چقدر زیبا و درست میگه امیرالمومنین که: «محبتت را اگر جایگاهی برایش نیافتی، نثار مکن» بنظرم این جمله رو باید تو تک تک روابط زندگیمون پیاده کنیم :)!🌱
اگه سرما خوردگی رو از فصل پاییز فاکتور بگیریم واقعا فصلِ کاملیه 🚶🏻♂..
باید رو پیشونیم بنویسم: «من دلنازکم، الکی ادای آدم قویا رو میارم لطفا با من مهربون باش.»
- چرا کشتیش ؟!
+ با چشاش میخندید . . .
- این کجاش بده احمق ؟!
+ واسه یکی دیگه ؛
میخندید آقای قاضی . . .")!🖤'🗞'
از مَـن عبـور میکنـی و دَم نمیزنی !
تنها دلم خوش است که شاید ندیدهای . . .'))!
-قیصر امین پور
به نظر من سختترین قسمتِ عاشقی ؛
معشوقهی یک ‹ نویسنده › بودن است !
تصور کن از راه میرسد ؛
برایت مینویسد . . .
مینویسد . . .
مینویسد . . .
به یکباره ترکت میکند !
‹ دیگر مخاطب نوشتههایش نیستی . . . ›
و این ؛
عجیب دق میدهد آدم را . . .:))!🖤'💌'
-عطیه احمدی
به من زنگ نزن ؛
به دیدنم بیا . . .
این تلفن لعنتی ؛
‹ دکمهی آغوش ندارد . . . ›")))!
- من اون شبی که ؛
داشت میرفت فرودگاه ؛ نرفتم . . .
ولی بعدش بارها رفتم روی اون ؛
صندلی فلزی سوراخ سوراخ لعنتی نشستم . . .
‹ و هر بار دیدم داره میره . . . ›'))!🖤'☁️'
یه وقتایی ام هست که میرم جلوی آینه از خودم میپرسم چرا هستی؟ و خب چه غم انگیز که جواب قانع کننده ای ندارم. شرمنده شدن خیلی دردناکه. مخصوصا وقتی جلوی کسی باشی که خودته !
سالِ قشنگی بود ؛ خیلی قشنگ ..
نه که بگم گریه نداشت ؛ غم نداشت ؛ از دست دادن نداشت ؛ چرا داشت ! خیلی هم داشت !
اگه بخوام یه جاده در نظرش بگیرم باید بگم بیشتر از هرسنی دست انداز داشت ؛ پیج تاب داشت مثل جاده چالوس ؛ مثل موهای فرم ..
کنار این رفتن ها و غصه خوردنا و شکست های پی در پی ؛ یسری اومدنا ؛ خنده های از ته دل و خوش شانسی های به موقعه ای بود که حالا که تو اوایل سن جدیدم باید بگم خیلی قشنگ بود خیلی !
سنی که از بچگی منتظر رسیدنش بودم تموم شد ؛ به همین زودی ؛ به همین خوشمزگی :)!
کاش زود بزرگ نشم ؛ کاش چشم بهم نزنم ببینم بیست خورده ای سالم شده و تو حسرت ۱۸ ؛ ۱۹ سالگیم موندم ..
کاش دیگه مجبور نباشم بیشتر از سنم بفهمم ؛ بیشتر از توانم تحمل کنم و بیشتر از احساسم خرج کنم .
حالا که اینجام ؛ اوایل سن جدید ..
میخام بگم از خودم ممنونم که دووم اورد یه جاهایی ؛
از آدمایی که دور برم بودن و کمک کردن تا قوی بمونم ؛
میخوام بگم خوشحالم ؛ خوشحال تر از همیشه :)!
بماند به یادگاری برای من ؛ منِ قوی 🤍🥂
اوچیک شما آقای میم .
402.7.21
برای پاییز امسال، اون نیمهشبی رو براتون آرزو میکنم که شیشهی ماشین بخار کرده، قهوهی داغ داره دستاتونو گرم میکنه و کنار کسی که دوسش دارید نشستید بلندترین نقطهی شهر؛
یهو از اعماق وجودش میگه:
«میدونی چقدر کُلِ این شهر رو گشتم تا تو رو برای کُل زندگیم پیدا کنم؟!»
آرزو از این قشنگتر نمیتونستم بکنم براتون🤍