- ولی اونی ك شکستی و از کنارش رد شدی ؛
‹ نعلبکی جهیزیهیِ مامانت نبود ›
- اونجایی که شایع میگه :
« ی بار جوون بودیم اونم نچسبید ؛ »
خیلی هستمش . . .')!
- یکی بیاد کنار من بشینه ، به اشکام نگاه نکنه ؛
فقط بشینه حرفای تو مغزمو بخونه ، ممنون ؛
- نه رفتن آدمها اذیت میکنه ، نه حالی که بعد از رفتنشون دارم ، من فقط دلم برای خودِ قبل از اومدن اون آدمها به زندگیم تنگ میشه و حسرت میخورم که کاش غریبه میموندن !
در نمازم جاي رب ، دائم تو در ذهن مني ؛
گوشهايم در اذان حي علي دلبر شنيد🚶🏻♂🌱
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- از تو میپرسم : لمسها ، فراموش میشوند ')!🤍
- پیراهنم ؛ پیراهنت را دوست دارد🤍🌱 .
جلوه ها کردم و نشناخت مـرا اَهـل دلـی
منم آن سوسن وحشی که به ویرانـه دمید☘..
آمدم خیر سَرَم درس بخوانم دو سه خط
قهوهی چشم تو پاشید به دفتر نگذاشت☕️🤎 ..
« وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّکَ بِأَعْيُنِنَا »
- و در برابر حکم پروردگارت شکیبایی کن که تو تحت نظر و مراقبت ما هستی🌱`🔓°.