eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
چقدر زیبا و درست میگه امیرالمومنین که: «محبتت را اگر جایگاهی برایش نیافتی، نثار مکن» بنظرم این جمله رو باید تو تک تک روابط زندگیمون پیاده کنیم :)!🌱
اگه سرما خوردگی رو از فصل پاییز فاکتور بگیریم واقعا فصلِ کاملیه 🚶🏻‍♂..
باید رو پیشونیم بنویسم: «من دل‌نازکم، الکی ادای آدم قویا رو میارم لطفا با من مهربون باش.»
‏- چرا کشتیش ؟! + با چشاش میخندید . . . - این کجاش بده احمق ؟! + واسه یکی دیگه ؛ میخندید آقای قاضی . . .")!🖤'🗞'
از مَـن عبـور میکنـی و دَم نمیزنی ! تنها دلم خوش است که شاید ندیده‌ای . . .'))! -قیصر امین پور
به نظر من سخت‌ترین قسمتِ عاشقی ؛ معشوقه‌ی یک ‹ نویسنده › بودن است ! تصور کن از راه می‌رسد ؛ برایت می‌نویسد . . . می‌نویسد . . . می‌نویسد . . . به یک‌باره ترکت می‌کند ! ‹ دیگر مخاطب نوشته‌هایش نیستی . . . › و این ؛ عجیب دق می‌دهد آدم را . . .:))!🖤'💌' -عطیه احمدی
به من زنگ نزن ؛ به دیدنم بیا . . . این تلفن لعنتی ؛ ‹ دکمه‌ی آغوش ندارد . . . ›")))!
- ‏من اون شبی که ؛ داشت میرفت فرودگاه ؛ نرفتم . . . ولی بعدش بارها رفتم روی اون ؛ صندلی فلزی سوراخ سوراخ لعنتی نشستم . . . ‹ و هر بار دیدم داره میره . . . ›'))!🖤'☁️'
ای دست برده در دل و دینم، چه می‌کنی .. - هوشنگ ابتهاج🌱
یه وقتایی ام هست که میرم جلوی آینه از خودم میپرسم چرا هستی؟ و خب چه غم انگیز که جواب قانع کننده ای ندارم. شرمنده شدن خیلی دردناکه. مخصوصا وقتی جلوی کسی باشی که خودته !
سالِ قشنگی بود ؛ خیلی قشنگ .. نه که بگم گریه نداشت ؛ غم نداشت ؛ از دست دادن نداشت ؛ چرا داشت ! خیلی هم داشت ! اگه بخوام یه جاده در نظرش بگیرم باید بگم بیشتر از هرسنی دست انداز داشت ؛ پیج تاب داشت مثل جاده چالوس ؛ مثل موهای فرم .. کنار این رفتن ها و غصه خوردنا و شکست های پی در پی ؛ یسری اومدنا ؛ خنده های از ته دل و خوش شانسی های به موقعه ای بود که حالا که تو اوایل سن جدیدم باید بگم خیلی قشنگ بود خیلی ! سنی که از بچگی منتظر رسیدنش بودم تموم شد ؛ به همین زودی ؛ به همین خوشمزگی :)! کاش زود بزرگ نشم ؛ کاش چشم بهم نزنم ببینم بیست خورده ای سالم شده و تو حسرت ۱۸ ؛ ۱۹ سالگیم موندم .. کاش دیگه مجبور نباشم بیشتر از سنم بفهمم ؛ بیشتر از توانم تحمل کنم و بیشتر از احساسم خرج کنم ‌. حالا که اینجام ؛ اوایل سن جدید .. میخام بگم از خودم ممنونم که دووم اورد یه جاهایی ؛ از آدمایی که دور برم بودن و کمک کردن تا قوی بمونم ؛ میخوام بگم خوشحالم ؛ خوشحال تر از همیشه :)! بماند به یادگاری برای من ؛ منِ قوی 🤍🥂 اوچیک شما آقای میم . 402.7.21
برای پاییز امسال، اون نیمه‌شبی رو براتون آرزو می‌کنم که شیشه‌ی ماشین بخار کرده، قهوه‌ی داغ داره دستاتونو گرم می‌کنه و کنار کسی که دوسش دارید نشستید بلندترین نقطه‌ی شهر؛ یهو از اعماق وجودش میگه: «می‌دونی چقدر کُلِ این شهر رو گشتم تا تو رو برای کُل زندگیم پیدا کنم؟!» آرزو از این قشنگتر نمی‌تونستم بکنم براتون🤍