𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
تورو میکشونه به سمت خودش ؛
پاره نمیشی فقط کِش میای :)!
هر چه نازش میکشم ، با چشم گوید اِذهَبی
آخر او قاری قرآن است و بچه مذهبی♥️ ..
- داشتیم باهم بحث میکردیم ك از قبل ترش
دستش توو دستم بود !
فقط نمیدونم چرا وقتی داشت داد میزد
دستمو محکم تر گرفته بود و فشار میداد راستش . .
نمیدونم این فشار دادن دستم از سمتِ اون از
رویِ فشار عصبی بود یا میخواست بفهمونه بهم ك
حتی اگه داد میزنم سرت حتی . .
اگه ازت ناراحتم حتی اگه
بد و بیراه بهت میگم ‹ باز دوسِت دارم : )!💚'🎼 ›
و گریستم به یاد تمام رویاهایی که تا میخواستیم نوازششان کنیم ، پژمردند .
یه مقدار حوصله برام مونده که اونم گذاشتم برای آدمایی که باهاشون حال میکنم ..
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
من ؛ بی تو ؛ مثل خونهی بی مادر🤍🔖
من ؛ بی تو ؛ مثل ماهیِ بی تنگ🐋'🤍