اسمتو میخوام بذارم دیکشنری. میدونم لوسه ولی خیلی حقه. یه جوری معنا میبخشی به هر حس قشنگ، که هرچی فکر میکنم یادم نمیاد قبلش چه مفهومی داشت واسم. بعد تو بود که فهمیدم واقعا میشه خوش بگذره. دنیا قشنگ بوده، نمیدیدم قشنگیاشو. تو اومدی شدی نور. روشنایی بخشیدی به هرچی که قبل تو تاریک بود واسم. بمونیا. نذار من بمونم و کلی چیز بی معنی که حتی یادم نمیاد قبل از تو، چطور تحملشون میکردم :)!🧡🌼✨
بی اعتنا شدم به جهان بی تو آنچنان
کز دیدن تو نه غمگین شوَم نه شاد ..
گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن !
نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد ..
این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست
خیر شما به ما رسیده مرحمت زیاد !✨🚶🏻♂
یه دیالوگی بود که میگفت:
«تا امروز هر اشتباهیرو بخشیدم، چون از کُلِ این آدما بیشتر دوسِت داشتم سوفی، اما اینبار از چشمم افتادی»
نیاد اون روزی که هر اشتباهیرو ببخشی، اما همون آدم کاری کنه با یه اشتباه از چشمت بیفته 🚶🏻♂✨..
دوستت دارم
بیشتر از وسعتِ دیدِ چشمانت
نزدیکتر از روزنههای پوستت !💗🐈