وقتی دلبر باهات قهر هستش این شعر مولانا واسش بفرس:
عذابَست این جهان بیتو، مَبادا یک زمان بیتو
به جانِ تو که جان بیتو، شکنجهست و بَلا بر ما...
حسود نیستم اما کسی به غیر خودم
غلط کند که بخواهد رقیب من باشد :)
#امیدصباغنو
درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفت
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت!
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
سمتی که تویی، عقربه ى قبله نما رفت!
در بین غزل نامِ تو را داد زدم ، داد
آنگونه که تا آن سرِ این کوچه ، صدا رفت!
بیرون زدم از خانه ؛ یکی پشتِ سرم گفت:
این وقتِ شب این شاعرِ دیوانه ، کجا رفت؟!
من بودم و زاهد ، به دو-راهی که رسیدیم
من سمتِ شما آمدم ؛ او سمتِ خدا رفت!
با شانه ، شبی راهیِ زلفت شدم اما …
من گم شدم و شانه پیِ کشفِ طلا رفت!
در محفلِ شعر آمدم و رفتم و … گفتند:
ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت؟!
می خواست بکوشد به فراموشی ات این شعر
سوزاندَمَش آنگونه که دودش به هوا رفت …!!!“
محمد سلمانى♥️
- اگر اسکار تلخترین سوال رو داشتیم
به این سوال روزبه بمانی باید میدادن :
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- اگر اسکار تلخترین سوال رو داشتیم به این سوال روزبه بمانی باید میدادن :
‹ اگر برایِ ابد هوای دیدن تو
نیفتد از سر من چه کنم . .🌱'🔒 ›
شھید محمدبآقࢪصدࢪ
همسࢪش ࢪو اینجوࢪ؎ صدا مےڪࢪد
"غاليتـےالحَبيبَةِ"
یعنے : #محبوبگࢪانبها :)
همینقدر قشنگ :)))) 💜🌱
<و تو خندیدی و من فھمیدم،
ڪه جھان روی خوشی هم دارد؛
عالمی هست جدا از اینجا،
ڪه هنوز ارزش ماندن دارد . . .🐚🌱>
لبريزازعشقبودنوتواينبيتِ #مولانا
ميشہعميقادرکكرد:
« جـانِ ما از وصلِ تو
صد جـان شود…🤍🖇 »
°•[ گفت:شعربخون.
گفتم:چےبخونم...
گفت:یهچےبخوندردامونیادمونبیاد!
گفتم:رفتدرظلمتغمآنشبوشبهاےدگرهم،
نگرفتۍدگرازعاشقآزردهخبرهم،
نڪنےِدیگرازآنڪوچهگذرهم!
بےتوامابهچهحالۍمنازآنڪوچهگذشتم...
گفت:نخون.
گفتم:چےشد.
گفت:دردامونیادموناومد. ]•°
ریـشه هایِ فرشمان را،
داشتم می بافـتم...
دسـتم عادت کرده از بـس،
بینِ مویَـت بوده اسـت...➿
_سجادشھیدی✨
-هروقت خواستید دلشو به عشقتون قرص کنید
این بیت حافظ رو براش بخونید :
‹ مطمئن باش که مهرت نرود از دل من
مگر آن روز که در خاک شود منزلِ من !📽'🧡 ›