم جونم هی میخندم . .
میگم آسمونِ امشب دودیه ها :))'
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
یه دیالوگ هست تو دودکش که میگه :
-هم سنِ من بودی آرزوت چی بود؟
+یادم نمیاد اما اینی که هستم آرزوم نبود.
من تو را دوست میداشتم !
درست مثل بوسیدن بارش روی پنجرههای نیمهباز خانه♥️🎼.
ازشپرسیدن :
چطورپنجاهسالکنارشموندی؟
گفت : دستهایشنمیگذاشتکه
بغلکنمغمرا . .🔐'🌱
باز من تا جایی ممکن بوده هرکاری کردم واستون شما که دوهزاری ام نبودید !
اره خلاصه ..
‹دلا سخت است اگࢪ مانند یک فࢪماندهِ #عاشق
امیࢪ یک سپاه اما اسیࢪ یک نفر باشے🫂'🌱 ›