وقتی یه نابینا درمان میشه...
اولین چیزی که میشکنه عصاشه..!
«دوبار بخونش»
یکیم نداریم وقتی با موهای ژولیده پولیده
صبح ما رو میبینه مثل شهریار بگه :
«زلف آن است که بی شانه دل از جا ببرد.»
- تو عین غروب جمعه بودی برام ؛
اسمت ك میومد ، یه حجمِ عظیمی از حسرت نرسیدن . .
یه زخم عمیقی از نخواستن ؛
رخنه میکرد تو جونم . .
بعدش دیگه فرقی نمیکرد .
اون جمعه عروسی دوستم باشه .
یا یه روز معمولی رو تختخواب .
± فقط تو بودی و تو ؛
با منی ك ، باید منتظر میموندم .
ببینم خودت کی دوباره خسته میشی .
تا از یادم بزاری بری :))!💙'
‹ پاییز شد و من هنوز ، دست به زیر چانه نشسته ام . بادلی تنگ وحسرتی ك گاه کام میگیرد ازسیگارهایم ، گاه کام میگیرد از چشمانم ، گاه کام میگیرد از انگشتانم ، وگاه کامی میگیرد از نبودن هایت ! دردلم پاییز شده . درخیابان پاییز شده . اصلا درخت به درخت ، برگ به برگ پاییز شده ! دل به دل پاییز شده . نمی دانم اصلا سطر به سطر این شعر ك نوشتم ، دلم گرفته بود ! این پاییز زودتر از آنچه ك فکر میکردم ، مرا از پا درآورد 🧡🍁!'
از لحاظ روحی به یه صورت بی آرایش و خنده های بلند بلند با سر و وضع داغون با دوستام کف خیابون احتیاج دارم.
فهمیدم دوستت دارم ؛ همان شبی که با یک حرفِ سادهی تو ،
تا صبح لبخند زدم🌱✨
من در واقع خسته نیستم ولی ؛
بیحس و سنگینم و نمیتوانم ؛
کلمات مناسب را پیدا کنم . . .
آنچه میتوانم بگویم این است :
‹ در کنارم بمان و تنهایم نگذار . . . ›:))!🖤'📎'
-فرانتس کافکا در نامه به فلیسه؛
شهریارمیگهکه:
منهرنفسمبرنفسِنازتوبنداست
منمشتريَمقيمتلبخندتوچند
است . .
یه وقتایم باید به خدا گفت :
تصدق بزرگیت،بلاگردون مهربونیت
که نه ته داره نه حد !
ماکه بش نمیرسیم ،تو مارو بهش برسون .💙🌊