نمےدانم
چہ
خواهد
شد
و
راستش
را
بخواهے
دیگر
برایم
اهمیتے
ندارد؛
من
برای
تمام
احتمالات
زندگے
خستہام :)!
‹ عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند
خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد. ›
تو شیشهیِ عمرِ منی!
من تورو برایِ تمامِ ثانیه ها ، برایِ تمامِ دقایق ،
برایِ تمامِ ساعات ، برایِ تمامِ روزها و ماه ها و سالها،
کنارِ خودم میخوام!
من تورو برایِ زندگی ،
و برایِ تمامِ لذت هایِ کوچیک و بزرگش میخوام
برایِ نوشیدنِ چای تو روز های سردِ زمستونی،
برایِ تماشایِ یه فیلمِ جدید،
برایِ تجربهی هیجاناتِ جدید،
برایِ سفر به مکان هایِ جدید،
برایِ کنارِ هم موندن و کنارِ هم ساختن،
تورو برایِ رقص ، برایِ خندیدن ، برایِ شادی،
من تورو برایِ درکِ معنایِ زندگی میخوام":)🤍
داداشم رو بردن با مشاغل بیمارستان آشنا بشه. بعد ازش پرسیدن حالا میخوای چکاره بشی؟ گفته دربون. گفتن چرا؟! گفته اون همش میخنده :))))))))))))
دوست داشتنت را ؛
چگونه تعریف کنم !
وقتی از هزارو یک جهت ..
به تو میرسم :)!🤍✨
آدم بايد متعلق باشه
به جايی به محيطی،به گوشه ای،
به رویایی و مهمتر از همه
به نفری :)!
در غير اين صورت معلقه باباجان ..