eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
بگذار که یک عمر فقط قهوه ببویم، تا بلکه فراموش کنم عطر تنت را :)!
تو اون ارامش بعد گریه‌هامی💍 .
- من سمت تاریك خودمو بهت نشون دادم ؛ و تو اونجا رو با ستاره پر کردی ؛ من زخمای خودم رو بهت نشون دادم و تو تك تکشون رو بوسیدی ؛ من همه نقصایِ خودم رو بهت نشون دادم و تو جوری رفتار کردی ك انگار کامل ترین فرد روی زمینم ؛ من روح خستم رو بهت نشون دادم و تو بغلش کردی ؛ من قلبم رو بهت نشون دادم و تو با یه لبخند اون رو برای خودت کردی ؛ ‹ مگه میشه با این وضع قربونت نرم ؟! › ♥️'🌙
- بوی‌ِ ‹ تو › گرفته‌‌ نخ‌به‌نخ‌ِ پیراهنم . .🕷'💜'-
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
ضربان قلبم رو چند بود ؟! خدا میدونه ؛ استرس داشت ذره ذره وجودم میخورد .. 10 دقیقه تا شروع امتحان مون
وقتی می‌خوابید میرفتم سراغ گنجه بُیُک‌ننه آروم و بی سر صدا جوری که قژقژ لولا های قدیمی گنجه درنیاد تلاش میکردم تا درش باز کنم ؛ گوشاش سنگین بود ولی شش دنگ حواسش پی گنج‌ش بود ! تقصیر خودش بود بُیُک ننه هیچوقت نمیزاشت برم سمتش میگفت : - جونم بخاه ننه ؛ گنجم نه قربون چشم چال بادومیت برم ! اینجوری که میگفت حرص ولعم واسه دیدن گنجه بیشتر میشد ؛ چی قایم کرده بود اون تو ؟! خوراکی یا پول ؟! طلا یا عتیقه ؟! کسی چه میدونست ! هرچی که بود واسه بُیُک‌ننه قدر همه گنج های دنیا ارزش داشت ؛ پا برچین پا برچین رفتم سمت گنجه در گنجه رو جوری آروم با دقت باز کردم که جز صدای خُر پوف عمیق بُیُک‌ننه هیچ صدای تو اتاق نبود ! از خوشحالی تو پوست خودم نبودم بلاخره داشت فاش میشد این گنج قدیمی و این چیزی نبود جز ؛ جز ؛ نه اشتباه میبینم ! امکان نداره ! چندبار گنجه رو زیر رو کردم ولی انگار واقعا جز یه دفتر ۶۰ برگ کاهگلی رنگ رو رفته هیچی نداشت ؛ اخه بُیُک‌ننه واسه این دفتر قدیمی اینجوری نگهبانی میداد ؟! داشتم با عقل نصف نیمم کلنجار میرفتم که با پس گردنی محکمی همه محاسبات ذهنیم بهم ریخت : - بچه جون ؛ چندبار بِشِد بوگواَم ؟! سَمتی این گنجی نرو ؟! از ترس دلهره لکنت گرفتم ؛ نمیدونم چندبار اسم بیک ننه رو صدا کردم که متوجه رنگ و روی رفتم شده بود : - خوبِ خوبِ ؛ حالا چرا گُرخیدی ننه ؟! از ما بهترون دیدی ؟! این دفتر که میبینی داستان ها داره ننه ؛ هر صفحش داستان یه آدم بی‌وفای بی مروتیِ که اومدو قده یه فیلم کوتاه شما جدیدا چی‌چی میگید بهش ننه ؟! - سکانس بُیُک ننه سکانس ! اره ننه همون ؛ قد همون که میگی تو زندگی ما ؛ این دل بی‌صاحاب ما تا اومد به تالاپ تولوپ بی‌افته براشون کاسه کوزه رو جمع کردن رفتن ؛ منم که عادت داشتم با خاطرهاشون دست پنجِ نرم کنم همه رو نوشتم ننه ؛ بخاطر این گفتم نرو سمت گنجه که باز نشه دفتر گذشته ؛ که نعش قبر نشه خاطرات ایام جوونی قنده ننه ! - همه رفتن ینی بُیُک ننه ؟! هیچکس نموند ؟! نه ننه حالا همه ؛ همه که نه ! همین آقاجون میبینی ؟! اومد دیگه نرفت ننه ! موندگار شد تو این دل صاحبدار ما ؛ انقد موند که حالا هر تالاپ تولوپ این دل ما بند یه لحظه بودنشه ؛ جوری شیرین کرد زندگی زهرمار مارو که هنوز مزه مثل سوهانِ قم‌ش ؛ پولکی و گز اصفهانش زیر زبونمِ هزاااارتا شربت استی ؛ استی چی ننه ؟! - استامینیفون ؛بیک‌ننه استامینیفون آره تصدقت بشم همونم نمیتونه از بین ببرتش ! شیرینی زندگیت که پیدا کنی چشم بادومیِ ننه دیگه هزارتا از این زهرماری های طبیبام حریفش نیست ! حالا هم پاشو ؛ پاشو که زیادی دونستی الاناس که آقاجونت بیاد گنج بُیُک‌ننه دفتر کاهگلی قدیمی نبود ؛ گنج‌ش خاطراتش با آقاجون بود که به قولش خودش دلیل تالاپ تولوپ دلش بود :)! قسمت پنجم🤍
گریه کردی؟ -نه بابا یکم غم رفته توی چشمم.
و عشق قطعاً همان حال خوبیست که من با حضور تو آن را تجربه کردم....♥️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌•‌‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎
افرادی که به زندگیت تعلق دارن، میانو تو رو پیدا میکنن و کنارت می‌مونن !
- تو دلیلِ‌ ‹ لبخندِ › قلبِ‌ منی ! ♥️'🗝'
وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می‌کند زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می‌کند