eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
تکست زیر رو بفرست سیو مسج پینش کن تا هرموقع حالت بد بود به خودت بگی : " اوکیه که پایینی ; کار عجیبی هم لازم نیست بکنی. فقط یه کم استراحت کن، انرژی منفی الانت رو نادیده بگیر، به خودت یه حال اساسی بده و برای خودت یه دوست عالی باش. هیچ مودی تا ابد موندگار نیست و همه چیز خیلی زود بهتر می‌شه. مثل دفه های قبلی از پسش برمیای 💖"
- ما هیچ تر از هیچ پی هیچ دویدیم جز هیچ در این هیچ دگر هیچ ندیدیم🌱 ..
- به کسی نِگر که ظلمت بزُداید از وجودت -
‏تو زبون ترکی یه قربون صدقه هس که میگه؛ "گوزلرین منیم اورَییمه بسدی" یعنی چشمات واسه قلبم کافیه💖👀!(:
یهو زد زیرِ گریه... جمع زنونه بود؛ همه همشهری، همه آشنا؛ داشتیم می‌رفتیم سرعین. یکی گفت: - باز این شروع کرد! خوبیت نداره جلوی بچه! می‌ترسه؛ فکر می‌کنه چی شده حالا! یکی گفت: - نکنه دلتنگ شوهر و اون یکی دخترشه که خونه موندن؟! ادامه ی جمله‌شو خورد انگار، نگفت درست مثلِ من! یکی از تهِ اتوبوس جواب داد - مسافرت یه روزه ست، شب برمی‌گردیم! دلتنگیِ چی؟! از صندلی پشت سریم جواب اومد - مادره دیگه! طاقت یه روز دوریم نداره... و انگار ادامه نداد درست مثلِ من! یه نفر از جا بلند شد و خودشو رسوند به جمعیتِ کوچیکِ پریشونِ دورِ صندلیِ زنِ گریونِ آشنا - میگم نکنه خونه دل نگرونی ای چیزی داره؟! ها؟! بعد خم شد و آروم گفت: - ببینم منتظر خبری چیزی هستی؟! و شاید نگفت درست مثل من! مامان با پر روسری اشک چشمشو گرفت و رو به جمعیت گفت: - دل نگران برادرِ جوونشه؛ مریضه، حالش خوب نیست... یه صدای گرفته گفت: - آخه مهرِ بین خواهر و برادر یه جور دیگه ست، جنس نابیه. لابد یه چیزی حس کرده دلش... و حس کردم نمی‌خواد بگه درست مثلِ من! زن مشتشو گرفت سرِ دلش - آشوبه اینجا! می‌ترسم... یه نفر از بین جمعیت خودشو رسوند به زن و موبایلشو گرفت سمتش - بیا! شماره ی خونه تونو گرفتم؛ حرف بزن بلکه م آروم گرفتی... اینبار اما هیچ‌کس قصد نداشت بگه درست مثلِ من! زنِ ناآروم چنگ زد به گوشی و شروع کرد به زمزمه کردن تویِ گوشِ آدمی آشنا از هزار فرسخ دورتر... چشم گرفتم از جمعیت و هندزفریمو هوُل دادم توو گوشم و فکر کردم به مفهومِ پیچیده ای به نام زن... این حجم عظیمِ عاشقانگی! - طاهره اباذری هریس 🌱
آنچه میخواهم از این عشق همین است فقط تو بمان، دور نشو، دیر نیا، زود نرو💗🐈
دردم آمد ، سوختم ، اما نگفتم که بمان من تو را با زور نه ، با دِل فقط میخواستم ..
در وصفِ جمالِ تو توان گفت که : ماهی🌙
تاوان یا تقاص اسمش رو هر چی دوس داری بذار ! من فقط میدونم خدا از اشک های هیچکس نمیگذره :)!
من چیزهایی رو درک کردم و بخشیدم، که اگه من میکردم دیگه تو روم تف هم نمینداختی .
ولی واقعا دلم برا وقتایی که اصل میدادم ۱۸ تهران تنگ شده تازه اونموقعه دروغ میگفتم 16 سالم بود تازه تهرانم نبودم🦦