داشتم با مامانم حرف میزدم و میگفتم :
اخه ببین چشمای قشنگشو
یهو پرید وسط حرفم گفت :
‹ حالا چشماش به کنار
تاحالا نگاه کردناش به خودتو دیدی؟(:💕›
صنما تو همچو شیری، من اسیرِ تو چو آهو
به جهان که دید صیدی که بترسد از رهایی ؟!
من عاشق اسمهای یواشکیایم که روی هم میذاریم؛ اسمهای خصوصی. اسمهایی که فقط من، فقط تویی. اسمهایی که معنی پشتش رو، فقط ما میدونیم :)))))))!
من از مرگ میترسم
چون هنوز با تو خونهی مشترک نداشتم.
هنوز کنارت زندگی نکردم
هنوز برات صبحانه درست نکردم
هنوز باهات اشپزی نکردم
هنوز تو خونه منتظرت نموندم
تا از سرکار بیای برات چایی بریزم
هنوز باهات مشغله ی زندگی مشترک
نداشتم من هنوز تا وقتی کنارم نباشی از
مرگ میترسم .. 🤍
دلتنگی این شکلیه که انگار یه قسمتی از وجودت(هرجاییت میتونه باشه انگشتت، پات، دستت و ..) ازت بگیرن و جلوت بسوزونن و پودرشه، نابود بشه و از دستش بدی 🚶🏻♂✨
چقد خوبه ک توی بیوتون میزنید ( یک آدم معمولی ) ممکن بود شمارو با نلسون ماندلا اشتباه بگیریم🦦 .
آن که دانم،هوس سوختنِ ما میکرد،
کاش میآمد و از دور تماشا میکرد 🧡🔥
درست اونجا که استاد ابتهاج میگه :
بنگر چه جان های گرامی میرود از دست ..🚶🏻♂