𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
دردا چنان که عمر و دریغا چنین که مرگ از من گرفت مهلت و مهلت به من نداد !
ما را فریب دادی و جای گلایه نیست ؛
ما زود باوریم و تو دلال اعتماد . .
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
ما را فریب دادی و جای گلایه نیست ؛ ما زود باوریم و تو دلال اعتماد . .
صبرم کفاف این همه غم را نمیدهد
سرمایه ام کم است و بدهکاریام زیاد . .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
تو همیشه عاشق جزئیات یه نفر میشی نه کلیاتش ، مثلا خط خندش یا نفسی که بین هر بار خندیدن می کشه ؛ یا تیکه های موهاش تو صورتش
یا مثلا چشماش ، چشماش، چشماش🫀 . .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
با رقیبان مینشینی غافلی از حالِ من ؛
ترسم آخر نالهام روزی گریبانت شود 🚶🏻♂ . .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
و در نهایت آدمی برای زیستن ؛ بیشتر
به جسارت احتیاج دارد تا کُشتن خود 🪴🫀 .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بچها من یچیزی فهمیدم ؛
بچها من یچیزی فهمیدم ؛
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بچها من یچیزی فهمیدم ؛
دوست داشتن یه مجموعه رفتاره ؛ نه یه کلمه :)!
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
و تو چقدر عمیق بر جانم رخنه کردهای ؛
که پر از شوقم برای داشتنت ؛
مبادا روزی فراموش کنی که تو ؛
تنها پناهِ این جانی🫀🪴 . .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
او قوی به نظر میرسید . .
همچنین خسته ؛
بی رمق، آزرده و ترسیده . .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜