تکست زیر رو بفرست سیو مسج پینش کن تا هرموقع حالت بد بود به خودت بگی :
" اوکیه که پایینی ; کار عجیبی هم لازم نیست بکنی. فقط یه کم استراحت کن، انرژی منفی الانت رو نادیده بگیر، به خودت یه حال اساسی بده و برای خودت یه دوست عالی باش. هیچ مودی تا ابد موندگار نیست و همه چیز خیلی زود بهتر میشه. مثل دفه های قبلی از پسش برمیای 💖"
- ما هیچ تر از هیچ پی هیچ دویدیم
جز هیچ در این هیچ دگر هیچ ندیدیم🌱 ..
تو زبون ترکی یه قربون صدقه هس که میگه؛
"گوزلرین منیم اورَییمه بسدی"
یعنی چشمات واسه قلبم کافیه💖👀!(:
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی ، گیر لحن بم مردانهیِ محکم نشود ..🚶🏻♂🌱
- دوام الحال منِ المحال 🌱..
پ.ن: ولی این خیلی قشنگ بود >>
یهو زد زیرِ گریه...
جمع زنونه بود؛ همه همشهری، همه آشنا؛ داشتیم میرفتیم سرعین.
یکی گفت:
- باز این شروع کرد! خوبیت نداره جلوی بچه! میترسه؛ فکر میکنه چی شده حالا!
یکی گفت:
- نکنه دلتنگ شوهر و اون یکی دخترشه که خونه موندن؟!
ادامه ی جملهشو خورد انگار، نگفت درست مثلِ من!
یکی از تهِ اتوبوس جواب داد
- مسافرت یه روزه ست، شب برمیگردیم! دلتنگیِ چی؟!
از صندلی پشت سریم جواب اومد
- مادره دیگه! طاقت یه روز دوریم نداره...
و انگار ادامه نداد درست مثلِ من!
یه نفر از جا بلند شد و خودشو رسوند به جمعیتِ کوچیکِ پریشونِ دورِ صندلیِ زنِ گریونِ آشنا
- میگم نکنه خونه دل نگرونی ای چیزی داره؟! ها؟!
بعد خم شد و آروم گفت:
- ببینم منتظر خبری چیزی هستی؟!
و شاید نگفت درست مثل من!
مامان با پر روسری اشک چشمشو گرفت و رو به جمعیت گفت:
- دل نگران برادرِ جوونشه؛ مریضه، حالش خوب نیست...
یه صدای گرفته گفت:
- آخه مهرِ بین خواهر و برادر یه جور دیگه ست، جنس نابیه. لابد یه چیزی حس کرده دلش...
و حس کردم نمیخواد بگه درست مثلِ من!
زن مشتشو گرفت سرِ دلش
- آشوبه اینجا! میترسم...
یه نفر از بین جمعیت خودشو رسوند به زن و موبایلشو گرفت سمتش
- بیا! شماره ی خونه تونو گرفتم؛ حرف بزن بلکه م آروم گرفتی...
اینبار اما هیچکس قصد نداشت بگه درست مثلِ من!
زنِ ناآروم چنگ زد به گوشی و شروع کرد به زمزمه کردن تویِ گوشِ آدمی آشنا از هزار فرسخ دورتر...
چشم گرفتم از جمعیت و هندزفریمو هوُل دادم توو گوشم و فکر کردم به مفهومِ پیچیده ای به نام زن...
این حجم عظیمِ عاشقانگی!
- طاهره اباذری هریس 🌱
آنچه میخواهم از این عشق همین است فقط
تو بمان، دور نشو، دیر نیا، زود نرو💗🐈
دردم آمد ، سوختم ، اما نگفتم که بمان
من تو را با زور نه ، با دِل فقط میخواستم ..
تاوان یا تقاص
اسمش رو هر چی دوس داری بذار !
من فقط میدونم خدا از اشک های هیچکس نمیگذره :)!
من چیزهایی رو درک کردم و بخشیدم،
که اگه من میکردم دیگه تو روم تف هم نمینداختی .
ولی واقعا دلم برا وقتایی که اصل میدادم ۱۸ تهران تنگ شده
تازه اونموقعه دروغ میگفتم 16 سالم بود
تازه تهرانم نبودم🦦