𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بچها من یچیزی فهمیدم ؛
بچها من یچیزی فهمیدم ؛
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بچها من یچیزی فهمیدم ؛
من وقتایی که گیلاس میخورم و حس میکنم توش کرمه به خوردنش ادامه میدم چون طاقت این که درش بیارم و با کرمه رو به رو شم و ندارم ؛
مسئله اینجاس در مقابل تو هم همه چیو فهمیده بودم ولی به خواستنت ادامه دادم چون نمیخاسم به زات خرابت روبه رو شم :)!
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
از اون روزی که بابابزرگم بهم گفت اگه بزنم زیرِ گریه شاید دیگه اشکم بند نیاد و از شدت گریه خفه بشم چون چیزهایی که میشه براشون گریه کرد زیادن ؛ دیگه هیچوقت گریه نکردم :)!
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
و خدا نکند آدمی . .
نفرت انگیزترین موجود جهان را در آینه ببیند !
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
آغوش تو ممنوعهترین نقطهی شهر است،
ما جد و پدرجد همه ممنوعه پسندیم 🫀 .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
تو زندگے دنبال آدمے باشید کہ جیگر داشتہ باشہ!
جیگر واسہ پیش قدم شدن، بدست آوردن، جنگیدن و البتہ نگہداشتن :)!🌙'
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜