𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
باید بروم ؛ ماندنم انکار شعور است !
نادیده بگیرم همهیِ " خاطرههایت "
اینقدر نگید خودت باش خودت باش !
من اگر بخوام خودم باشم ترکیبی از هیتلر و پاتریکم .
اصن اینی که شما در امانید دلیلش اینه که من خودم نیستم🦦
پاریس ؛ ۱۰ نوامبرِ ۱۸۸۶ :
میروم بخوابم؛ خرد و خستہام؛
تمامِ بعد از ظهر بےمحابا گریستم؛
تو را بیشتر در آغوش مےگیرم
تو هم بیش از پیش دوستم بدار؛
چون غمگینم💔..
+ ازمیانِنامهیژرژساندبهگوستاوفلوبر ✉️'
عاشق کسی بشین که تو رفتارش عشق رو ببینین نه لا به لای حرفاش . .
کسی که با همه ی کم و کاستی های صورتتون مث معجزه نگاهتون کنه؛بهتون جرات پرواز بده نه که بال آرزوهاتونو قیچی کنه ..🕊'🌱
نمےدانم
چہ
خواهد
شد
و
راستش
را
بخواهے
دیگر
برایم
اهمیتے
ندارد؛
من
برای
تمام
احتمالات
زندگے
خستہام :)!
‹ عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند
خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد. ›
تو شیشهیِ عمرِ منی!
من تورو برایِ تمامِ ثانیه ها ، برایِ تمامِ دقایق ،
برایِ تمامِ ساعات ، برایِ تمامِ روزها و ماه ها و سالها،
کنارِ خودم میخوام!
من تورو برایِ زندگی ،
و برایِ تمامِ لذت هایِ کوچیک و بزرگش میخوام
برایِ نوشیدنِ چای تو روز های سردِ زمستونی،
برایِ تماشایِ یه فیلمِ جدید،
برایِ تجربهی هیجاناتِ جدید،
برایِ سفر به مکان هایِ جدید،
برایِ کنارِ هم موندن و کنارِ هم ساختن،
تورو برایِ رقص ، برایِ خندیدن ، برایِ شادی،
من تورو برایِ درکِ معنایِ زندگی میخوام":)🤍