- من با تمامِ شهر جنگیدم ، برای ِتو
تو با تمام شهر خندیدی
به حالِ من! ✉️🍃'
ما که از خیر تو ای عشق گذشتیم ولی
چاله با کور نکرد آنچه تو با ما کردی:)
از تماشای تو، چون خلق نیارند ایمان؟
کافرست آن که تو را بیند و بی دین نشود:)☕️🌿
- اندوه من این است که در دفتر شعرم
‹ یک بیت به زیبایی چشم تو ندارم !'🔓 ›
- من نشستم بروی می بخری برگردی . .
‹ ترسم این است که مسلمان شده باشی جایی !'💙 ›
- ناز پرورده ای و درد نمیدانی چیست
‹ گریه ی ممتد یک مرد نمیدانی چیست !'📖 ›
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- اوجِ غم اونجاست که شاعر میگه :
من شعر نوشتم که دلش رامِ منِ خسته شود ؛
او شعرِ مرا برد که دل، از کسِ دیگر ببرد . . .(:
یكنفرمانندِ من چشمانتظارت مانده است !
گل فروشِ شهر هم با رفتنت بیچاره شد (:🔐🧡