eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
- کلمه یونانی ‹ ' 𝗬𝖺𝗍𝗂𝗻  › به معنی ِ :
± آگاپه به معنی : که به عنوان خالص ترین نوع عشق توصیف میشه و تو اون فرد شریك زندگی خود رو برکت میبینه و دوست داره ازش مراقبت کنه . 🤍'🫂 - طرز استفاده : آدم خاص زندگیتو اینجوري سیو کن شات بده فشار بخوریم :)!
هرچی تو فکرم باشه میاد تو تکسم ؛ سلامتی اون که با کلمه ها ر.ل زد :)!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
- بسم الله الرحمن الرحیم - - خوب خانوم محجوب دیشب که عماد گفت شماهم دوست داشتین با ما تو این مسافرت
- بسم الله الرحمن الرحیم - - مریم جان ؛ بابا ؛ ناهار آماده شده ها نمیخواید بیاید داخل ؟! " صدای عماد بود که از داخل ویلا میومد ؛ همراه رحیمی به داخل ویلا رفتیم بعد چیندن میز مشغول خوردن ناهار شدیم ؛ حتی وقتی سرم پایین بود سنگینی نگاه های سپهر اذیتم میکرد ؛ میدونستم میخواد یه چیزی بگه ولی چی ؟! نمیدونم ؛ باید هرجوری شده بود با سپهر تنها میشدم ؛ اما چجوری و کجا رو نمیدونم ؛ فقط میدونم واسه تک تک حرفاش جواب دارم ؛ واسه همشون جواب دارم ! واسه عماد ؛ واسه رحیمی و اون دختر از خود راضیش ؛ انقدر که میتونم چند ماه پشت سر هم براشون حرف بزنم و کلمه کم نیارم ! من پر بودم ؛ خیلی پر و باید قبل از سر ریز شدن خالی میشدم " بعد ناهار سعی کردم عماد راضی کنم یه دوری تو شهر بزنیم تا هم از دست سپهر و رحیمی راحت بشم هم بتونم عماد رو سوال پیج کنم ؛ - مریم ؛ میگم عماد ؛ یه چندتا سوال از سپهر بپرسم احیانا رگ گردنتون که باد نمیکنه باز ؟! " خندید ؛ از اون خنده هایی که بعدش هرچیزی ازش بخای درجا قبول میکنه " - بپرس فداتشم چیزی شده ؟! - مریم : میگم این داماد شما ؛ خانواده ای فامیلی کسیو نداره ؟! تو تولد که من کسیو ندیدم ! عماد : راستش وقتی من از پیش مامان برگشتم سپهر ۲ سالی میشد نامزد عطیه بود و من خیلی نمیشناختمش ؛ یبارم که ازش پرسیدم بابا گفت خانواده سپهر ماییم و اون رسما کسیو نداره ! - خوب یعنی هیچ تحقیقی نکردین راجبش ؟! کیه کارش چیه اصلا شاید قبلا زن داشته هان ؟! " صدای خندهای عماد بلنتر از قبل شد " عماد : جز عطیهِ احمق کسی زن سپهرِ هیچی ندار میشد ؟! دِ بگو دیگه میشد ؟! " قدر یه قرن سکوت کردم ؛ خیلی هم بیراه نمیگفت ؛ جز عطیهِ احمق که ندیده و نشناخته زن سپهر شده کی میتونست با سپهر یلاقبا که فقط خودش بود و لباس تنش ازدواج کنه ؟! الحق که هیچکس ! " درخت های سربه فلک کشیده و سبز ؛ صدای پرنده هایی که لا به لای درختا وُل میخوردن ؛ صدای موزیک بی‌کلام و آرامش‌بخش ؛ همه و همه باعث شد برای چند لحظه ای هم که شده یادم بره وسط چه مردابی گیر افتادم ؛ - عماد ؛ شب بریم لب ساحل بشینیم گیتار بزنی ؟! دلم خیلی هوای گیتار کرده ؛ عماد : آره ؛ آره حتما .. " اون قدیما که دور هم جمع میشدیم داداش همیشه گیتار میزد ؛ با پرو بازی میگفت آهنگ درخواستی ندارید ؟! در صورتی که کلا یه آهنگ بلد بود ؛ دلم واسه اون روزا تنگ شده ؛ خیلی تنگ ؛ " شب کنار ساحل و چایی آتیشی و سیب‌زمینی هایی که تو آتیش جلز ولز میکردن و صدای عماد که حالا کل ساحل گرفته بود " دلم با تو بودن میخواد ؛ همین الانشم دیره ! دارم میمیرم نفس ؛ داره هر آنشم میره ؛ .." با شنیدن این اهنگ از صدای عماد بغض عجیبی همه‌ی وجودم گرفت ؛ انگار یکی بالشت گذاشته بود رو صورتم و با همه توانش فشار میداد من هرچقدر دست و پا میزدم بی‌فایده بود ؛ نمیخواستم جلوی عماد و سپهر گریه کنم بدون هیچ حرفی از جام بلند شدم به سمت حیاط ویلا رفتم ؛ کنار باغچه نشستم بغضم رو قورت دادم ؛ من نباید ضعیف بنظر میرسیدم " کپی بدون منبع جایز نیست ! @aye_110
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
± تو سریال ‹ 𝐺𝑜𝑜𝑑 𝑓𝑖𝑔ℎ𝑡 › چیز جالبی می‌گفت ؛ می‌گفت اگه می‌خوای بدونی ك یه نفر رو برای زندگیت دوست داری ، چشمات رو ببند و تصور کن . . بعد از ظهر خسته و کوفته از راه میرسی و ماشین رو داری پارک می‌کنی و يادت میاد ك اون تو خونه منتظرته ؛ اگه این فکر خوشحالت می‌کنه و باعث می‌شه ، حتی تو فکرت هم خستگیات در بره . . اون آدم ِ زندگیته . . ')!🫁'🔓'
- من از مصاحبت ‹ آفتاب › می‌آیم . . !🌤'🌿'
± حالا درسته ك من حرف نمی‌زنم . . اما جمله‌ی اگه خواستی حرف بزنی من هستم ؛ واقعاً دلگرم کننده‌س : )!
بعد از قرارتون بهش تکست بدید مثل شاملو بهش بگید : "هرچه بیشتر می‌بینمت، احتیاجم به دیدنت بیشتر می‌شود🌱🌙."
با خوده غمگینت مهربون باش. با خوده غمگینت مهربون باش. با خوده غمگینت مهربون باش. با خوده غمگینت مهربون باش.
- با دلتنگی زُل زد به گوشه اتاق وگفت : ⤾ آدم وقتی دلش میگیرد ، باید گوشی را بردارد . . کف اتاق دراز بکشد ، شماره‌ی فرد مورد نظر را بگیرد ؛ چشمانش را نیمه باز رها کند ، و بدون سلام و علیک بگوید : کمی با من حرف بزن هیچ حالم خوب نیست : )! ⤿
± حقيقت اينه ك : - خیلی از مواقعی ك داشتيم خودمونو به فنا میدادیم ، مطلع بوديم . به قول دوستی ك قسمتی از مقالات شمس رو یادآوری کرد : ‹ من می‌دانستم زَهر است و چشیدم ')!›