eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
تو عین غروب جمعه بودی برام ! اسمت که می‌اومد ، یه حجمِ عظیمی از حسرت نرسیدن ، یه زخم عمیقی از نخواستن ، رخنه می‌کرد تو جونم ! بعدش دیگه فرقی نمی‌کرد ، اون جمعه عروسی دوستم باشه ، یا یه روز معمولی رو تخت‌خواب . فقط تو بودی و تو ؛ با منی که ، باید منتظر می‌موندم ، ببینم خودت کی دوباره خسته می‌شی ، تا از یادم بزاری بری :)🤍🌿 - شیرین‌باف
عاقبت در خواب بوسیدم تو رابا این حساب من به خوشبختی بدهکارم نه خوشبختی به من!
بگذار که یک عمر فقط قهوه ببویم، تا بلکه فراموش کنم عطر تنت را :)!
تو اون ارامش بعد گریه‌هامی💍 .
- من سمت تاریك خودمو بهت نشون دادم ؛ و تو اونجا رو با ستاره پر کردی ؛ من زخمای خودم رو بهت نشون دادم و تو تك تکشون رو بوسیدی ؛ من همه نقصایِ خودم رو بهت نشون دادم و تو جوری رفتار کردی ك انگار کامل ترین فرد روی زمینم ؛ من روح خستم رو بهت نشون دادم و تو بغلش کردی ؛ من قلبم رو بهت نشون دادم و تو با یه لبخند اون رو برای خودت کردی ؛ ‹ مگه میشه با این وضع قربونت نرم ؟! › ♥️'🌙
- بوی‌ِ ‹ تو › گرفته‌‌ نخ‌به‌نخ‌ِ پیراهنم . .🕷'💜'-
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
ضربان قلبم رو چند بود ؟! خدا میدونه ؛ استرس داشت ذره ذره وجودم میخورد .. 10 دقیقه تا شروع امتحان مون
وقتی می‌خوابید میرفتم سراغ گنجه بُیُک‌ننه آروم و بی سر صدا جوری که قژقژ لولا های قدیمی گنجه درنیاد تلاش میکردم تا درش باز کنم ؛ گوشاش سنگین بود ولی شش دنگ حواسش پی گنج‌ش بود ! تقصیر خودش بود بُیُک ننه هیچوقت نمیزاشت برم سمتش میگفت : - جونم بخاه ننه ؛ گنجم نه قربون چشم چال بادومیت برم ! اینجوری که میگفت حرص ولعم واسه دیدن گنجه بیشتر میشد ؛ چی قایم کرده بود اون تو ؟! خوراکی یا پول ؟! طلا یا عتیقه ؟! کسی چه میدونست ! هرچی که بود واسه بُیُک‌ننه قدر همه گنج های دنیا ارزش داشت ؛ پا برچین پا برچین رفتم سمت گنجه در گنجه رو جوری آروم با دقت باز کردم که جز صدای خُر پوف عمیق بُیُک‌ننه هیچ صدای تو اتاق نبود ! از خوشحالی تو پوست خودم نبودم بلاخره داشت فاش میشد این گنج قدیمی و این چیزی نبود جز ؛ جز ؛ نه اشتباه میبینم ! امکان نداره ! چندبار گنجه رو زیر رو کردم ولی انگار واقعا جز یه دفتر ۶۰ برگ کاهگلی رنگ رو رفته هیچی نداشت ؛ اخه بُیُک‌ننه واسه این دفتر قدیمی اینجوری نگهبانی میداد ؟! داشتم با عقل نصف نیمم کلنجار میرفتم که با پس گردنی محکمی همه محاسبات ذهنیم بهم ریخت : - بچه جون ؛ چندبار بِشِد بوگواَم ؟! سَمتی این گنجی نرو ؟! از ترس دلهره لکنت گرفتم ؛ نمیدونم چندبار اسم بیک ننه رو صدا کردم که متوجه رنگ و روی رفتم شده بود : - خوبِ خوبِ ؛ حالا چرا گُرخیدی ننه ؟! از ما بهترون دیدی ؟! این دفتر که میبینی داستان ها داره ننه ؛ هر صفحش داستان یه آدم بی‌وفای بی مروتیِ که اومدو قده یه فیلم کوتاه شما جدیدا چی‌چی میگید بهش ننه ؟! - سکانس بُیُک ننه سکانس ! اره ننه همون ؛ قد همون که میگی تو زندگی ما ؛ این دل بی‌صاحاب ما تا اومد به تالاپ تولوپ بی‌افته براشون کاسه کوزه رو جمع کردن رفتن ؛ منم که عادت داشتم با خاطرهاشون دست پنجِ نرم کنم همه رو نوشتم ننه ؛ بخاطر این گفتم نرو سمت گنجه که باز نشه دفتر گذشته ؛ که نعش قبر نشه خاطرات ایام جوونی قنده ننه ! - همه رفتن ینی بُیُک ننه ؟! هیچکس نموند ؟! نه ننه حالا همه ؛ همه که نه ! همین آقاجون میبینی ؟! اومد دیگه نرفت ننه ! موندگار شد تو این دل صاحبدار ما ؛ انقد موند که حالا هر تالاپ تولوپ این دل ما بند یه لحظه بودنشه ؛ جوری شیرین کرد زندگی زهرمار مارو که هنوز مزه مثل سوهانِ قم‌ش ؛ پولکی و گز اصفهانش زیر زبونمِ هزاااارتا شربت استی ؛ استی چی ننه ؟! - استامینیفون ؛بیک‌ننه استامینیفون آره تصدقت بشم همونم نمیتونه از بین ببرتش ! شیرینی زندگیت که پیدا کنی چشم بادومیِ ننه دیگه هزارتا از این زهرماری های طبیبام حریفش نیست ! حالا هم پاشو ؛ پاشو که زیادی دونستی الاناس که آقاجونت بیاد گنج بُیُک‌ننه دفتر کاهگلی قدیمی نبود ؛ گنج‌ش خاطراتش با آقاجون بود که به قولش خودش دلیل تالاپ تولوپ دلش بود :)! قسمت پنجم🤍
گریه کردی؟ -نه بابا یکم غم رفته توی چشمم.
و عشق قطعاً همان حال خوبیست که من با حضور تو آن را تجربه کردم....♥️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌•‌‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎
افرادی که به زندگیت تعلق دارن، میانو تو رو پیدا میکنن و کنارت می‌مونن !
- تو دلیلِ‌ ‹ لبخندِ › قلبِ‌ منی ! ♥️'🗝'
وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می‌کند زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می‌کند