یهو یہ نفر از یہ جای دور میاد و میشہ
نزدیکترین آدم لحظہ هات و این حس هیچ
ربطی بہ فاصلہ جغرافیایی بین شما نداره : )
± لانگ دیستنس ؛
فراموش کردن کسی که دوستش داری،
مثل به یاد آوردن کسیه که نمی شناسیش ..
در میان ماهرویان ماه روی من تویی
گر نترسم از خدا گویم خدای من تویی🤍🌙
یک عمر به پای تو و تصمیمِ تو ماندم
یک بار بمان ، گرچه من اصرار ندارم ؛
من نمیگویم زمین را زیر و رو کردم ، ولی
سالها گشتم به دنبالت که پیدایت کنم
خودمانیم رفیقان، به کسی بر نخورَد
هر هوس را به غلط عشق حسابش کردیم !
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را..
او که هرگز نتوان یافت همانندش را!
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را..
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را...
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
«منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر»
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
آنقدر ترسیده ام از این همه عشق دروغ
تا به گوشم میخورد "من دوستَت..." کَر میشوم!